پیام تسلیت حضرت آیت الله صافی گلپایگانی در پی ارتحال فقیه عالی مقام حضرت آیت الله طباطبائی قمی رضوان الله علیه

در پی درگذشت حضرت آیت الله سید تقی طباطبایی قمی از مراجع کربلا، حضرت آیت الله صافی گلپایگانی با صدور پیامی درگذشت این مرجع عالیقدر را تسلیت گفتند.

بسمه تعالي

“اذا مات العالم الفقيه ثلم في الاسلام ثلمة لايسدّها شيء”

با کمال تأسف و تأثر مطلع شديم که فقيه اهل بيت عصمت و طهارت (عليهم السّلام)، مدافع حريم امامت و ولايت، و شيفته و دلباخته حضرت سيد الشهداء (عليه السّلام) مرجع عاليقدر حضرت آية الله آقاي حاج سيّد تقي طباطبايي قمي (قدّس سرّه) دعوت حق را لبيک گفته و به ديار باقي شتافتند.

آن عالم برجسته، خلف صالح مرجع و زعيم بزرگ عالم تشيّع مرحوم آية الله العظمي حاج آقا حسين طباطبايي قمي بود که عمر مبارک خود را در خدمت به مولا و سرور خود حضرت بقية الله الاعظم (ارواح العالمين له الفداء)، اعلاي کلمة الله و ترويج معارف حقه اهل البيت (عليهم السّلام) سپري نمود و با تأليف کتاب‌هاي ارزنده فقهي و اصولي که نشان از دقت و امعان نظر و تحقيق عالمانه آن فقيد سعيد مي‌باشد به حوزه‌هاي علميه خدمت فراوان نمودند.

حقير که از علاقمندان به ايشان و خاندان بزرگ طباطبايي قمي هستم بسيار در فقدان آن عالم رباني متأثر شدم.

خوشا به سعادت ايشان که در کربلاي معلي در جوار امام مظلومان و سالار شهيدان بعد از زيارت حضرات ائمه معصومين (عليهم السّلام) دعوت حق را لبيک گفت و ميهماني آن بزرگواران را پذيرفت.

عاش سعيداً و مات سعيداً

رحلت اين فقيه عالي مقام را به ساحت مقدّس حضرت ولي الله الاعظم (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) و به حوزه‌هاي علميه و شاگردان و بيت شريف بخصوص آقازاده فاضل و محترم ايشان تسليت عرض نموده علوّ درجات آن فقيد سعيد را از خداوند متعال مسئلت دارم.

۲۵محرّم الحرام۱۴۳۸

لطف الله صافي

انتهای پیام

ولایت حاکم اسلامی بر مشاهد مشرفه

گروه مذهبی:بتازگی مقاله ای منتشر شد
که در آن سعی شده با طرح این پرسش «آیا در حکومت دینی، حرم جزیی از حکومت
است و حکومت نسبت به مشاهد مشرفه از اختیاراتی شبیه اختیاراتی که در
نهادهای حکومتی دارد، برخورداراست؟» این مطلب را به خواننده القا کند که
اساساً اداره حرم از شؤون حکومت نیست و اعتاب مقدسه تحت قواعد عمومی به
معنای حکومتی آن قرار نمی گیرد و این امر همچون اموری از قبیل ورزش، بهداشت
یا تبلیغ مسایل دینی به مصلحت عامه برمی‌گردد و تصدی آن اولاً و بالذات در
اختیار خود مردم است و از نهادهای حاکمیتی به شمار نمی‌آید.

به گزارش بولتن نیوز به نقل از فارس،نویسنده در ادامه با طرح پرسش‌هایی به شکل جزیی تر
خواننده را به تأمل در این زمینه فراخوانده و پاسخ کامل و همه جانبه به این
پرسش ها را نیازمند تحقیق جامع و گسترده دانسته و اذعان داشته که
متأسفانه، تاکنون به چنان تحقیقی برخورد نکرده و در حد ضرورت به این موضوع
پرداخته است.

آیت الله مکارم شیرازی: راه اندازی کتابخانه مرکز بررسی های اسلامی ابتکاری عالی است

صدای شیعه: حضرت آیت الله ناصر مکارم شیرازی در بازدید از کتابخانه مرکز بررسی های اسلامی در پردیسان قم، ضمن تقدیر از راه اندازی این کتابخانه، خاطر نشان کرد: راه اندازی مجموعه ای با این عظمت در این منطقه به شدت نیاز بود که الحمدلله با تلاش این مرکز، این موضوع محقق شده است.

وی افزود: از آنچه قبلاً درباره این کتابخانه شنیده بودم، دستاوردها و تلاش های بیشتری دیدم و این نشان دهنده عزم راسخ و تلاش شبانه روزی مسؤولان این مجموعه است.

این مرجع تقلید، تلاش در جهت رواج کتابخوانی را از دیگر مأموریت های این مرکز دانست و تصریح کرد: در گام بعدی باید تلاش کنید تا با معرفی امکانات، فضاها و کتاب های موجود در این کتابخانه؛ دانشجویان، محققین و طلبه ها را به سمت این مرکز و استفاده از امکانات آن هدایت کرد که این مسأله تلاشی جدی را می طلبد.

حضرت آیت الله مکارم شیرازی در پایان این دیدار ضمن آرزوی توفیق برای مسؤولین این مرکز، تأکید کرد: ان شاء الله تا سالیان طولانی مردم از برکات این کتابخانه استفاده کنند و باقیات صالحات ماندگاری برای مؤسسین آن باشد.

در ادامه این بازدید، حجت الاسلام سیدهادی خسرو شاهی، مؤسس این مرکز با اشاره به برخی معضلات موجود در تجهیز این کتابخانه، تصریح کرد: در عید غدیر سال گذشته، این کتابخانه به صورت رسمی مورد بهره برداری قرار گرفت و تاکنون بیش از ۳هزار نفر به عضویت آن درآمده و از امکانات و ظرفیت های این کتابخانه استفاده می کنند.

وی افزود: البته در بخش های مختلف با مشکلات متعددی روبرو هستیم که مشکلات مالی و هم چنین بحث مربوط به وقف قانونی محل کتابخانه از مشکلاتی است که یاری مسؤولان را می طلبد و با توجه به این که تنها کتابخانه با این عظمت در منطقه پردیسان است، انتظار حمایت های جدی دولت و دیگر مسؤولان را داریم.

لازم به یادآوری است کتابخانه مرکز بررسی های اسلامی، در مساحتی بیش از ۵هزار متر مربع و با زیربنای ۳۳۰۰متر در سه طبقه راه اندازی شده است که در آن بیش از ۳۰ هزار عنوان کتاب در قالب ۴۸هزار جلد موجود بوده و سالن اجتماعات، سالن مطالعه، بخش های اداری، سالن نشریات از بخش های این کتابخانه است که در دو نوبت صبح و عصر پذیرای محققین، طلاب و دانشجویان است.

منبع: رسا

انتهای پیام

ردّیه‌ای فقهی بر آپارتمان‌سازی

ردّیه‌ای فقهی بر آپارتمان‌سازیگروه دین و اندیشه: محسن اراکی، دبیر کل مجمع جهانی تقریب مذاهب با استناد به آیات و روایات که در ادامه ملاحظه می فرمایید، برج سازی و ساختن آپارتمانهای آسمان خراش را از نظر فقهی رد می کند.

به گزارش بولتن نیوز، ادله نگارنده برای رد فقهی بر آپارتمان سازی به شرح زیر است:

۱) روایاتی است که بر تعدادی از سنن و مستحباتی دلالت دارد که با ساختمان‌های بلند سازگار ندارد بلکه ساختمان‌های بلند موجب تعطیل کامل آنها می‌شود. نظیر: روایاتی که درباره استحباب نگاه کردن به آیات الهی آسمان قبل از نافله شب و به‌طور مکرر وارد شده… و عملاً زمینه انجام این سنت نبوی از میان می‌رود.

۲) خدای متعال می‌فرماید: “قل انظروا ماذا فی السماوات و الارض» (یونس، ۱۰۱) (و چندین آیات دیگر مانند آن). این آیات و ده‌ها آیات دیگر که در آنها تأکید بر اندیشیدن و تدبر در آیات آسمانی و زمینی آمده است بر این حقیقت دلالت دارد که زندگی اسلامی زندگی یاد و ذکر و هوشیاری است… در حالی‌که در محیط و فضایی که رابطه انسان را با آیات آسمانی و زمینی خداوند قطع می‌کند… جایی برای زندگی یاد و هوشیاری باقی نمی‌ماند.

ردّیه‌ای فقهی بر آپارتمان‌سازی

۳) عمل به روایات و به سنت نبوی در زمینه دعا هنگام رؤیت هلال در شهری که سراسرش را ساختمان‌های بلند قرار گرفته است میسر نیست، به‌گونه‌ای که زندگی در چنین شهری به تعطیلی کامل این سنت نبوی منجر می‌شود.

