یک نقشه خائنانه برای نابودی تاریخ اسلام

یک نقشه خائنانه برای نابودی تاریخ اسلامگروه دین و اندیشه: به مناسبت هشتم شوال، روز جهانی بقیع آیت الله لطف الله صافی یادداشتی نگاشته با عنوان «یک نقشه خائنانه برای نابودی تاریخ» که در آن آمده است: بقیع، از چهارده قرن پیش تا امروز همواره زیارتگاه مسلمین و مرکز بیداری و تذکار خاطرات رجال و شخصیّت‌های بزرگ اسلام بوده است.

به گزارش بولتن نیوز، در ادامه این یادداشت آمده است: این قبرستان، پس از روضه مقدّسه نبویّه، یکی از منابع مهمّ تاریخ اسلام است که وجود شخصیت‌های تاریخی اسلامی را اثبات و تأیید می‎نماید که در حدود ۱۰ هزار نفر از صحابه نبیّ مکرّم اسلام صلی الله علیه و آله در این قبرستان مدفون می‎باشند.
امّا با این همه عظمت برای این مکان مقدّس، وضع کنونی آن در حال حاضر بسیار موهن است و اهانتی که به رجال و شخصیت‌هایی که در اینجا مدفونند شده، فوق العاده تأسّف آور و رقّت انگیز است.
تقریباً جز اقلیت غیر قابل توجهی به اسم وهّابی‌ها که در سایه حمایت استعمارگرانی همچون انگلیس عرض وجود نموده و موجودیت دارند و گروهی از مردم غافل از حقایق جریان‌ها و دخالت سیاست در امور که فریب تبلیغات عوام فریبانه آنها را خورده‎اند، اکثریت مسلمانان از این استخفاف و اهانت سخت ناراحت و آزرده خاطرند.
در هیچ کجای دنیا نسبت به قبور بزرگان خود این همه بی‎ادبی و بی‎احترامی روا نمی‎دارند و در هر کجا دفن اموات مرسوم است، قبور اموات و مقبره آنها نیز محترم است.

یک نقشه خائنانه برای نابودی تاریخ اسلام

* شروع نقشه خائنانه
اساس نقشه تخریب آثار و ابنیه اسلامی نقشه بسیار عمیق و خائنانه‎ای بود که بیگانگان برای محو مستندات و شواهد عینی و اثری تاریخ اسلام کشیده بودند و در موقعی که برای تسلّط بر کشورهای اسلامی دست به تفرقه و فرقه سازی بودند، مثلاً علی محمد شیرازی و حسینعلی نوری را در ایران به ادّعای بابیت و مهدویت و نبوّت و بلکه الوهیت برانگیختند و در هند غلام احمد قادیانی به اصطلاح فرقه مزدور احمدیه را ساخت، در عربستان نیز فرقه وهابی را وسیله دست ساختند و محمدبن عبدالوهاب را به مزدوری گرفتند و مهمترین مقصد آنها علاوه بر غارت معادن بزرگ نفت، از میان بردن آثار اسلامی بود که حتّی روضه مقدّسه پیغمبر صلی‎الله علیه وآله را نیز فرا گرفت.
شاید تا قبل از قرن معاصر و قریب به آن، عمده منابع تاریخ و مصدر آن، کتاب‌ها و نوشته‎هایی بود که بر اساس نقلیات مسند و غیر مسند و مطالعات گسترده آنها در کتاب‌های متعدّد تدوین شده بود و شناخت مطالب معتبر آنها از غیر معتبر هم کار همه کس نیست و اهل فن و افراد بصیر به تاریخ و مسائل مربوط به آن می‎توانند در مواردی که اختلاف نقل باشد با تحقیق و بررسی اظهار نظر نمایند.

آمار تکان دهنده از سقط جنین در کشور

صدای شیعه: این اواخر اخبار زیادی از وضعیت و آمارهای سقط جنین در کشور منعکس می شود ولی آنچه که این روزها بیشتر اینگونه خبرها را داغ تر کرده است بحث ممنوعیت واردات داروهای سقط جنین و نقش آن در تغییر تعداد جنین های سقط شده ای است که حالا سولات متداول زیادی را از سوی بیشتر کاربران و سایرین با خود به همراه آورده، اخباری که در اغلب آنها آمارهای سقط بیش از پیش به اهمیت این موضوع دامن می زند.

آمار تکان دهنده سقط جنین در کشور

طبق آخرین آمار رسمی رسیده از سازمان پزشکی قانونی کشور تنها در طول دو ماهه نخست سال جاری هزار و ۷۲۶ مورد مراجعه برای سقط جنین قانونی صورت گرفته که از این میان هزار و ۱۸۲ مورد مجوز قانونی سقط صادر شده و در ۴۱۵ مورد آن نیز به علت نبود شرایط لازم همچون بارداری بیش از ۱۹ هفته و یا سن پایین مادر، مجوزی صادر نشده است

این در حالی است که طبق آمار از میزان کل مراجعین سقط جنین به سازمان پزشکی قانونی کشور ، ۱۲۹ پرونده به علت عدم پیگیری مراجع کنندگان همچنان مسکوت مانده است.

طبق اطلاعات رسیده از سازمان پزشکی قانونی به طور کلی از مجموع ۳۰ استان مرجوع برای اخذ مجوز سقط جنین ، استان تهران با داشتن آمار ۳۰۸ مراجعه، خوزستان ۱۸۴ و استان خراسان رضوی با ۱۵۴ مورد ، به ترتیب بیشترین میزان درخواست قانونی سقط جنین را طی دوماهه نخست سال جاری داشته اند در حالی که در آمار های غیر رسمی میزان سقط جنین های غیر قانونی ۱۰ ها برابر سقط های قانونی است، موضوعی که به احتمال زیاد بازار تهیه داروهای سقط جنین را بیش از پیش داغ تر کرده است

ناصرخسرو جولانگاه داروهای سقط جنین

آخوندی رییس انجمن جنین شناسی با تاکید بر ممنوعیت واردات داروهای سقط جنین از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی ممنوع شد، اما علی رغم این ممنوعیت بازار قاچاق این داروها تاجایی گرم شده که هم اکنون بازار ناصرخسرو تبدیل به جولانگاه این دارو ها شده است، محلی که نسخه های برخی همکاران را برای سقط از طریق دارو به این بازار می کشد.

وی افزود: اغلب دارو های سقط جنین در سه یا نهایتا ۴ ماهه نخست بارداری می توانند منجر به سقط شود ولی میزان سقط های غیرقانونی در حال افزایش است و این آمار ها نمی تواند میزان واقعی سقط های انجام گرفته با روشهای دارویی را مشخص کند

نقطه قابل توجه این است علی رغم قانون ممنوعیت واردات داروهای سقط ، چرا هنوز این داروها با پرداخت قیمت های قابل توجهی در بازار هایی همچون ناصر خسرو به چشم می خورند؟ موضوعی که مسئولان آن را اینگونه پاسخ داده اند.