۴) عمل به چنین سنتی [استحباب دعا مقارن با طلوع و غروب خورشید] در جایی رواج پیدا می‌کند که طلوع و غروب خورشید برای عامه مردم محسوس باشد و در آنجا که محیط زندگی به‌گونه‌ای باشد که برای عامه مردم طلوع و غروب خورشید نامحسوس باشد، زمینه عمل به چنین سنتی منتفی خواهد بود.

انتهای پیام/

آمار ایرانیان دوباره روی نمودار رفت شیب نزولی ازدواج در ۲۷ استان کشور

صدای شیعه به نقل از سلامت نیوز: روزنامه صبح نو در ادامه نوشت: در استان کرمانشاه نیز این تغییر جزئی بوده است و نرخ ولادت از ۳۶۱۱۲ نفر به ۳۵۸۸۰ نفر رسیده است. اما در دو استان گیلان و لرستان نرخ کاهش ولادت بیشتر بوده است و به ترتیب ولادت نوزادان ۳٫۴ و ۲ درصد کاهش داشته است. در مجموع تعداد ۱۵۷۰۲۱۹رویداد ولادت در کشور به ثبت رسیده است. از مجموع این ارقام، سهم ثبت در نقاط شهری تعداد ۱۲۰۸۱۴۲واقعه، در نقاط روستایی ۳۶۲۰۷۷واقعه، ولادت پسران ۸۰۶۴۵۶واقعه و ولادت دختران ۷۶۳۷۶۳واقعه است. نرخ ثبت ولادت در واقع بیانگر این است که در ازای هر ۱۰۰۰نفر جمعیت، n تعداد ولادت به وقوع پیوسته است. در کل کشور نرخ ثبت ولادت ۱۹٫۸در هزار است. در مقایسه بین استان‌ها، استانی که بالاترین نرخ ثبت ولادت را دارد استان سیستان و بلوچستان با نرخ ۳۵٫۶ درهزار و استان گیلان با نرخ ۱۲٫۳در هزار پایین‌ترین نرخ ثبت ولادت را کسب کرده است. نسبت جنسی نشان‌دهنده این است که در مقابل هر ۱۰۰نوزاد دختر چه تعداد نوزاد پسر متولدشده‌اند. «نسبت جنسی در کشور ۱۰۵٫۶است».

کاهش مرگ و میر در کشور
اما نگاهی به نرخ تغییرات وفات در این دو سال نشان می‌دهد که فقط در سه استان نرخ مرگ و میر نسبت به سال قبل از آن بیشتر بوده است و در واقع در ۲۸ استان کشور تعداد افراد کمتری در سال ۹۴ نسبت به سال ۹۵ فوت کرده‌اند. در استان البرزتعداد افرادی که فوت شده‌اند از ۸۴۱۶ به ۹۱۹۶ نفر افزایش پیدا کرده و ۹ درصد رشد را تجربه کرده است.
در استان تهران نیز نرخ فوت ۱٫۷ درصد رشد داشته و بیش از ۵۴ هزار نفر در این استان فوت کرده‌اند. استان قم، دیگر استانی است که نزدیک به ۵ درصد در نرخ فوت رشد داشته است. در میان ۲۸ استانی که نرخ منفی فوت داشته‌اند، برخی استان‌ها به شدت کاهش فوت داشته و برای مثال در استان خراسان شمالی تعداد افراد فوتی از ۹۲۳۷ به ۴۵۴۴ نفر کاهش داشته و در واقع بیش از ۵۰ درصد کاهش مرگ و میر را در این استان شاهد بوده‌ایم. زنجان، کردستان، کهگیلویه و بویراحمد و لرستان نیز بیش از ۴۰درصد رشد منفی در این زمینه داشته‌اند. نسبت جنسی در کشور ۱۲۷٫۷است. این رقم نشان‌دهنده این است که در مقابل هر ۱۰۰ فوت زن تعداد ۱۲۷٫۷فوت مرد به ثبت رسیده است که استان لرستان با رقم ۱۴۶٫۱درصد بالاترین نسبت جنسی و استان چهارمحال و بختیاری با رقم ۷۸٫۶ پایین‌ترین درصد را داراست.
بالاترین درصد فوت، مربوط به گروه سنی ۷۵سال و بیشتر با رقم ۴۳٫۷درصد، همانگونه که در نمودار مشاهده می‌شود، شیب تندی را طی کرده است و پایین‌ترین درصد مربوط به گروه‌های سنی ۱۰-۵ و ۱۴- ۹ سال با رقم ۰٫۶درصد است.

نرخ منفی ازدواج در اکثر استان‌های کشور
در سال ۱۳۹۴تعداد ۶۸۵۳۵۲ واقعه ازدواج به ثبت رسیده که از این تعداد، ۵۶۲۶۷۱واقعه مربوط به ثبت ازدواج در مناطق شهری و تعداد ۱۲۲۶۸۱واقعه مربوط به ثبت ازدواج در مناطق روستایی است . نرخ ثبت ازدواج در کشور ۸٫۷ در هزار است. بیشترین نرخ مربوط به استان اردبیل با رقم ۱۱٫۱در هزار و کمتر‌ین نرخ مربوط به استان تهران با نرخ ۶٫۹در هزار است. شاخص نسبت ازدواج به طلاق در کشور رقم ۴٫۲را نشان می‌دهد یا به عبارت دیگر حدوداً ۲۴طلاق در مقابل هر۱۰۰ ازدواج به ثبت رسیده است. نسبت ازدواج به طلاق در استان سیستان و بلوچستان با نسبت ۱۳٫۴بیشترین رقم و استان البرز با ۲٫۷ کمترین رقم شاخص را دارند. با این حال چندی پیش آقای مجید ابهری، در سخنانی که عصر ایرانیان به نقل از پانا از وی منتشر کرده بود با ادعایی عجیب و بدون سند درباره نرخ طلاق در کشور گفته بود: «در حال حاضر از هر سه ازدواج در ایران، حداقل یکی منجر به طلاق می‌شود و عمر زندگی نیز در ایران بین ۱ تا ۳ سال رسیده است. مشکلات اقتصادی، نبود مسکن، بیکاری، خیانت و مشکلات فرهنگی عمده‌ترین دلایل ناکامی زوجین در زندگی است که در نهایت منجر به طلاق زوجین می‌شود. همچنین یکی از مشکلاتی که امروز مشاهده می‌شود ناآگاهی جنسی زوجین است که مشکلاتی را برای خانواده‌های جوان ایجاد کرده است.


خانواده به عنوان مهم‌ترین نهاد جامعه، نقش بسزایی در انسجام اجتماعی دارد، با پیشرفت جوامع در عرصه تکنولوژی، این نهاد مهم در معرض آسیب و حتی فروپاشی قرار گرفته است. نبود امکان انتخاب منطقی همسر توسط جوانان بعد از بیکاری و مشکلات اشتغال و یافتن مسکن و به دنبال آن بی‌توجهی والدین در واگذاری مسوولیت به فرزندان از موانع اصلی افزایش ازدواج است.» درباره آمار مقایسه‌ای بین دو سال، آمارهای ثبت احوال نشان می‌دهد در سال ۹۴ در مقایسه با سال ۹۳ نرخ ازدواج فقط در ۴ استان کشور مثبت بوده است و ۲۷ استان ایران با نرخ منفی ازدواج مواجه بوده‌اند. این ۴ استان شامل البرز با ۹ درصد، ایلام با ۱٫۶ درصد، کرمان با ۲٫۸ درصد و کهگیلویه و بویراحمد با ۲٫۶ درصد بوده است. در حالی که نرخ میانگین کشوری منفی ۵٫۴ درصد بوده است بیشترین رشد منفی در ازدواج را استان کردستان با منفی ۱۳٫۵ درصد داشته است. پس از آن نیز استان‌های خراسان رضوی و سمنان با حدود منفی ۱۲٫۵ درصد قرار دارند. بیشترین درصد ازدواج ثبت شده مردان مربوط به گروه سنی۲۹ – ۲۵با رقم ۳۶٫۸درصد است که ۸۴٫۳درصد ازدواج‌های ثبت شده در گروه‌های سنی۳۴ – ۲۰ است .بیشترین درصد ازدواج در زنان مربوط به گروه سنی۲۰ – ۲۴با رقم ۲۹٫۸است که ۷۸٫۷ درصد ازدواج‌های در گروه‌های سنی۲۹ – ۱۵ است. سهم ازدواج‌های ثبت شده به زوجین همسن ۱۲٫۱درصد بوده و در ۷۷٫۵درصد ازدواج‌ها زوج بزرگتر از زوجه بوده است، در ۱۰٫۴درصد ازدواج‌ها نیز زوج کوچکتر از زوجه بوده است.


تعداد طلاق، تقریباً بدون رشد و کاهش
برخلاف نرخ ازدواج، نرخ طلاق اما در میانگین کشوری مثبت و حدود یک دهم درصد است. تعداد ۱۶۳۷۶۵ واقعه طلاق در کشور به ثبت رسیده که از این تعداد ۱۴۶۷۱۴ واقعه مربوط به نقاط شهری و تعداد ۱۷۰۵۱واقعه مربوط به نقاط روستائی است. نرخ ثبت طلاق در کشور ۲٫۱در هزار است. بیشترین نرخ ثبت طلاق ثبت شده مربوط به استان گیلان و البرز با رقم ۲٫۷۳در هزار و کمترین نرخ ثبت طلاق ثبت شده مربوط به استان سیستان و بلوچستان با رقم ۰٫۶در هزار است .از میان ۳۱ استان مورد بررسی در استان بوشهر نرخ تغییرات سال ۹۴ نسبت به سال قبل از آن صفر بوده و در ۱۱ استان نیز نرخ طلاق منفی بوده است، به این معنی که تعداد طلاق‌های ثبت شده به نسبت سال قبل از آن کاهش داشته است. یکی از نکات جالب کاهش آمار تعداد طلاق در استان تهران است که در سال ۹۴ نسبت به سال قبل از حدود ۳۳ هزار طلاق به حدود ۳۰۵۰۰ رسیده و رشد منفی ۷٫۶ درصدی را تجربه کرده است. استان کهگیلویه و بویر احمد با فاصله‌ای زیاد، بیشترین رشد تعداد طلاق را داشته است و به نسبت سال قبل ۳۵ درصد رشد را در این استان شاهد بوده‌ایم. با این حال تعداد این طلاق‌ها در مقایسه با بسیاری از استان‌ها کم بوده است و در واقع آمار طلاق در این استان از ۱۰۰۰ به ۱۴۰۰ رسیده است. میانگین طول مدت زندگی مشترک در کشور ۸٫۳ سال بوده است که ۱۳٫۱درصد زوجین دوام زندگی کمتر از یک سال داشته‌اند و ۷٫۳درصد طلاق‌ها مـربوط به ۵ سال اول زنــدگی مشتـرک بوده است.

    95

 

انتهای پیام

خدا این همه را برای انسان آفریده؟

و خداوند مانع به نتیجه رسیدن اعمال کافران شدگروه دین و اندیشه: حجت الاسلام دکتر سوزنچی از اساتید دانشگاه، هر روز یک آیه قرآن را با ترجمه و چند حدیث تفسیری و چند نکته در تدبر آن آیه منتشر می کند. بولتن نیوز نیز در راستای ترویج چنین اقدامات ارزشی این سلسله مطالب را به صورت روزانه منتشر می کند.

به گزارش خبرنگار بولتن نیوز، در مطلب روز ۳ آبان به آیه ۲۸ سوره بقره پرداخته شده و در آن آمده است:

هُوَ الَّذي خَلَقَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ جَميعاً ثُمَّ اسْتَوى‏ إِلَى السَّماءِ فَسَوّاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ عَليمٌ     
سوره بقره (۲) آیه۲۹      

ترجمه
او است که آنچه در زمین است همه را برای شما آفرید سپس به تدبیر آسمان پرداخت، پس آنها را [به صورت] هفت آسمان سامان داد و او به همه چیز کاملا داناست.

نکات ترجمه‌ای و نحوی
درباره دو کلمه «اسْتَوى‏» و «سوّی» در جلسه ۱۳۴ توضیحات لازم ارائه گردید.
«فَسَوّاهُنَّ»: علی‌القاعده انتظار می‌رفت تعبیر به صورت «فسواها» بیاید. اینکه چرا به صورت فسواهن آمده و مرجع ضمیر «هنّ» چیست، نظرات متعددی بیان شده است:
الف. به «سماء» برمی‌گردد، زیرا سماء اسم جنس است و اسم جنس بر کم و زیاد دلالت می‌کند. (مجمع البيان، ج‏۱، ص۱۷۳؛ الکشاف، ج۱، ص۱۲۳)
ب. سماء، جمع «سماوه» یا «سمائه» است (الکشاف، ج۱، ص۱۲۳) لذا گاه مونث می‌آید و گاه مذکر می‌آید مانند «السَّماءُ مُنْفَطِرٌ بِهِ» همان طور که در جمعی که با واحدش در یک «ه» اختلاف دارد (مانند نخل و نخله، بقر و بقره) چنین است. (مجمع البيان، ج‏۱، ص۱۷۳)
ج. سماوات، سماء روی سماء است، پس در تقدیر واحد است و واحدش جماعت است (مجمع البيان، ج‏۱، ص۱۷۳) یعنی اینکه اول گفت سماء و بعد آن را به صورت سماوات آورد «إِلَى السَّماءِ فَسَوّاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ») هر دو به یک حقیقت رجوع می‌کند از دو منظر، از جهتی واحد و از جهتی جمع است.
د. ضمیر «هن» مبهم است و «سماوات» تفسیر آن است. (الکشاف، ج۱، ص۱۲۳) یعنی نیاز نیست که حتما مرجع ضمیر قبل از ضمیر بیاید؛ بلکه در زبان عربی گاه یک ضمیری می‌آید که مرجع ندارد و مبهم است [مثلا برای اینکه توجه مخاطب را به خود جلب کند] و سپس کلمه‌ای می‌آید که مقصود از آن ضمیر را معلوم می‌کند.

حدیث
۱) از امیرالمومنین ع درباره آیه «او است که آنچه در زمین است همه را برای شما آفرید سپس به تدبیر آسمان پرداخت، پس آنها را [به صورت] هفت آسمان سامان داد و او به همه چیز کاملا داناست» سوال شد، فرمودند:
«او است که آنچه در زمین است همه را برای شما آفرید» تا عبرت گیرید و آن را وسیله‌ای برای رسیدن به رضوان الهی قرار دهید و از عذاب آتش او خود را حفظ کنید «سپس به تدبیر آسمان پرداخت، پس آنها را [به صورت] هفت آسمان سامان داد و او به همه چیز کاملا داناست» و به خاطر علمش به همه چیز مصلحت‌ها را می‌دانست، پس هر آنچه در زمین است را به خاطر مصلحت‌های [مربوط به] شما آفرید، ای فرزندان آدم.
عيون أخبار الرضا ع، ج‏۲، ص۱۲-۱۳؛ التفسير المنسوب إلى الإمام الحسن العسكري ع، ص۲۱۵

حَدَّثَنَا أَبُو الْحَسَنِ مُحَمَّدُ بْنُ الْقَاسِمِ الْمُفَسِّرُ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا يُوسُفُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ زِيَادٍ وَ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ صَيَّادٍ عَنْ أَبَوَيْهِمَا عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبِيهِ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبِيهِ الرِّضَا عَلِيِّ بْنِ مُوسَى عَنْ أَبِيهِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبِيهِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ أَبِيهِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ ع قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً ثُمَّ اسْتَوى‏ إِلَى السَّماءِ فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ عَلِيمٌ قَالَ:
«هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ ما فِي‏ الْأَرْضِ جَمِيعاً» لِتَعْتَبِرُوا بِهِ وَ تَتَوَصَّلُوا بِهِ إِلَى رِضْوَانِهِ، وَ تَتَوَقَّوْا بِهِ‏ مِنْ عَذَابِ نِيرَانِهِ «ثُمَّ اسْتَوى‏ إِلَى السَّماءِ» أَخَذَ فِي خَلْقِهَا وَ إِتْقَانِهَا «فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ عَلِيمٌ» وَ لِعِلْمِهِ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ عَلِمَ الْمَصَالِحَ فَخَلَقَ لَكُمْ كُلَّ مَا فِي الْأَرْضِ لِمَصَالِحِكُمْ يَا بَنِي آدَم‏.