طلعت قانع رئیس اداره برنامه ریزی و آمار اداره کل نظارت بر دارو و مواد مخدر سازمان غذا و دارو وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی با اشاره به اینکه تصمیمات مراجع ذیصلاح مبنی بر ساماندهی سقط جنین ، در خصوص مصرف دارو های سقط گفت: بنا به تصمیمات اخذ شده از سوی مراجع ذیصلاح که با هدف ساماندهی سقط های جنين، صورت پذیرفته است؛ مقرر شده که این عمل پس از صدور مجوز و صرفا  در مکان های مشخص و با ضوابط مقرر انجام شود به همین دلیل برای اطمینان از رعایت تمامی اصول شرعی، پزشکی و حقوقی باید مستنداتی اعم از معرفی نامه پزشک معالج  و مدارک احراز هویت زوجین از آنها اخذ گردد، بنابراین عموم روشهای سقط جنین دارویی حذف و روشهای غیر دارویی مثل جراحی جایگزین آن می شود به همین دلیل واردات داروهای سقط جنین نیز متوقف شده است.

البته علی رغم اجرای قانون ممنوعیت واردات داروهای سقط جنین و انجام روشهای غیر دارویی سقط چگونه برخی از سقط های بی مجوز زیر چتر حمایتی برخی بیمه ها قرار می گیرند؟ 

توجیهی به نام خونریزی منجر به سقط

در ادامه این گزارش آخوندی ، رییس انجمن جنین شناسی پرده از ماجرای دیگری برداشت که نقش چشمگیری در افزایش سقطهای غیر قانونی دارد ، به گفته وی در بسیاری از موارد بارداری های بیش از سه ماه و در اغلب موارد ، برخی ها در پرونده علت سقط را خون ریزی مادر قید می کنند، روشی که در مراکز درمانی می تواند زیر چتر حمایتی بیمه ها به راحتی انجام شود

علی رغم اینکه آماری دقیق از علت سقط جنین ها در دست نیست آیا توجیحی تحت عنوان خون ریزی و سقط در مراکز درمانی نمیتواند زمینه را برای افزایش سقط های بیمارستانی آن هم با حمایت بیمه ای افزایش دهد ؟ وقتیکه   رابطه بیمار و پزشک به جایی میرسد که پرونده های سقط یا همان قتل جنین به راحتی انجام گیرد دیگر چگونه می توان افزایش سقط را در قوانین کشوری جست و جو کرد درحالیکه برخی ها به این قانون احترامی نمی گذارند.

منبع: باشگاه خبرنگاران

انتهای پیام

چرا خداوند، علم علمای بنی‌اسرائیل را شاهدی بر صدق دعوی نبوت پیامبر اکرم ص مطرح کرده است؟

و خداوند مانع به نتیجه رسیدن اعمال کافران شدگروه دین و اندیشه: حجت الاسلام
دکتر سوزنچی از اساتید دانشگاه، هر روز یک آیه قرآن را با ترجمه و چند حدیث
تفسیری و چند نکته در تدبر آن آیه منتشر می کند. بولتن نیوز نیز در راستای
ترویج چنین اقدامات ارزشی این سلسله مطالب را به صورت روزانه منتشر خواهد
کرد.

به گزارش خبرنگار بولتن نیوز، در مطلب روز ۲۳ تیر به آیه ۱۹۷ سوره شعرا پرداخته شده و در آن آمده است:

أَ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُمْ آيَةً أَنْ يَعْلَمَهُ عُلَماءُ بَني‏ إِسْرائيل

سوره شعراء  (۲۶) آیه ۱۹۷

ترجمه
آیا [آنها قرآن/نبوت تو را انکار می‌کنند] و این مطلب نشانه‌ای برایشان نبود که علمای بنی‌اسرائیل [هم] آن را می‌دانند؟

نکات ترجمه‌ای و نحوی

«أَ وَ لَمْ يَكُنْ…» همزه ابتدای جمله (أ) همزه استفهام توبیخی انکاری است و حرف «و» که بعد از آن آمده است، اصطلاحا «واو عاطفه علی مقدر» است (إعراب القرآن و بيانه۷/ ۱۳) یعنی حرف عطفی است که جمله بعدی را بر یک جمله مُقدّر (مفروض) عطف می‌کند. برای همین در ترجمه، عبارت داخل کروشه اضافه شد.         

حدیث

۱) ازامام کاظم ع روایت شده است که در پنج سالگی، روزی نزد امام صادق ع بودم که عده‌ای از یهودیان بر ایشان وارد شدند و به او گفتند: آیا تو از فرزندان [حضرت] محمد ص، پیامبر این امت، و حجت روی زمین هستی؟
فرمود: بله.
[گفتگو ادامه پیدا می‌کند و امام صادق ع ایشان را برای پاسخ سوالاتشان به امام کاظم ع (که فقط ۵ سال داشته) ارجاع می‌دهد و آنها از شواهد بر نبوت پیامبر سوال می‌کنند و امام کاظم ع در فرازی از بحث می‌فرمایند:]
و از جمله اینکه قبل از بعثتشان همراه با کاروانی از قریش سفری به شام داشتند؛ کاروان در نزدیکی دیر «بحیرا»ی راهب، اطراق کرد؛ و بحیراء فردی عالم به کتب آسمانی بود و در تورات خوانده بود که پیامبر ص از آن محل می‌گذرد و زمانش را هم می‌دانست؛ پس کاروانیان را برای غذا به دیر خود دعوت کرد؛ اما شخصی را که می‌خواست در میان آنها نیافت.
گفت آیا کسی باقی مانده است؟
گفتند بچه یتیمی مانده است.
راهب سرک کشید و دید که رسول الله ص خوابیده و ابری بر او سایه افکنده. گفت او را بیاورید.
دنبال او رفتند که او را بیاورند و وی از دیر نگاه می‌کرد و دید او که می‌آید ابر هم همچنان بر او سایه می‌افکند.
پس، به آنها از جایگاه وی خبر داد و اینکه او بزودی مبعوث خواهد شد و کار او به کجا خواهد انجامید.
و از آن پس در دید کاروانیان بزرگ جلوه کرد و او را احترام می‌کردند.
قرب الإسناد، ص۳۱۸