۲) یکی از محدثین اهل سنت به نام ابوقرّه از صفوان بن یحیی می‌خواهد که او را خدمت امام رضا ع ببرد تا سوالاتی از ایشان بپرسد. بعد از اینکه سوالاتی درباره احکام شرعی می‌پرسد، بحث به توحید کشیده می‌شود و سوالاتی در این زمینه می‌پرسد… [تا بدانجا می‌رسد که]:
ابوقره گفت: آیا جای خداوند در فوق آسمانها – و نه در مادون آنها – نیست؟
امام فرمود: او در آسمانها و در زمین الله است و «او کسی است که در زمین اله و معبود است و در آسمان هم اله و معبود است» (زخرف/۸۴) و «اوست که شما را در رَحِم‌ها هرگونه که خواست صورت بخشید»‌ (آل‌عمران/۶) و «او با شماست هرجا که باشید» (حدید/۴) و او است که «به تدبیر آسمان پرداخت در حالی که دود بود» و «او است که آنچه در زمین است همه را برای شما آفرید سپس به تدبیر آسمان پرداخت، پس آنها را [به صورت] هفت آسمان سامان داد» و اوست که «بر عرش مسلط بود» (اعراف/۵۴) بدرستى كه او بود و هيچ خلق نبود و او همچنان همان طور است که هیچ خلقی نبود، چرا كه همراه با دگرگون شوندگان از حالی به حال ديگر منتقل نگردد.
أبو قرّه گفت: [اگر خدا در بالای آسمانها نیست] پس چرا در هنگامی که دعا می‌کنید دستهاى خود بسوى آسمان بلند می‌کنید؟
فرمود كه: خداوند بندگانش را با انواعی از عبادت به بندگی واداشت و خدا را انواعی از  وضعیتهاست که در آن وضعیت‌ها به درگاه او پناه برند و رسم بندگی به جا آورند؛ پس بندگانش با سخن و علم و عمل و توجه و مانند آن به بندگی واداشت، آنها را به بندگی واداشت با اینکه در نماز به جانب کعبه توجه کنند و نیز در حج و عمره به کعبه روی آورند؛ و به بندگی واداشت بندگانش را هنگام دعا کردن و تقاضا و تضرع کردن، به اینکه دستهایشان را باز کنند و رو به آسمان بگیرند تا نشان از حالت درماندگی، و علامت بندگی و تذلل به درگاه الهی باشد.
الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسي)، ج‏۲، ص۴۰۷

وَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى  قَالَ: سَأَلَنِي أَبُو قُرَّةَ الْمُحَدِّثُ صَاحِبُ شُبْرُمَةَ- أَنْ أُدْخِلَهُ عَلَى أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا ع فَاسْتَأْذَنَهُ فَأَذِنَ لَهُ فَدَخَلَ فَسَأَلَهُ عَنْ أَشْيَاءَ مِنَ الْحَلَالِ وَ الْحَرَامِ وَ الْفَرَائِضِ وَ الْأَحْكَامِ حَتَّى بَلَغَ سُؤَالُهُ إِلَى التَّوْحِيدِ فَقَالَ لَه‏…
… فَقَالَ أَبُو قُرَّةَ أَ لَيْسَ هُوَ فَوْقَ السَّمَاءِ دُونَ مَا سِوَاهَا؟ فَقَالَ أَبُو الْحَسَنِ ع هُوَ اللَّهُ فِي السَّمَاوَاتِ وَ فِي الْأَرْضِ وَ هُوَ الَّذِي فِي السَّماءِ إِلهٌ وَ فِي الْأَرْضِ إِلهٌ (زخرف/۸۴) وَ هُوَ الَّذِي يُصَوِّرُكُمْ فِي الْأَرْحامِ كَيْفَ يَشاءُ (آل‌عمران/۶) وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ (حدید/۴) وَ هُوَ الَّذِي اسْتَوى‏ إِلَى السَّماءِ وَ هِيَ دُخانٌ وَ هُوَ الَّذِي اسْتَوى‏ إِلَى السَّماءِ فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ (بقره/۲۹) وَ هُوَ الَّذِي اسْتَوى‏ عَلَى الْعَرْشِ (اعراف/۵۴) قَدْ كَانَ وَ لَا خَلْقَ وَ هُوَ كَمَا كَانَ إِذْ لَا خَلْقَ لَمْ يَنْتَقِلْ مَعَ الْمُنْتَقِلِينَ
فَقَالَ أَبُو قُرَّةَ فَمَا بَالُكُمْ إِذْ دَعَوْتُمْ رَفَعْتُمْ أَيْدِيَكُمْ إِلَى السَّمَاءِ؟
فَقَالَ أَبُو الْحَسَنِ ع إِنَّ اللَّهَ اسْتَعْبَدَ خَلْقَهُ بِضُرُوبٍ مِنَ الْعِبَادَةِ وَ لِلَّهِ مَفَازِعُ يَفْزَعُونَ إِلَيْهِ وَ مُسْتَعْبَدٌ فَاسْتَعْبَدَ عِبَادَهُ بِالْقَوْلِ وَ الْعِلْمِ وَ الْعَمَلِ وَ التَّوَجُّهِ وَ نَحْوِ ذَلِكَ اسْتَعْبَدَهُمْ بِتَوَجُّهِ الصَّلَاةِ إِلَى الْكَعْبَةِ وَ وَجَّهَ إِلَيْهَا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ وَ اسْتَعْبَدَ خَلْقَهُ عِنْدَ الدُّعَاءِ وَ الطَّلَبِ وَ التَّضَرُّعِ بِبَسْطِ الْأَيْدِي وَ رَفْعِهَا إِلَى السَّمَاءِ لِحَالِ الِاسْتِكَانَةِ وَ عَلَامَةِ الْعُبُودِيَّةِ وَ التَّذَلُّلِ لَهُ

۳) امیرالمومنین ع در اولین خطبه نهج‌البلاغه، توصیفی از نحوه آفرینش آسمانها و زمین دارند. [متن این خطبه از دشوارترین متنهاست که در ترجمه آن، نیم‌نگاهی به ترجمه‌های شهیدی و شیروانی داشته‌ایم. اگر کسی بخواهد از این متن در شناخت فیزیکی نحوه آفرینش استفاده کند حتما باید به متن اصلی عربی مراجعه کند و متوجه باشد که کجا بیان تشبیهی و کجا حقیقی است. اما فرازهایی از خطبه که به موضوع مرتبط است:]
خلق را پدید آورد چه پدید آوردنی و آفرينش را آغاز كرد چه آغاز کردنی، بی‌انديشه‌اى که به جولان آورد، یا تجربه‌ای که از آن بهره برد يا جنبشى که [در خود] پديد آورد يا عزمی که در آن به تردید افتد. هر چیزی را به وقت خود حواله کرد و اجزاى مخالف را با هم سازوار ساخت، و هر یک را طبيعت و غریزه خاص خود داد و آن را همراهش کرد، در حالی که پیش از آن که آغازشان کند بدانها دانا بود، و به حدود و پایانشان احاطه داشت، و هم‌جوارها و چگونگى‌شان را می‌شناخت.
سپس خداوند سبحان فضاهاى شكافته و كرانه‏هاى گشوده و هوایی در بین آن پديد آورد، و در آن آبى روان كرد كه موجهاى آن يكديگر را مى‏شكست، و هر يك بر ديگرى مى‏نشست. آب را بر پشت بادى نهاد سخت وزنده و هر پايدارى را درهم شكننده. باد را بفرمود تا آب را باز دارد و فرو سو آمدنش نگذارد و در آن مرز بماند. هواى شكافته در زير باد به جريان، و آب جهنده بر بالاى آن روان. سپس بادى نازا آفريد تا پياپى و سخت بوزيد، از برخاستنگاهى دور و ناپديد. پس آن باد را بفرمود تا آب انباشته را بگرداند و موج دريا را برانگيزاند. آن باد چنانكه گويى مشكى را مى‏جنباند آب را به هم زد و با همان شدت که در فضا می‌وزید به جانب آب دوید، چنانکه اولش را به آخرش و ساکن آن را به امواج خروشانش رساند [= آن را کاملا درهم آمیخت] تا آنکه آب فراوانی روی هم انباشته گردید و روی آب، كف‌ها بر آورد. پس آن كف را در هوای شکافته و فضای گسترده بالا برد، و از آن هفت آسمان برآورد. پایین‌ترینشان را موجى مهار شده قرار داد و بالاترینشان را سقفى محفوظ، بلند و افراشته، بی‌هيچ ستون بالا رفته و بر پا، و بی‌ميخ و طناب استوار و پابرجا. پس آسمانها را به ستاره‏هاى رخشان و كوكبهاى تابان بياراست، و در آن چراغی فروزان و ماهی تابان جاری ساخت، در چرخی گردان و سقفی گذران و لوحی روان.
نهج البلاغه، خطبه۱

… أَنْشَأَ الْخَلْقَ إِنْشَاءً وَ ابْتَدَأَهُ ابْتِدَاءً بِلَا رَوِيَّةٍ أَجَالَهَا وَ لَا تَجْرِبَةٍ اسْتَفَادَهَا وَ لَا حَرَكَةٍ أَحْدَثَهَا وَ لَا هَمَامَةِ نَفْسٍ اضْطَرَبَ فِيهَا أَحَالَ الْأَشْيَاءَ لِأَوْقَاتِهَا وَ [لَاءَمَ‏] لَأَمَ بَيْنَ مُخْتَلِفَاتِهَا وَ غَرَّزَ غَرَائِزَهَا وَ أَلْزَمَهَا أَشْبَاحَهَا عَالِماً بِهَا قَبْلَ ابْتِدَائِهَا مُحِيطاً بِحُدُودِهَا وَ انْتِهَائِهَا عَارِفاً بِقَرَائِنِهَا وَ أَحْنَائِهَا
ثُمَّ أَنْشَأَ سُبْحَانَهُ فَتْقَ الْأَجْوَاءِ وَ شَقَّ الْأَرْجَاءِ وَ سَكَائِكَ الْهَوَاءِ فَأَجْرَى فِيهَا مَاءً مُتَلَاطِماً تَيَّارُهُ مُتَرَاكِماً زَخَّارُهُ حَمَلَهُ عَلَى مَتْنِ الرِّيحِ الْعَاصِفَةِ وَ الزَّعْزَعِ الْقَاصِفَةِ فَأَمَرَهَا بِرَدِّهِ وَ سَلَّطَهَا عَلَى شَدِّهِ وَ قَرَنَهَا إِلَى حَدِّهِ الْهَوَاءُ مِنْ تَحْتِهَا فَتِيقٌ وَ الْمَاءُ مِنْ فَوْقِهَا دَفِيقٌ
ثُمَّ أَنْشَأَ سُبْحَانَهُ رِيحاً اعْتَقَمَ مَهَبَّهَا وَ أَدَامَ مُرَبَّهَا وَ أَعْصَفَ مَجْرَاهَا وَ أَبْعَدَ مَنْشَأَهَا فَأَمَرَهَا بِتَصْفِيقِ الْمَاءِ الزَّخَّارِ وَ إِثَارَةِ مَوْجِ الْبِحَارِ فَمَخَضَتْهُ مَخْضَ السِّقَاءِ وَ عَصَفَتْ بِهِ عَصْفَهَا بِالْفَضَاءِ تَرُدُّ أَوَّلَهُ [عَلَى‏] إِلَى آخِرِهِ وَ سَاجِيَهُ [سَاكِنَهُ‏] [عَلَى‏] إِلَى مَائِرِهِ حَتَّى عَبَّ عُبَابُهُ وَ رَمَى بِالزَّبَدِ رُكَامُهُ فَرَفَعَهُ فِي هَوَاءٍ مُنْفَتِقٍ وَ جَوٍّ مُنْفَهِقٍ فَسَوَّى مِنْهُ سَبْعَ سَمَوَاتٍ جَعَلَ سُفْلَاهُنَّ مَوْجاً مَكْفُوفاً وَ عُلْيَاهُنَّ سَقْفاً مَحْفُوظاً وَ سَمْكاً مَرْفُوعاً بِغَيْرِ عَمَدٍ يَدْعَمُهَا وَ لَا دِسَارٍ [يَنْتَظِمُهَا] يَنْظِمُهَا ثُمَّ زَيَّنَهَا بِزِينَةِ الْكَوَاكِبِ وَ ضِيَاءِ الثَّوَاقِبِ وَ أَجْرَى فِيهَا سِرَاجاً مُسْتَطِيراً وَ قَمَراً مُنِيراً فِي فَلَكٍ دَائِرٍ وَ سَقْفٍ سَائِرٍ وَ رَقِيمٍ مَائِرٍ…

تدبر
۱ «هُوَ الَّذي خَلَقَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ جَميعاً ثُمَّ اسْتَوى‏ إِلَى السَّماءِ فَسَوّاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ عَليمٌ»

در آیه قبل، از کفرورزی انسانها ابراز تعجب کرد با توجه به اینکه خداوند مرگها و زندگی‌هایی برای انسان قرار داده است.
این آیه ظاهرا در ادامه ابراز تعجب از کفرورزی انسانها به بیان نعمتهای دیگر خدا بر انسان پرداخته است و آن اینکه خداوند همه آنچه در زمین است را برای ما آفریده است.
اگر این آیه را کنار آیه «سَخَّرَ لَكُمْ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً مِنْه» (= و آنچه در آسمان‏ها و آنچه در اين زمين است همه را كه از اوست برای شما مسخر نمود) بگذاریم، معلوم می‌شود پرداختن خدا به آسمانها و سامان دادن هفت آسمان هم برای انسان است، چنانکه آیات بعدی نیز همین مضمون را تایید می‌کنند. (المیزان، ج۱، ص۱۱۳)
 و با وجود این همه نعمت، کفرورزی انسان تعجب‌برانگیزتر می‌شود.

۲ «هُوَ الَّذي خَلَقَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ جَميعاً»
انسان اشرف مخلوقات خداوند است و خداوند همه آنچه را که در زمین است، برای انسان آفریده است. آن وقت ما به چه چیزهایی دلخوش می‌کنیم؟!
واقعا انسان عجب موجودی است: کسی که کل زمین را برای او آفریدند نهایت آرزوی خود را خانه و ماشین و ثروتی قرار داده که یک میلیاردُم موجودی کره زمین هم نیست! آنگاه خدا را و اینکه کل آنچه را در زمین است برای او آفریده باور نمی‌کند و به خاطر رسیدن به همین مقدار بسیار بسیار اندک از آن چیزی که کل آن برای او بوده، خدا را نافرمانی می‌کند!

۳ «هُوَ الَّذي خَلَقَ لَكُمْ … وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ عَليمٌ»
خداوند همه زمین را برای ما آفریده و آسمان را هم برای ما سامان بخشیده است. آیا خداوند از کارهایی که ما انجام می‌دهیم  و از عصیان‌هایی که مرتکب می‌شویم بی‌خبر است؟
قطعا نه، او همه چیز را می‌داند؛ و با اینکه همه چیز را می‌داند، اینها را برای ما آفرید و ما را خلیفه خود در زمین قرار داد (آیه بعد).

واقعا چرا؟ این همان چیزی است که سوال فرشتگان را برانگیخت (آیه بعد) و آیا واقعا جای سوال ندارد؟مهم این است که بدانیم چه چیزی در انسان وجود دارد که علی‌رغم این همه فساد و عصیانی که انجام می‌دهد، باز می‌ارزد که خداوند همه چیز را برای او بیافریند؟
ان‌شاءالله با تدبر در آیات بعد به پاسخ این سوال خواهیم رسید.

۴ «خَلَقَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ جَميعاً ثُمَّ اسْتَوى‏ إِلَى السَّماءِ فَسَوّاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ»:
آیه می‌فرماید که ابتدا خداوند آنچه را در زمین است برای انسان آفرید و سپس به تدبیر آسمان و ساماندهی هفت آسمان پرداخت. از طرف دیگر در فیزیک مدرن غالبا چنین تلقی می‌شود که اول آسمان‌ها و کهکشانها بودند و بعدا زمین پدید آمد و عمر زمین بسیار کمتر از عمر آسمانهاست. آیا آنچه در این آیه آمده با علم منافات ندارد؟
بحث تخصصی درباره مراد از آفرینش زمین و آسمان در قرآن کریم
پاسخ منفی است، زیرا:
اولا آیه نمی‌فرماید زمین را آفرید و سپس آسمان را آفرید (یعنی بحث بر سر دو آفرینش پیاپی نیست) ؛ چنانکه در آیه‌ای دیگر، گستراندن زمین را بعد از بنا کردن آسمان معرفی کرده است: «أَ أَنْتُمْ أَشَدُّ خَلْقاً أَمِ السَّماءُ بَناها وَ الْأَرْضَ بَعْدَ ذلِكَ دَحاها» (نازعات/۲۷) بلکه در مقام بیان این است که بعد از آفرینش آنچه در زمین است برای انسان (نه آفرینش خود زمین)، به تدبیر آسمان پرداخت (نه آفرینش آسمان)؛ که ظاهرا بدین معناست که بعد از اینکه زمین را مطابق نیازهای انسان سامان داد، در آسمان هم مطابق نیازهای انسان، تصرفاتی انجام داد؛

ثانیا «ثم» لزوما ناظر به فعل خدا نیست، بلکه ممکن است ناظر به شمارش نعمتها باشد؛ یعنی آیه می‌فرماید : ببینید که خدا چه نعمتهایی به شما داد: یکی اینکه … سپس اینکه … . (مجمع‌البیان، ج۱، ص۱۷۴)

ثالثا معلوم نیست که این آسمان، لزوما آسمان مادی و فیزیکی بوده باشد، چرا که در قرآن کریم، تعبیر آسمان برای ملکوت و باطن و ماورای عالم به کار رفته است (نمونه بارزش آیات۱۶-۱۷ سوره ملک است) بویژه که:
الف. در آیه حاضر، تعبیر «هفت آسمان» آمده، و از طرف دیگر، تمام ستارگان (یعنی تمام گستره عالم طبیعت) مربوط به آسمان دنیا معرفی شده است (صافات/۶) (دنیا به معنای پایین است و آسمان دنیا در روایات اولین و نازل‌ترین آسمان از هفت آسمان معرفی شده است).
ب. در آیه بعد، (یعنی بلافاصله بعد از اینکه صحبت از هفت آسمان شده) بحث از فرشتگان و گفتگوی خدا با آنها و … مطرح گردیده و شروع آن هم با تعبیر «إذ» است که دلالت می‌کند این گفتگوها کاملا به این موقعیتی که هفت آسمان سامان یافته مرتبط است.
ج. این مطلب که تمایز آسمانهای معنوی با رشد انسان حاصل می‌شود، مطلبی است که روایات به زبان‌های گوناگون بر آن تاکید داشته‌اند (مثلا در روایات داریم که تا زمان فلان پیامبر هنوز هفت آسمان متمایز نبود و …) و عرفا در بحثهای مربوط به «قوس صعود» بدان اشاره کرده‌اند؛ و ربطی به تقدم و تاخر آفرینش آسمان و زمین مادی ندارد.