الْحَسَنُ بْنُ ظَرِيفٍ، عَنْ مَعْمَرٍ، عَنِ الرِّضَا، عَنْ أَبِيهِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ عَلَيْهِ السَّلَامُ. قَالَ:
 «كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ ذَاتَ يَوْمٍ- وَ أَنَا طِفْلٌ خُمَاسِيٌّ- إِذْ دَخَلَ عَلَيْهِ نَفَرٌ مِنَ الْيَهُودِ فَقَالُوا: أَنْتَ ابْنُ مُحَمَّدٍ نَبِيِّ هَذِهِ الْأُمَّةِ، وَ الْحُجَّةُ عَلَى أَهْلِ الْأَرْضِ؟
قَالَ لَهُمْ: نَعَمْ…  
(وَ مِنْ ذَلِكَ): أَنَّهُ تَوَجَّهَ إِلَى الشَّامِ قَبْلَ مَبْعَثِهِ مَعَ نَفَرٍ مِنْ قُرَيْشٍ، فَلَمَّا كَانَ بِحِيَالِ بحيراء الرَّاهِبِ نَزَلُوا بِفِنَاءِ دَيْرِهِ، وَ كَانَ عَالِماً بِالْكُتُبِ، وَ قَدْ كَانَ قَرَأَ فِي التَّوْرَاةِ مُرُورَ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ بِهِ، وَ عَرَفَ أَوَانَ ذَلِكَ، فَأَمَرَ فَدُعِيَ إِلَى طَعَامِهِ، فَأَقْبَلَ يَطْلُبُ الصِّفَةَ فِي الْقَوْمِ فَلَمْ يَجِدْهَا، فَقَالَ: هَلْ بَقِيَ فِي رِحَالِكُمْ أَحَدٌ؟
فَقَالُوا: غُلَامٌ يَتِيمٌ. فَقَامَ بحيراء الرَّاهِبُ فَاطَّلَعَ، فَإِذَا هُوَ بِرَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ نَائِمٌ وَ قَدْ أَظَلَّتْهُ سَحَابَةٌ، فَقَالَ لِلْقَوْمِ: ادْعُوا هَذَا الْيَتِيمَ، فَفَعَلُوا وَ بحيراء مُشْرِفٌ عَلَيْهِ، وَ هُوَ يَسِيرُ وَ السَّحَابَةُ قَدْ أَظَلَّتْهُ، فَأَخْبَرَ الْقَوْمَ بِشَأْنِهِ وَ أَنَّهُ سَيُبْعَثُ فِيهِمْ رَسُولًا وَ يَكُونُ مِنْ حَالِهِ وَ أَمْرِهِ. فَكَانَ الْقَوْمُ بَعْدَ ذَلِكَ يَهَابُونَهُ وَ يُجِلُّونَهُ.

چرا خداوند، علم علمای بنی‌اسرائیل را شاهدی بر صدق دعوی نبوت پیامبر اکرم ص مطرح کرده است؟

۲) از عده‌ای از اصحاب امیرالمومنین ع نقل شده که در مسیر حرکت به سمت صفین، حضرت در منطقه‌ای به نام صندودیاء به لشکر دستور توقف و برپاکردن چادرها را داد.
مالك اشتر عرض كرد يا اميرالمؤمنين! ما را در محل بى‏آب منزل مي‌دهى؟
فرمود اى مالك براستى خداى عز و جل بزودى در اينجا ما را سيراب می‌كند. تو و همراهانت اينجا را حفر کنید.
آنها شروع به حفر کردن زمین کردند تا به سنگ سياه بزرگی رسیدند که داراى حلقه نقره‌وش بود و با اینکه حدود صد نفر بودند از کندن آن درماندند.
پس امیرالمومنین دستش را به سوی آسمان بالا برد و گفت: طَابَ طَابَ يَا عَالَمُ باطيبوثا بوثة شميا كرباجا  نوثا توديثا برجوثا آمِين آمِين، ای رب‌العالمین، ای پروردگار موسی و هارون.
سپس آن سنگ را گرفت و به اندازه چهل ذزاع آن طرف‌تر انداخت. پس چشمه آبی گواراتر عسل و خنك‏تر از برف و پاكیزه‌تر از ياقوت پديدار شد و از آن نوشيديم و آب برداشتيم و همان سنگ را روى آن‏ نهاد و بما دستور داد خاك بر رویش بریزیم و حرکت کردیم.
اندكى که رفتيم فرمود كدام شما جاى چشمه را مي‌داند؟
گفتيم يا امير المؤمنين همه مي‌دانيم.
برگشتيم و هر چه جستجو كرديم پیدایش نکردیم. در این هنگام، دیدیم که راهبی از جانب صومعه‌ای به سمت ما می‌آید.
چون امير المؤمنين او را ديد، فرمود: شمعون؟!
راهب گفت آرى من شمعونم؛ اما این اسمی است که مادرم مرا بدان ناميده و جز خدا كسى آن را نمي‌دانست و تو هم دانستى!
فرمود اى شمعون چه ميخواهى؟
گفت داستان اين چشمه و نامش را.
فرمود اين چشمه‌ی «زاحوما» است و از بهشت است و سيصد پیامبر و سيزده وصى از آن نوشيده‏اند و من آخر اوصيائى هستم كه از آن نوشيدم.
راهب گفت در همه كتابهاى انجيل من این مطلب را یافته بودم و این دیر برای یافتن کسی که این صخره را از جا می‌کند و آب را از زیر آن بیرون می‌آورد، بنا شده است و تا قبل از من هیچ عالمی توفیق درک این واقعیت را نداشت و خداوند این توفیق را روزی من کرد.
و سپس اسلام آورد (و در روایتی آمده که آن «چاه شعیب» بود) سپس امیرالمومنین حرکت کرد و راهب هم در پیشاپیش ایشان راه افتاد تا به صفین رسید و هنگامی که دو لشکر به هم رسیدند از اولین کسانی بود که به شهادت رسید و امیرالمومنین ع به بالينش آمد و اشك از ديدگانش سرازير بود و فرمود هرکس همراه با كسى است كه او را دوست دارد، اين راهب در روز قيامت همراه ما خواهد بود.