رابعاً فرضیه مهبانگ که شروع آفرینش فیزیکی را از یک وضعیت آسمانی قرار می‌دهد و نیز خود این مطلب که زمین از خورشید یا برخی ستارگان دیگر جدا شده، هنوز یک فرضیه است که همان طور که مویداتی دارد، خلاهایی دارد که به عنوان شواهدی علیه آن به حساب می‌آید، از جمله اینکه عناصری که یکجا در زمین موجود است در سیارات و ستارگانی که تاکنون کشف شده، یکجا مشاهده نشده‌ است.

۵ «هُوَ الَّذي خَلَقَ … ثُمَّ اسْتَوى‏ … فَسَوّاهُنَّ … وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ عَليمٌ»
توجه شود که بعد از اینکه انجام این کارهای عظیم را به خداوند نسبت داد، نفرمود: «خداوند بر هر کاری تواناست» بلکه فرمود: «خداوند به هر چیزی داناست». این نشان می‌دهد تاکید آیه بر اصل آفرینش و سامان‌دهی آنها نیست، بلکه تاکیدش بر غرضی است که از این آفرینش داشته که تاکید می‌کند انجام این کار کاملا از روی علم و حکمت بوده است (مجمع‌البیان، ج۱، ص۱۷۴) و ظاهرا می‌توان گفت تاکید آیه بر «لکم: برای شما» است. یعنی اینکه خدا این همه را برای انسان بیافریند جای تعجب دارد و خدا در پاسخ این تعجب تاکید می‌کند که گمان نکنید خدا نمی‌دانسته چکار می‌کند.

«آیت الله سبحانی» در دیدار با رئیس پدافند غیرعامل: راه اندازی اینترنت ملی به دین، اخلاق و ناموس کشور امنیت می‌بخشد

صدای شیعه: «آیت الله سبحانی» از مراجع تقلید شیعه عصر جمعه ۳۰ مهر در دیدار با «سردار جلالی» رئیس سازمان پدافند غیرعامل کشور که در دفتر معظم له برگزار شد، اظهار داشتند: باید وابستگی خود را در زمینه اینترنت از بین ببریم و اینترنت مسقل، سریعتر در اولویت قرار گیرد تا اختیار دست کشور باشد و نیاز بانک ها و مراکز علمی در داخل رفع شود.
معظم له خاطرنشان کردند: روزی که اینترنت در کشور ورود کرد، از آن به عنوان یک وسیله ارتباطی عنوان شد و برای ما از اینترنت به عنوان آب زلال تبلیغ کردند و ما هم پذیرفتیم، اما در چند سال اخیر شاهد هستیم که فضای مجازی خطرناک شده است.
ایشان تصریح کردند: امروز به سادگی همه جوانان می توانند تبلیغات مسیحیت، وهابیت، توهین به مقدسات و ابتذال را در فضای مجازی مشاهده کنند.
معظم له افزودند: دشمن نتوانست از طریق نظامی، نظام ایران را بپوساند اما از طریق فرهنگی می خواهد نظام را منحل کند و یکی از ابزار آن اینترنت است.
این مرجع تقلید با اشاره به اینکه همه مسیرها در اینترنت به آمریکا منجر می شود و به آنجا متصل است، ابراز داشت: ما باید اینترنت مستقلی داشته باشیم که اختیارات آن، دست خود دولت ایران باشد.
«آیت الله سبحانی» با گلایه از دولت برای عدم راه اندازی شبکه اینترنت ملی، گفتند: امروز خطر زیادی در فضای مجازی وجود دارد و شاهد بمباران عقاید دینی و فروپاشی خانواده ها هستیم
ایشان افزودند: گاهی می گویند محتوای خوب در اینترنت قرار داده می شود که این مسئله خوب است، اما فساد نیز در آنجا وجود دارد و گاهی فساد بر صلاح غلبه می کند.
معظم له تصریح کردند: باید وابستگی خود را در زمینه اینترنت از بین ببریم و اینترنت مسقل، سریعتر در اولویت قرار گیرد تا اختیار دست کشور باشد و نیاز بانک ها و مراکز علمی در داخل رفع شود.
مرجع عالیقدر افزودند: راه اندازی شبکه اینترنت ملی نگهبان دین، اخلاق و ناموس کشور خواهد شد.
آیت الله سبحانی در پایان با اشاره به اینکه وظیفه داریم دردهای فرهنگی جامعه را بیان کنیم، گفتند: اینترنت ملی؛ کشور و جوانان را از آلودگی به فساد دور می‌سازد و مسئولین وظیفه شرعی دارند اینترنت مستقل راه اندازی کنند.

انتهای پیام

در جشن سالروز تاسیس جهاد اسلامی رمضان عبدالله: ایران تنها حامی فلسطین و مقاومت است

صدای شیعه به نقل از شبکه خبری فلسطین الیوم: رمضان عبدالله شلح طی سخنانی که از طریق ویدئو کنفرانس در جشن بزرگ بیست و نهمین سالروز تاسیس جنبش جهاد اسلامی پخش شد، گفت: به صراحت می گویم وقتی اعراب به فلسطین پشت کرده و «اسرائیل» را در آغوش می گیرند بنابراین هیچ کس حق ندارد مقاومت فلسطین را متهم کند که از سوی ایران حمایت می شود.

وی افزود: برخی ها ایران را دشمن جایگزین اسرائیل می دانند در حالیکه ایران تنها کشوری است که همچنان بر پایبندی به حمایت از قضیه فلسطین و مقاومت اصرار دارد و در هر مناسبتی تاکید کرده است که فلسطین بایستی به صاحبان آن بازگردد و اسرائیل نابود شدنی است.

رمضان عبدالله تصریح کرد که موضع ایران در حمایت از فلسطین نباید تنها منحصر به این کشور باشد بلکه بایستی موضع همه اعراب و مسلمانان ، آزادگان و افراد شریف امت قرار گیرد.

وی افزود: انتظار نداشتیم چنین روزی را ببینیم که حمایت از قضیه فلسطین یک اتهام و جرم در عرف عربی است، برخی اعراب حملات و طوفان هایی را در درگیری های منطقه به پا کرده اند که فلسطین در هیچ یک از محاسبات آنها قرار ندارد آیا این حق ما و حق همه ملت ها نیست که سوال کنیم فلسطین در این درگیری ها چه جایگاهی دارد؟ آیا عدالت در فلسطین با تشکیل «اسرائیل» و یهودی سازی قدس محقق شده است.

دبیر کل جنبش جهاد اسلامی فلسطین همچنین اظهار داشت که موضع ما از ابتدای درگیری ها در منطقه این بود که فلسطین وارد این درگیری ها نشود .

منبع: تسنیم

انتهای پیام

سرای آخرت از آن خودنگه‌داران است

و خداوند مانع به نتیجه رسیدن اعمال کافران شدگروه دین و اندیشه: حجت
الاسلام دکتر سوزنچی از اساتید دانشگاه، هر روز یک آیه قرآن را با ترجمه و
چند حدیث تفسیری و چند نکته در تدبر آن آیه منتشر می کند. بولتن نیوز نیز
در راستای ترویج چنین اقدامات ارزشی این سلسله مطالب را به صورت روزانه
منتشر می کند.

۲۱۷) تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذينَ لا يُريدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقينَ              
سوره قصص (۲۸) آیه۸۳     

ترجمه
آن سرای آخرت، قرارش می‌دهیم برای کسانی که نه بلندمرتبگی‌ای در زمین می‌جویند و نه فسادی، و فرجام از آن متقین است.

نکات ترجمه‌
«علوّ»:  ماده اصلی این کلمه از حروف «ع‌» ، «ل» و «حرف معتل (و، ی، ا)» تشکیل شده و هریک از حروع معتل را ریشه آن بدانیم در معنایش که دلالت بر بلندی و رفعت می‌کند تغییری ایجاد نمی‌شود (معجم المقاييس اللغة، ج‏۴، ص۱۱۳) «عُلْو» نقطه مقابل «سُفْل» (پستی) است و عُلُوّ به معنای «ارتفاع» و «رفعت» (بلندی و بلندمرتبگی) می‌کند (مفردات ألفاظ القرآن، ص۵۸۲) و «علیّ» هم صفت مشبهه از همین ماده است که به معنای «بلندمرتبه» می‌باشد.

حدیث
۱) عنوان بصری پیرمرد زاهد و عارف‌مسلکی بوده که طی جریانی توفیق تشرف خدمت امام صادق ع را پیدا می‌کند و از ایشان دستورالعمل زندگی می‌خواهد که امام دستورالعملی به ایشان می‌دهند که عرفای بزرگی به شاگردانشان توصیه می‌کردند که این حدیث را هر روز مرور کنند و بکوشند بدان عمل کنند. در فرازی از این حدیث آمده است:
… گفتم: یا اباعبدالله! حقیقت عبودیت چیست؟
فرمود: سه چیز:
[۱] اینکه بنده برای خودش در آنچه خداوند بدو واگذار کرده، ملکیتی نبیند، زیرا بندگان مالکیت ندارند، مال را مال خدا می‌بینند و آن را در هر جایی که خداوند متعال بدانها امر کند قرار می‌دهند؛
[۲] و بنده برای خود تدبیری نکند؛
[۳] و تمام دلمشغولی‌اش مصروف آن چیزی شود که خداوند بدان امر کرده و یا از آن نهی کرده است؛ که اگر بنده برای خود در آنچه خداوند به او واگذار کرده مالکیتی نبیند، انفاق کردن در مورد آنچه خداوند متعال دستور خرج کردن در آن زمینه را داده بر او آسان می‌گردد
و اگر بنده تدبیر خود را به مدبّرش سپرد، مصیبت‌های دنیا بر او آسان می گردد؛و وقتی بنده همه دلمشغولی‌اش را مصروف آن چیزی کرد که خداوند بدان امر کرده و یا از آن نهی کرده است، فرصتی برای جدل کردن (مراء) و فخرفروشی به مردم برایش باقی نمی‌ماند؛وهنگامی که خداوند به این سه خصلت بنده‌ای را کرامت بخشید، دنیا و ابلیس و مردم بر او آسان می‌شوند، نه دنیا را زیاده‌خواهانه و فخرفروشانه طلب می‌کند، و نه نزد مردم عزت و عُلُوّ می‌جوید . نه روزگارش را به بطالت می گذراند، پس این اولین درجه متقین است که خداوند متعال می‌فرماید: «آن سرای آخرت، قرارش می‌دهیم برای کسانی که نه بلندمرتبگی‌ای در زمین می‌جویند و نه فسادی، و فرجام از آن متقین است»
مشكاة الأنوار في غرر الأخبار، ص۳۲۷

عَنْ عُنْوَانَ الْبَصْرِيِّ وَ كَانَ شَيْخاً كَبِيراً قَدْ أَتَى عَلَيْهِ أَرْبَعٌ وَ تِسْعُونَ سَنَةً قَال‏ …
قُلْتُ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ مَا حَقِيقَةُ الْعُبُودِيَّةِ- قَالَ ثَلَاثَةُ أَشْيَاءَ أَنْ لَا يَرَى الْعَبْدُ لِنَفْسِهِ فِيمَا خَوَّلَهُ اللَّهُ إِلَيْهِ مِلْكاً لِأَنَّ الْعَبِيدَ لَا يَكُونُ لَهُمْ مِلْكٌ يَرَوْنَ الْمَالَ مَالَ اللَّهِ يَضَعُونَهُ حَيْثُ أَمَرَهُمُ اللَّهُ تَعَالَى بِهِ- وَ لَا يُدَبِّرُ الْعَبْدُ لِنَفْسِهِ تَدْبِيراً وَ جُمْلَةُ اشْتِغَالِهِ فِيمَا أَمَرَهُ اللَّهُ تَعَالَى بِهِ وَ نَهَاهُ عَنْهُ فَإِذَا لَمْ يَرَ الْعَبْدُ لِنَفْسِهِ فِيمَا خَوَّلَهُ اللَّهُ تَعَالَى مِلْكاً هَانَ عَلَيْهِ الْإِنْفَاقُ فِيمَا أَمَرَهُ اللَّهُ تَعَالَى أَنْ يُنْفِقَ فِيهِ وَ إِذَا فَوَّضَ الْعَبْدُ تَدْبِيرَ نَفْسِهِ عَلَى مُدَبِّرِهِ هَانَ عَلَيْهِ مَصَائِبُ الدُّنْيَا وَ إِذَا اشْتَغَلَ الْعَبْدُ بِمَا أَمَرَهُ اللَّهُ تَعَالَى وَ نَهَاهُ لَا يَتَفَرَّغُ مِنْهُمَا إِلَى الْمِرَاءِ وَ الْمُبَاهَاةِ مَعَ النَّاسِ فَإِذَا أَكْرَمَ اللَّهُ الْعَبْدَ بِهَذِهِ الثَّلَاثِ هَانَ عَلَيْهِ الدُّنْيَا وَ إِبْلِيسُ وَ الْخَلْقُ وَ لَا يَطْلُبُ الدُّنْيَا تَكَاثُراً وَ تَفَاخُراً وَ لَا يَطْلُبُ عِنْدَ النَّاسِ عِزّاً وَ عُلُوّاً وَ لَا يَدَعُ أَيَّامَهُ بَاطِلًا فَهَذَا أَوَّلُ دَرَجَةِ الْمُتَّقِينَ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى «تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِين»…

۲) حفص بن غیاث از امام باقر ع روایت کرده است که فرمود:
حفص! جایگاه دنیا نزد من جز به اندازه میته‌ای نیست که در وقت اضطرار مجبور می‌شوی از آن بخوری؛ حفص! خداوند تبارک و تعالی می‌دانست که بندگان چکار می کنند و به کجا می‌روند، پس بر اعمال بدشان با توجه به علم پیشینی که درباره آنها داشت، بردبار بود؛ پس نیک طلب کردن از جانب کسی که نگران از دست رفتن فرصت نیست، مغرورت نکند [ظاهرا یعنی خداوند کسی نیست که اگر مهلت می‌دهد نگرانی این را داشته باشد که چه‌بسا فرصت از دست برود؛ پس به مهلت‌هایی که می‌دذهد مغرور نشو] و سپس این آیه را تلاوت فرمود: «آن سرای آخرت، قرارش می‌دهیم …» و به گریه افتاد در حالی که می‌فرمود: به خداوند سوگند، آرزوها در محضر این آیه همه بر باد است.
سپس فرمود: به خدا سوگند ابرار (نیکان) رستگار شدند. آیا می‌دانی آنها کیانند؟ همان کسانی که آزارشان به مورچه کوچکی نمی رسد؛برای عالم بودن کافی است نسبت به خدا خشیت ورزیدن! برای جهالت کافی است مغرور شدن به [مهلت و لطف] خدا!
حفص! برای جاهل از هفتاد گناه درمی‌گذرند قبل از اینکه یک گناه عالم را ببخشند؛ کسی که بیاموزد و یاد بدهد و بدانچه می‌داند عمل کند، در ملکوت آسمانها عظیم خوانده می‌شود و لذاست که گفته شده که برای خدا بیاموز، و برای خدا عمل کن، و برای خدا آموزش بده!
تفسير القمي، ج‏۲، ص: ۱۴۶؛ إرشاد القلوب (للديلمي)، ج‏۱، ص۱۰۶

حَدَّثَنِي أَبِي عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ دَاوُدَ الْمِنْقَرِيِّ عَنْ حَفْصِ بْنِ غِيَاثٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع يَا حَفْصُ مَا مَنْزِلَةُ الدُّنْيَا مِنْ نَفْسِي إِلَّا بِمَنْزِلَةِ الْمَيْتَةِ إِذَا اضْطُرِرْتُ إِلَيْهَا أَكَلْتُ مِنْهَا، يَا حَفْصُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى عَلِمَ مَا الْعِبَادُ عَامِلُونَ- وَ إِلَى مَا هُمْ صَائِرُونَ- فَحَلُمَ عَنْهُمْ عِنْدَ أَعْمَالِهِمُ السَّيِّئَةِ لِعِلْمِهِ السَّابِقِ فِيهِمْ- فَلَا يَغُرَّنَّكَ حُسْنُ الطَّلَبِ مِمَّنْ لَا يَخَافُ الْفَوْتَ- ثُمَّ تَلَا قَوْلَهُ: «تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ …» الْآيَةَ، وَ جَعَلَ يَبْكِي وَ يَقُولُ ذَهَبَتْ وَ اللَّهِ الْأَمَانِيُّ عِنْدَ هَذِهِ الْآيَةِ- ثُمَّ قَالَ فَازَ وَ اللَّهِ الْأَبْرَارُ أَ تَدْرِي مَنْ هُمْ هُمُ الَّذِينَ لَا يُؤْذُونَ الذَّرَّ- كَفَى بِخَشْيَةِ اللَّهِ عِلْماً- وَ كَفَى بِالاغْتِرَارِ بِاللَّهِ جَهْلًا- يَا حَفْصُ! إِنَّهُ يُغْفَرُ لِلْجَاهِلِ سَبْعُونَ ذَنْباً- قَبْلَ أَنْ يُغْفَرَ لِلْعَالِمِ ذَنْبٌ وَاحِدٌ، مَنْ تَعَلَّمَ وَ عَلَّمَ وَ عَمِلَ بِمَا عَلِمَ- دُعِيَ فِي مَلَكُوتِ السَّمَاوَاتِ عَظِيماً، فَقِيلَ تَعَلَّمَ لِلَّهِ وَ عَمِلَ لِلَّهِ، وَ عَلَّمَ لِلَّهِ.