مناقب آل أبي طالب، ج‏۲، ص۲۹۲؛
به طور مفصل‌تر در الأمالي( للصدوق)، ص۱۸۵؛  
همچنین این واقعه در کتب اهل سنت، در تاریخ بغداد (خطیب بغدادی) ج۱۴، ص۲۵۱ با اندکی تفاوت در عبارات آمده است. ‏

۳) در مناظره‌ای که مامون بین امام رضا ع و علمای ادیان مختلف برقرار کرد، ایشان شواهد متعددی از کتب آسمانی تورات و انجیل را که اشاره به نبوت پیامبر اکرم ص داشت، مطرح فرمود که فرازهایی از آن تقدیم می‌شود: (ترجمه عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج‏۱، ص۳۲۷-۳۲۹)

امام رضا ع سپس رو به رأس الجالوت نموده فرمودند: تو را به ده آيه‏اى كه بر موسى بن عمران نازل شد، قسم ميدهم كه آيا درباره محمّد و امّتش در تورات، این مطالب موجود هست؟
«آن زمان كه امّت آخر، پيروان آن شتر سوار، بيايند، و خداوند را بسيار بسيار تسبيح گويند، تسبيحى جديد در معبدهائى نو، در آن زمان، بنى اسرائيل بايد به سوى آنان و به سوى پادشاهشان روان شوند تا قلوبشان آرامش يابد، زيرا آنان شمشيرهائى بدست دارند كه به وسيله آن شمشيرها از كفّار (محارب) در گوشه و كنار زمين انتقام مى‏گيرند» آيا اين مطلب، همين گونه در تورات مكتوب نيست؟
رأس الجالوت گفت: آرى، ما نيز آن را همين گونه در تورات يافته‏ايم.
سپس به جاثليق فرمود: با كتاب «شعيا» در چه حدى آشنا هستى؟ گفت:
آن را حرف به حرف مى‏دانم و بلد هستم.
سپس به آن دو فرمود: آيا قبول داريد كه اين مطلب از گفته‏هاى اوست: «اى مردم! من تصوير آن شخص سوار بر درازگوش را ديدم در حالى كه لباسهائى از نور بر تن داشت و آن شتر سوار را ديدم كه نورش همچون نور ماه بوده»؟
آن دو پاسخ دادند: بله، شعيا چنين چيزى گفته است،
حضرت فرمودند: آيا با اين گفته عيسى عليه السّلام در انجيل آشنا هستى: «من به سوى خداى شما و خداى خودم خواهم رفت، و فارقليطا خواهد آمد و اوست كه به نفع من و به حقّ شهادت خواهد داد همان طور كه من براى او شهادت دادم، و اوست كه همه چيز را براى شما تفسير خواهد كرد، و اوست كه رسوائى‏هاى امّت‏ها را آشكار خواهد كرد، و اوست كه ستون خيمه كفر را خواهد شكست»
جاثليق گفت: هر چه از انجيل بخوانى آن را قبول داريم،
حضرت فرمود: آيا قبول دارى اين مطلب در انجيل موجود است؟
گفت: بله…

مترجم گويد: مرحوم استاد شعرانىّ در كتاب «اثبات نبوّت» صفحه ۲۴۱ چنين ميفرمايند:
 «بايد دانست كه حضرت مسيح عليه السّلام بشارت به آمدن «فارقليط» داد و اين لغت يونانى و در اصل «پركليتوس» است (به كسر پاء فارسى و راء) كه چون معرّبش كردند «فارقليط» شد، و پركليتوس كسى است كه نام او بر سر زبانها باشد و همه كس او را ستايش كند و معنى «احمد» همين است، و نزد اين بنده مؤلّف، كتاب لغت يونانىّ به انگليسى هست، آن را به آشنايان زبان انگليسى نشان دادم، گفتند: «پركليتوس» را به همين معنى ترجمه كرده است، حتّى معنى تفضيلى كه در «احمد» است (يعنى ستوده‏تر) و در محمّد نيست از كلمه «پركليتوس» يونانى نيز فهميده مى‏شود، و اين كتاب لغت طبع انگلستان‏ است، و نصاراى امروز به جاى اين كلمه در ترجمه‏هاى انجيل «تسلّى دهنده» مى‏آورند، و خوانندگان هر جا كه اين كلمه را ديدند بدانند در اصل انجيل، بجاى آن كلمه «فارقليط» است و به عقيده مسيحيان كلمه «پركليتوس» به فتح پاء و راء است، و گويند اگر به كسر اين دو حرف بوده به معنى «احمد» بود، چون به فتح است به معنى «تسلّى دهنده» است و به عقيده ما ترجمه اوّل صحيح است، و در قرآن (سوره صفّ آيه ۶) فرمود: «وَ مُبَشِّراً بِرَسُولٍ يَأْتِي مِنْ بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ»…

تدبر
وعده به آمدن پیامبری در منطقه حجاز، چنان در کتب آسمانی بنی‌اسرائیل فراوان بود که عده‌ای از یهودیان، از سالها قبل، برای اینکه محضر این پیامبر را درک کنند، به مدینه هجرت کرده بودند (توجه شود که بر اساس تمام نقل‌های تاریخی، یهودیان مدینه، از نژاد عرب‌های مدینه نبودند و کاملا بیگانه محسوب می‌شدند)؛ و وقتی که از جانب مشرکان مورد اذیت قرار می‌گرفتند، به آنها می‌گفتند که چنین پیامبری برای ما خواهد آمد و ما را بر شما پیروز خواهد کرد (بقره/۸۹) و بسیاری از آنان هم ایمان آوردند (قصص/۵۳).
همین که این علمای بنی‌اسرائیل (چه آنها که بعد از آمدن ایمان آوردند و چه آنها که تا قبل از بعثت ایشان، وعده ایشان را می‌دادند، اما بعد لجاجت ورزیدند) آمدن پیامبر اکرم ص را می‌دانستند، و اینکه قبل از بعثت ایشان، در کتابهای آسمانی دیگر، اسم و اوصاف ایشان، به نحو کاملا آشکار آمده، که بر هیچکس دیگری قابل انطباق نیست، آیا نشانه‌ای آشکار بر اینکه واقعا او از جانب خدا آمده، نیست؟

چرا خداوند، علم علمای بنی‌اسرائیل را شاهدی بر صدق دعوی نبوت پیامبر اکرم ص مطرح کرده است؟
شاید بدین جهت که هم در خود زمان پیامبر این مطلب خیلی معروف بوده (تدبر۱) و هم حتی امروزه و علی‌رغم تحریفاتی که در کتب بنی‌اسرائیل رخ داده، هنوز ردپاهای جدی‌ای برای کسی که بخواهد آزادانه تحقیق کند، وجود دارد.
این نکته مهمی است که در هیچ دینی غیر از اسلام، هیچ پیامبری ادعای «خاتم النبیین» بودن را مطرح نکرده است. این بدان معناست که تنها مسلمانان‌اند که منطقا حق دارند نسبت به مدعیان جدید نبوت، بی‌اعتنا باشند؛ اما پیروان همه ادیان آسمانی، چون پیامبرانشان، نه‌تنها ادعای آخرین پیامبر بودن نداشته‌اند، بلکه وعده به پیامبر بعدی داده‌اند، منطقا وقتی ادعایی از جانب شخص دیگری برای نبوت مطرح می‌شود، باید به طور جدی تحقیق کنند؛ مخصوصا از جهت انطباق او بر علائمی که در کتاب خودشان آمده است.

مثلا وقتی در سفر پیدایش (باب ۲۱، آیات۱۷-۲۱) آمده‌است:
  “آنگاه خدا به ناله‌های پسر توجه نمود و فرشته خدا از آسمان هاجر را ندا داده، گفت: «ای هاجر، چه شده‌است؟ نترس! زیرا خدا ناله‌های پسرت را شنیده‌است. برو و او را بردار و در آغو ش بگیر. من قوم بزرگی از او به وجود خواهم آورد.» سپس خدا چشمان هاجر را گشود و او چاه آبی در مقابل خود دید. پس به‌طرف چاه رفته، مشک را پر از آب کرد و به پسرش نوشانید. و خدا با اسماعیل بود و او در صحرای فاران بزرگ شده، در تیراندازی ماهر گشت و مادرش دختری از مصر برای او گرفت.”

و در در سفر تثنیه (باب۳۳، آیات۱-۲) آمده‌است:
  “این است برکتی که موسی، مرد خدا، قبل از مرگش به قوم اسرائیل داد:
        یهوه از سینا آمد،
        و از سعیر برایشان طلوع کرد
        و از کوه فاران درخشید.”

آیا نباید تحقیق کند که این کوه فاران، که هاجر در آن حوالی بوده، محل بعثت چه کسی است؟

(لازم به ذکر است که دو سفر فوق، از عهد عتیق (تورات) است که هم برای یهودیان معتبر است و هم برای مسیحیان)

در گفت‎وگو با کارشناسان مطرح شد: حقوق های نجومی؛ از تأثیرات مخرب سیاسی تا حس تبعیض اجتماعی

صدای شیعه به نقل از قدس آنلاین: تصور این بود که ماجرا با این دو اتفاق تمام خواهد شد اما این سریال ادامه داشت. فیشهای نجومی و ارقام غیرقابل دسترس آن برای قشری که به حداقلهای قانون کار و رهنمودهای مقام معظم رهبری برای اقتصاد مقاومتی و کمک به استقلال اقتصادی کشور قناعت کرده بود، چیزی جز بیاعتمادی به دنبال نداشت. هرچند دردی که از این رقمهای بالا به دل حامیان نظام و دولت نشست خیلی فراتر از آن بود که با مرهمی آرام و جبران شود.

اما اینکه داستان این فیشهای حقوقی چقدر توانسته روی  افکار عمومی تأثیر بگذارد و سبب کاهش اعتماد ملت به دولت شود سؤالی است که «قدس» را پای سخنان کارشناسان نشانده است.

دکتر عیسی کوهستانی، حقوقدان، در همین خصوص به «قدس» میگوید: این حقوقها و فیشهای لو رفته آنها به لحاظ حقوقی و اجتماعی آثار منفی بسیاری به دنبال دارد. اما توجه به یک نکته خیلی ضروری است؛ این حقوقهای غیرقانونی نجومی و رانتهایی که خارج از این قاعدههای قانونی آشکار و در فضای مجازی افشا شد، حاکی از بخشی از فساد اداری و اقتصادی حاکم بر کشور ما است؛ هرچند توجه به این جزء نباید ما را از کلیت فساد احتمالی در دستگاههای دولتی غافل کند.

 

مصلحتاندیشی و تبعات منفی اجتماعی

وی معتقد است اگر با آن برخورد قاطع و قانونی نگردد و مصلحتاندیشی شود، مثل آنچه متأسفانه تا امروز در مورد همین فیشهای حقوقی نجومی شاهد آن بودهایم، طبعاً آثار منفی بسیاری در پی خواهد داشت.

دکتر کوهستانی با تأکید بر اینکه نباید از مبارزه با ریشه های فساد غافل شویم میافزاید: توجه به این نکته ضروری است که قصه حقوقهای غیرقانونی نجومی و این رانتها، همة فساد موجود نیست! بلکه قضیه فراتر از این است.

این حقوقدان می‏گوید: از نظر حقوقی مسأله خیلی روشنی است که تمامی کارکنان دولت به ازای خدمتی که برای نظام انجام میدهند، قاعدتاً باید دریافتیهایی هم داشته باشند. در قانون حقوق و مزایا، طبق قانون ساری و جاری اداری و حقوقی کشور، این اعداد و میزان دریافتی مدیران در قبال خدمتشان کاملاً مشخص است.

 

حقوقهای خارج از قاعده مستوجب مجازات است

این حقوقدان با بیان اینکه قانون حقوق و دستمزد جزءجزء مبالغ و ریز تمامی اعداد را مشخص کرده است، میگوید: این قوانین بهصورت بسیار ریز و جزیی همه دریافتیهای کارکنان را بیان کرده و خارج از آن قوانین و قواعد، هر دریافتی‏ای که صورت بگیرد، خلاف قانون و مستوجب مجازات قانونی است. این امر در قانون هم در جای خود بحث مفصلی دارد و قوانین اداری نیز اینها را بررسی کرده است.

کوهستانی به آثار و تبعات اجتماعی حقوقهای نجومی اشاره کرده و می‌گوید: این اعداد و ارقام ضمن اینکه آثاری مانند حس تبعیض را در مردم ایجاد میکند، سبب ایجاد ناامیدی هم خواهد شد. لذا القای این حس در جامعه که گروهی برتر وجود دارند و این گروه خارج از هر قاعده و قانون هستند، حس بدی را ایجاد میکند. امروز ما نمیتوانیم افکار عمومی را نادیده بگیریم.

وی میافزاید: عموم مردم جامعه وقتی این گروه خاص را در اطراف خودشان میبینند -که حالا عنوان «یقه سفید» یا «آقازاده» به آنها میدهند- یا هر عنوان دیگری، فرقی نمیکند- که با ویژگیهایی برتر دریافتی حقوق بیشتری از سایرین و مسلماً سطح زندگی بسیار متفاوتتری دارند حس تبعیض، ناامیدی و خشم اجتماعی شدیدی در وجودشان ایجاد می‌شود.

این حقوقدان تأکید میکند: وجود چنین حقوقهایی و ایجاد چنین احساسی مسلماً میتواند در بلندمدت برای یک حاکمیت پایدار مثل جمهوری اسلامی خطرناک باشد.

 

باید جلوی رفتارهای اعتماد زدا گرفته شود

وی معتقد است: به نظر من آثارمنفی این حقوقها نه فقط این دولت بلکه دولتهای قبل را هم درگیر میکند.

 او با بیان اینکه مردم به حاکمیت جمهوری اسلامی اعتماد دارند، میافزاید: اثر این اعتماد را ما میتوانیم با پاسخ مثبت مردم به حضور در پای صندوقهای رأی ملاحظه کنیم یا در تظاهراتها. در همین تظاهرات اخیر روز قدس، ببینید که مردم حضور چشمگیر و قابل توجهی دارند  که حاکی از اعتماد و اعتقاد آنها به اصل نظام است.