۳) زاذان [ایرانی] روایت کرده است که امیرالمومنین ع در بازارها بتنهایی راه می‌رفت در حالی که راهنمایی بود که راه‌گم‌کردگان را هدایت و ضعیفان را یاری می‌کرد و به فروشندگان و بقالان که می‌رسید قرآن را بر آنان می‌گشود و می‌خواند: «آن سرای آخرت، قرارش می‌دهیم برای کسانی که نه بلندمرتبگی‌ای در زمین می‌جویند و نه فسادی، و فرجام از آن متقین است» و می فرمود این آیه در مورد اهل عدل و فروتنی در میان حاکمان و صاحبان قدرت در میان بقیه مردم نازل شده است.
و ابوسلام اعرج هم از امیرالمومنین ع روایت کرده که ایشان فرمودند: گاه شخصی بند کفشش مایه عُجب وی می‌شود و مشمول این آیه می‌گردد که «آن سرای آخرت، قرارش می‌دهیم …» [مرحوم طبرسی توضیح داده: یعنی کسی که بر دیگران تکبر بورزد در حد لباسی که می‌پوشد و بدان مغرور می‌شود، از زمره کسانی است که «بلندمرتبگی در زمین می جویند».]
مجمع البيان، ج‏۷، ص۴۲۰؛ عمدة عيون صحاح الأخبار في مناقب إمام الأبرار، ص۳۰۸  

روى زاذان عن أمير المؤمنين (ع) أنه كان يمشي في الأسواق وحده و هو دال يرشد الضال و يعين الضعيف و يمر بالبياع و البقال فيفتح عليه القرآن و يقرأ «تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً» و يقول نزلت هذه الآية في أهل العدل و المواضع من الولاة و أهل القدرة من سائر الناس‏ روى أبو سلام الأعرج عن أمير المؤمنين (ع) أيضا قال إن الرجل ليعجبه شراك نعله فيدخل في هذه الآية «تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ» الآية يعني أن من تكبر على غيره بلباس يعجبه فهو ممن يريد علوا في الأرض‏

درباره این آیه روایات متعدد و زیبایی آمده که به علت ضیق مجال از ارائه آنها در اینجا خودداری شد و متن اصلی آنها را در پاورقی چهارم در لینک زیر قرار داده ام:
http://yekayehqurandarrooz.parsiblog.com/Posts/238

تدبر
۱)  «تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذينَ لا يُريدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقينَ»:
سرای آخرت جای متقین است. در جلسه ۱۳۵ توضیح داده شد که «تقوی» به معنای «خودنگهداری» است.

این آیه نشان می‌دهد این خودنگهداری بیش و پیش از هر چیز نسبت به دو عرصه باید جدی گرفته شود: علو در زمین، و فسادگری. به تعبیر دیگر، اگر کسی بتواند خود را در قبال این دو مطلب حفظ کند، متقی است و سرای آخرت از آن اوست. 

ثمره اخلاقی-سلوکی
انسانی که می‌خواهد به اصلاح خود همت گمارد، با دهها و چه‌بسا مشکل در وجود خویش مواجه می‌شود. باید بتواند کلیدی‌ترین مشکلات را بیابد و سرمایه‌گذاری اصلی خود را درباره آن انجام دهد تا نیروهایش به هدر نرود و بتواند از فرصت خود حداکثر استفاده را ببرد. اما غالبا در تشخیص اهم و مهم درمی‌مانیم. این آیه به صراحت بیان می‌کند که کلیدی‌ترین نقطه ضعف‌های ما کجاست و توجه اصلی خود را به کجا باید معطوف کنیم.

تغییر چهره و هویت مکه مکرمه به نام توسعه به کام آل سعود

صدای شیعه: روزنامه “السفیر” در مقاله ای به قلم “علی جواد الامین” نوشت: هر کس مکه مکرمه را زیارت کند، به دنبال بسیاری از مساجد تاریخی و کوچه هایی می گردد که وقایع لحظات مهم زندگی پیامبر اسلام (ص) را در صفحه تاریخ ثبت می کند. این در حالی است که بسیاری از آثاری که به بهانه طرح توسعه مسجد الحرام برای افزایش تعداد زائران تخریب می شود و ناظران معتقدند حفظ میراث تاریخی مانعی در مسیر عملیات توسعه نیست.

حادثه سقوط جرثقیل در مکه مکرمه در سال گذشته پرده از زنجیره تخریب هویت شهر مقدس «مدینه» برداشت و پرسش علما و انجمنهای اسلامی را در مورد فایده تعداد زیادی از پروژه های عظیم و لوکس در مکه را به دنبال داشت؛ طرح هایی که هویت دینی این شهر را تهدید می کند.

خشم فزاینده ای نسبت به بزرگترین طرح توسعه در تاریخ مکه ایجاد شد که میزان نارضایتی در اظهارات، اعتراضها، کتاب ها و مقالات تحقیقاتی خادمان حرمین شریفین در مورد موج توسعه که میراث مکه را جارو می زند، مشخص شد.

«ترکی بن بندر» شاهزاده سعودی مخالف، حمله تندی به حاکمان سعودی نسبت به عملیات توسعه داشته و هدف از چنین طرح هایی را بالا بردن تعداد زائران برای افزایش درآمدهای دولت بر شمرد. وی «ملک سلمان» و شاهزادگان نزدیک او  را به برداشت اموال هنگفتی از این طرح ها از طریق غرامت های به دست آمده از تملک زمین های اطراف دو مسجد مکه و مدینه متهم کرد.

بنا به گفته «ضیاء الدین ساردر» محقق انگلیسی، آل سعود، شهر «مدینه»، محل ولادت پیامبر (ص) را به شهری شبیه «دیزنی لند» تبدیل کرده اند. وی معتقد است: «رژیم آل سعود» اقدام به محو تدریجی تمام آثار گذشته در مکه نموده است». او می گوید شاهد تخریب روشمند قدیمی ترین و مقدس ترین امکان اسلامی یعنی منزل حضرت خدیجه (س) نخستین همسر پیامبر (ص)  پس از اکتشاف آثار آن بوده است.

پس از آغاز مرحله «تخریب مکه» بنا به توصیف ناظران در اواسط دهه نود، بیش از ۹۵ درصد از بناهای متجاوز از هزار سال عمر تخریب شدند. این «پاکسازی معماری» بر اساس موافقت روحانیون درباری صورت گرفت. بر اساس گزارش«لوبوان»، «رهبران فرقه وهابی در مکه و مدینه بر این گمان هستند که این اماکن مردم را از عبادت و پرستش یگانگی خداوند باز می دارند. آنها وقوف در برابر منزلی که پیامبر (ص) در آن متولد شدند را در حد شرک می دانند. به نظر می رسد سفر حج کاملا فشرده و مناسک آن ساده گردد.”

محو آثار پیامبر (ص)

در مکه، منزل محل ولادت پیامبر (ص) واقع در شعب بنی هاشم و نزدیکی حرم تخریب شد و بر جای آن کتابخانه ای بنا شد، حجاج نیز از زیارت ان منع شدند. بهانه مقامات سعودی در این زمینه این بود که هیچ دلیل قاطعی بر قطعیت ولادت پیامبر (ص) در این مکان نزد آنها وجود ندارد. همین طور منزل حضرت خدیجه (س) در قبرستان «جنه المعلاه» و مقبره دهها صحابه و تابعین نیز تخریب شد. منزل محل ولادت حضرت زهرا (س) دختر پیامبر و منزل «حمزه سیدالشهداء»  عموی پیامبر (ص)  و «بیت الأرقم»، مکان نشست های محرمانه پیامبر (ص) و همچنین منزل محل ولادت نوادگان پیامبر، امام «حسن» و «حسین» (علیهما السلام) و قبور شهدای واقع در «معلی» و شهدای «بدر» در راستای طرح توسعه تخریب شدند.

در «مدینه منوره» نیز قبرستان بقیع حذف شد و مقامات سعودی با آدابی که در نظر خود به اصطلاح شرک است مانند تبرک به قبور اولیاء و توسل به آنان مقابله کرد و گنبدهای برخی صحابه را در قبرستان بقیع تخریب کردند. بر اساس گزارش مورخان، توسعه های اخیر مسجد پیامبر (ص) تمام مساحت مدینه منوره در دوره پیامبر (ص) را فرا گرفته است. چهار مسجد از مساجد هفت گانه پیرامون جنگ «خندق»  محو و سه مسجد باقی است.

منبع: شبستان

انتهای پیام