به گفته وی، حتی اگر از منظر اعتقادی هم به کار مردم نگاه نکنیم و آن را صرفاً یک ابراز نظر یا اظهار نظر سیاسی و یک میتینگ سیاسی تصور کنیم، به لحاظ جامعه‏شناسی سیاسی نیز بسیار قابل تأمل است.

کوهستانی میگوید: مردم این اعتماد را به نظام دارند. در مقابل، مسؤولان جمهوری اسلامی باید این اعتماد را یک فرصت الهی بدانند و تلاش کنند تا زندگی مردم را روزبهروز بهبود ببخشند. ضمناً باید جلوی قوانین و رفتارهایی که باعث  لطمه به این اعتماد مردم میشود را بگیرند. یکی از این موضوعات همین وضعیت فسادی است که بخشی از آن میتواند این حقوقهای نجومی و رانتها باشد. برخورد شدید با اینگونه موارد طبعاً میتواند آن اعتماد از بینرفته را برگرداند.  

وی در پاسخ به این سؤال که تا کنون چقدر به موضوع این حقوقها رسیدگی شده و آیا به جایی رسیده یا خیر، میگوید: باید بگویم که یک نکته جای خوشبختی و یک نکته هم جای تأسف دارد. امروز میبینیم که در تمام رسانهها و افکار عمومی به آن پرداخته میشود و رسانهها آنرا پیگیری میکنند. این قسمت جای خوشبختی قضیه است که حداقل این بحث امروز مطرح شده است.

 

فساد دستگاه اداری قصه امروز و دیروز نیست

کوهستانی میافزاید: اما جای تأسف آن است که قصه این حقوقها و اینگونه حقوقبگیرها قصه امروز و دیروز نبوده و نیست و معلوم میشود که تا کنون کسی همّ و غمش این نبوده است. به نظرمن آنچه باعث شد به صورت جدی به این موضوع دامن زده شود، افکار عمومی بود.

به گفته این حقوقدان، اگر افکار عمومی به مدد رسانههای جدید به این موضوعات حساس نمیشدند، من بعید میدانستم که دولت خودش علاقهای داشت که موضوع را رسیدگی کند. حتی از سوی دستگاههایی که وظیفهشان نظارت بر این تخلفات است، تا کنون اقدام جدی صورت نگرفته است. ممکن است که مکاتبهای کرده باشند برای اینکه بخشی از وظیفه اداری خود را انجام دهند، که کسی نگوید کاری انجام نشده است.اما اینها نیاز به یک برخورد جدی و قاطع داشت که متأسفانه تا کنون اقدامی نشده است.

کوهستانی ادامه میدهد: البته عرض کردم که جای خوشبختی آن است که اکنون دارد این اتفاق میافتد و مشاهده شده که جناب رئیسجمهور اخیراً بیانهای را دادند و هیأتوزیران، سازمان بازرسی، دیوان محاسبات و مجلس، هرکدام بهنحوی ورود کرده و دارند این وضعیت را رسیدگی میکنند. هرچند رسیدگیهای امروز پاسخی به سهلانگاریها و غفلتهای بیدلیلی که در گذشته نسبت به این تخلفات شده، نخواهد بود.

 

ضعف نظارت؛ اولین مقصر

این دکترای حقوق با بیان اینکه ضعف نظارت اولین و مهمترین مقصر در شکلگیری چنین تخلفاتی است، ابراز میکند: انسان فاسد در هر سیستمی وجود دارد پس فساد و تبانی هم در آن سیستم خواهد بود که موجب جلوگیری از فساد در آن میشود. شاید در ظاهر کسانی مقصر باشند که این پولها را داده و گرفتهاند. اما باید ببینیم که چرا تا کنون این سهلانگاریها ایجاد شده که این فضاهای متخلفانه را به وجود آوردهاند.

وی معتقد است: باید از یک لایه عمیق‏تر به موضوع نگاه شود. حتی اگر امروز هم بناست به این موضوعات رسیدگی شود، نباید اینگونه باشد که چه کسانی این فساد را انجام دادهاند. این به نظر من یک معلول است و باید هم با این معلول برخورد شود.

کوهستانی با بیان اینکه قوانینی وجود دارد که به سادگی میشود روند عادی و سالم نظام اداری و مادی را دور زد، میگوید: اصلاح آن قوانین باید در اولویت مجلس باشد. نظارتها باید جدی و قاطعتر شود. از طرفی، نظارتها هم باید توسط افراد سالم صورت بگیرد و به تعبیر مقام معظم رهبری که فرمودند «با دستمال کثیف نمیشود جایی را تمیز کرد». سلامت باید در اولویت خود این نهادهای ناظر باشد. بعد از نهادهای نظارتی که باید این نظارت را به موقع و قاطع انجام میدادند که ندادند، دهندگان و دریافتکنندگان این پولها باید در این فضا پاسخگو باشند.

محمد صالح جوکار، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس نهم، هم با تأکید بر تأثیرات منفی ناشی از این حقوقهای نجومی بر مردم عادی و مخصوصاً کسانی که حقوق‏های پایین دارند، به «قدس» میگوید:  قدر مسلم این امر هزینههایی برای دولت و نظام در بر دارد.

 

حقوقهای نجومی نیشتری به فساد سامانه مدیریتی بود

وی معتقد است که وقتی که در یک سیستم دولتی نظارت نباشد و هر کس به هر طریقی و بدون ضوابط از بیتالمال بردارد و به آن دستدرازی کند، نشاندهنده سوءمدیریت است. لذا در این بخش، دولت باید جدیتر وارد شود و با ریشهها و سرمنشأ ایجاد این تخلفات و مشکلات در جامعه با شدت برخورد کند.

جوکار میگوید: برخورد با مجرمان نباید به همین سادگی باشد و در حد یک استعفا مسأله را تمامشده قلمداد کنند. قوه قضاییه باید رسیدگی جدی به این مسأله داشته باشد و این متخلفان میبایست در قبال جرمی که مرتکب شدهاند، پاسخگو باشند. زیرا این امر سبب تخریب افکار عمومی در جامعه شد و تا بخواهد ذهنیت و افکار عمومی بازسازی شود، زمان زیادی طول میکشد. از طرفی، همانطور که پیشتر هم گفتم، هزینه زیادی برای کشور و دولت دارد.

وی با اشاره به بیاعتمادی اجتماعی مردم در نتیجة این تخلفات در جامعه، تأکید میکند: دولت باید مصمم باشد و در این راستا بدون در نظر گرفتن هر گونه مصلحتی برخورد کند تا جلوی این فسادها گرفته شود و با افراد در هر مقام و پستی که باشند باید برخورد جدی شود.

این فعال سیاسی معتقد است که در کشور شورای حقوق و دستمزد داریم و باید این شورا در زمینه تعیین دستمزد تصمیمگیرنده باشد. بنابراین، صدور اینگونه مجوزها به هر دلیلی یا برداشت غیرقانونی بعضی از اشخاص و بستن لیست حقوق برای خودشان محکوم است. این نیشتری بود به فساد در سامانه مدیریتی کشور. باید بگذارند که این زخم باز شود تا همهجانبه و در سطوح مختلف مدیریتی بررسی شود.

جوکار میگوید:  دستگاههای نظارتی مثل دیوان محاسبات و سازمان بازرسی هم باید نگاه دقیقتر و عمیقتری نسبت به این مسأله داشته باشند زیرا این امر موضوع مهمی است و مسلماً بر آینده سیاسی کشور ما تأثیر خواهد گذاشت.

وی درباره روند پیگیری تخلف حقوقهای نجومی ابراز میکند: تاکنون گزارشهایی ارایه شده و بررسیهایی صورت گرفته، اما ما همچنان منتظر هستیم. چون هر روز اعلام میکنند که قرار است گزارشش به مردم برسد ولی خوب این گزارشات هنوز دقیق و روشن بیان نشده است. اما آنچه مسلم است، چه از طریق دولت و مردم و چه از طریق قوه قضاییه، میباید هرچه سریعتر موضوع، بررسی و نتیجهاش را به استحضار مردم برسانند.

انتهای پیام

این حتما در کتاب‌های پیشینیان نیز هست

و خداوند مانع به نتیجه رسیدن اعمال کافران شدگروه دین و اندیشه: حجت الاسلام دکتر سوزنچی از اساتید دانشگاه، هر روز یک آیه قرآن را با ترجمه و چند حدیث تفسیری و چند نکته در تدبر آن آیه منتشر می کند. بولتن نیوز نیز در راستای ترویج چنین اقدامات ارزشی این سلسله مطالب را به صورت روزانه منتشر خواهد کرد.

به گزارش خبرنگار بولتن نیوز، در مطلب روز ۲۲ تیر به آیه ۱۹۶ سوره شعرا پرداخته شده و در آن آمده است:

وَ إِنَّهُ لَفي‏ زُبُرِ الْأَوَّلينَ

سوره شعراء  (۲۶) آیه ۱۹۶

ترجمه
و این حتما در کتاب‌های پیشینیان نیز هست.

حدیث

۱) از امام باقر ع سوال شد که آیا ولایت را جبرئیل زا نزد رب العالمین آورده است؟ فرمود: «روح الامین آن را فروآورد بر قلب تو تا از انذاردهندگان باشی، به زبان عربی مبین و این حتما در زُبُر اولین نیز هست.» فرمود: آن ولایت امیرالمومنین ع است.
بصائر الدرجات في فضائل آل محمد صلى الله عليهم، ج‏۱، ص۷۳

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ مَعْرُوفٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ حَنَانِ بْنِ سَدِيرٍ عَنْ سَالِمٍ عَنْ أَبِي مُحَمَّدٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ ع أَخْبِرْنِي عَنِ الْوَلَايَةِ أَ نَزَلَ بِهَا جَبْرَئِيلُ مِنْ عِنْدِ رَبِّ الْعَالَمِينَ يَوْمَ الْغَدِيرِ فَقَالَ نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ عَلى‏ قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِينَ بِلِسانٍ عَرَبِيٍّ مُبِينٍ وَ إِنَّهُ لَفِي زُبُرِ الْأَوَّلِينَ قَالَ هِيَ الْوَلَايَةُ لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ.

۲) سیدبن طاووس دعاهایی را از حضرت علی ع در خصوص هریک از روزهای ماه نقل کرده است که در فرازی از دعای روز شانزدهم عبارتی آمده است که نشان می‌دهد که شاید «زبر الاولین» غیر از تورات و زبور، و چیزی در عرض آنهاست. حضرت می‌فرماید:این [خواسته‌ام] را از تو می‌خواهم ای خدایی که هیچ خدایی جز تو نیست، چرا که هیچ خدایی جز تو نیست، به حق هر قسمی که بدان قسم خورده ای در ام‌الکتاب و کتاب مکنون، یا در زبر اولین، یا در زبور، یا در تورات، یا در کتاب مبین، یا در قرآن عظیم، یا رحمانُ یا رحمانُ یا رحیم.
الدروع الواقية، ص۲۰۹

دعاء أمير المؤمنين عليه السّلام في كلّ يوم من الشهر. .. اليوم السادس عشر:… وَ أَسْأَلُكَ ذَلِكَ اللَّهُمَّ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ، فَإِنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ، بِكُلِّ قَسَمٍ أَقْسَمْتَهُ فِي أُمِّ الْكِتَابِ وَ الْكِتَابِ الْمَكْنُونِ، أَوْ فِي زُبُرِ الْأَوَّلِينَ، أَوْ فِي الزَّبُورِ، أَوْ فِي الْأَلْوَاحِ، أَوْ فِي التَّوْرَاةِ، أَوْ فِي الْإِنْجِيلِ، أَوْ فِي الْكِتَابِ الْمُبِينِ، أَوْ فِي الْقُرْآنِ الْعَظِيمِ، يَا رَحْمَنُ يَا رَحْمَنُ يَا رَحِيمُ.

مقدمه‌ای برای تدبر در این آیه

الف. در مورد مرجع ضمیر «إنه» (چیزی که در «زبر اولین» آمده) این احتمالات قابل طرح است: (۴ احتمال اول از: بحار الأنوار۱۷/ ۱۹۷)
۱٫ سرگذشت امتهای سابق که در آیات قبل ذکر شده.
۲٫ [وعده به یا معرفی‌ای از] قرآن  
۳٫ [علائم و اوصاف] پیامبر ص (که قرآن بر او نازل شده) [یا روح الامین، که قرآن را نازل کرده است]
۴٫ انذاری که پیامبر هم بدان موظف شد.
۵٫ ولایت امیرالمومنین ع (حدیث۱) که مکمل قرآن است. (جلسه۱۱۱، حدیث۲ و تدبر۲)
و …

این حتما در کتاب‌های پیشینیان نیز هست

ب. «زُبُر» را جمع زبور، و «زبور» را به معنای کتابی دانسته‌اند که نوشته‌هایش با غلظت و شدت نوشته شده باشد (مفردات/۳۷۷) و یا وقوف بر آن با صعوبت و دشواری توام باشد (التحقيق في كلمات القرآن الكريم۴/ ۳۰۵). در مورد اینکه منظور از خود «زبرالاولین» چیست، احتمالات زیر قابل طرح است:
۱٫ کتب آسمانی قبلی
۲٫ مراتب باطنی قرآن قبل از نزول (همانند لوح محفوظ و …) (حدیث۲)
۳٫ مطلق کتابهای آسمانی (از جمله قرآن) (به دلیل روایتی که می‌فرماید پیامبر ص هم از اولین بود )
و …

از ترکیب موارد فوق، معانی متعددی به دست می‌آید که اغلب آنها معنی موجهی دارد و لذا بر اساس امکان استعمال لفظ در بیش از یک معنا، می تواند مدنظر قرار گرفته باشد؛
و تامل در هر کدام می‌تواند حاوی نکته‌ای باشد.
مثلا حداقل مطلبی که از همه آنها می‌توان به دست آورد این است این آیه با آوردن دو ادات برای تاکید (إنّ + لـ ) نشان می‌دهد مطلب «الف» حتما در «ب» هم آمده است.

از باب نمونه، برخی از معانی‌ای که می‌توان بر اساس تطبیق دو حالت فوق به دست آورد، تقدیم می‌شود:

«إنه» = [وعده به یا معرفی از] قرآن (که در آیات قبل با تعبیر «تنزیل رب العالمین» بدان اشاره شد)«زبرالاولین» = کتب آسمانی قبلی
نتیجه: اگر کسی به کتب آسمانی قبلی ایمان داشته باشد، حتما در آنها شواهدی پیدا می‌کند که او را به سوی قرآن رهنمون شود.

«إنه» = [علائم و اوصاف] پیامبر ص «زبرالاولین» = کتب آسمانی قبلی
نتیجه: اگر کسی به کتب آسمانی قبلی ایمان داشته باشد، حتما در آنها شواهدی پیدا می‌کند که او را به سوی نبوت پیامبر خاتم ص رهنمون شود.

«إنه» = انذاری که پیامبر هم بدان موظف شد.
«زبرالاولین» = کتب آسمانی قبلی
نتیجه:  سنت انذار، یک سنت همیشگی در پیامبران الهی بوده است.

«إنه» = ولایت امیرالمومنین ع
«زبرالاولین» = کتب آسمانی  قبلی
نتیجه: برای اثبات جانشینی حضرت علی ع حتی می‌توان با مراجعه به کتب آسمانی قبلی این مطلب را اثبات کرد.

«إنه» = حکایات پیامبران قبلی
«زبرالاولین» = مراتب باطنی قرآن قبل از نزول
نتیجه: نظام عالم و وقایعی که در آن رخ می‌دهد در علم خدا معلوم است؛ و کسی که به بواطن عالم راه پیدا کند، از سرنوشت امتها خبردار می‌شود. (شبیه مضمون آیه۲۱ سوره یونس، بر اساس توضیح ارائه شده در تفسیر المیزان)

«إنه» = قرآن
«زبرالاولین» = مراتب باطنی قرآن قبل از نزول
نتیجه: قرآنی که در دست ماست، در عوالم قبل سابقه دارد و از عوالم بالا با طی مراتبی به این عالم نازل شده است.

«إنه» = پیامبر ص [یا روح الامین]
«زبرالاولین» = مراتب باطنی قرآن قبل از نزول
نتیجه: حقیقت باطنی پیامبر ص در مراتب قبل از نزول قرآن هم همراه قرآن بوده است.

 «إنه» = ولایت امیرالمومنین ع
«زبرالاولین» = مراتب باطنی قرآن قبل از نزول
نتیجه: جدایی‌ناپذیریِ قرآن و عترت، که در حدیث ثقلین آمده، فقط ابدی نیست، بلکه ازلی هم هست؛ و اتحاد قرآن ناطق و صامت، به اصطلاح عرفا، فقط مربوط به قوس صعود (سیر الی الله) نیست، بلکه مربوط به قوس نزول (سیر آفرینش) نیز هست.

به بهانه آغاز هفته عفاف و حجاب؛ کمین برندهای خارجی برای مصادره حجاب

صدای شیعه: کفش‌های موزی، شال‌های کم عرض، لباس‌های بی‌دکمه، روسری‌های کوچک، پارچه‌های بدن‌نما، شخصیت‌های کارتونی هالیوودی ِنقش بسته روی مانتوها، حروف انگلیسی درشت، جمله‌های غلط و پرت، همه و همه به کمک قدرت بازار و کشش ویترین‌های نورانی مغازه‌ها در جامعه ریشه دواندند و نشستند بر سر و بدن مردم از قدیم تا امروز.

بازار پوشاک، آشفته بازاری است برای خودش، هر روز یک مدل می‌آید، یک روز ازغرب، روزی از شرق، روزی نزدیک به فرهنگ ما و یک روز آنچنان دور که حرمت‌شکنی فرهنگی می‌شود و ویترین مغازه‌ها تحت فشار نیروهای نظارتی پاکسازی می‌شود.

دراین حین نیز عده‌ای مستاصل از نبود مدل‌های موجه و خسته از گشت و گذار در بازار، عطای لباس دوخته را به لقایش می‌بخشند و روانه خیاطی‌ها می‌شوند به امید به تن کردن لباسی که مردم چپ چپ نگاهشان نکنند.

بازار پوشاک ما آنچنان که انتظار می‌رود اسلامی ـ ایرانی نیست، ما سال‌هاست از ایجاد چنین بازاری دم می‌زنیم، ولی بازار هنوز آنی نیست که باید باشد، در حالی که ما می‌توانیم و آنقدر طراحان جوان و باانگیزه داریم که بتوانند تراوشات ذهنی‌شان را روی الگو بیاورند، روی پارچه‌ها نقش بزنند و لباس‌های خوش رنگ و لعاب را بدوزند و در معرض دید مردم خسته از مدل‌های غیروطنی کنند. اما انگار هنوز غفلتی در میان است، درحالی که نباید می‌بود، آن هم در بازاری پرسود و همهمه مدلینگ که اگر دیر بجنبیم مقهور مافیا خواهیم شد.

برندهای خارجی کمین کرده‌اند

برندهای خارجی مدتی است پشت مرزهای ایران صف کشیده‌اند از لوازم آرایشی و بهداشتی گرفته تا پوشاک، برخی نیز این سوی مرز آمده‌اند و مشغول فعالیت شده‌اند. ایران بازار بزرگی برای برندهای مطرح دنیاست، یک بازار ۸۰ میلیون نفری که اگر یک سوم این جمعیت به برندها روی خوش نشان دهند سودی فراوان عاید تولیدکنندگان خارجی خواهد شد.

این برندها همان‌هایی هستند که بازار پوشاک کشورهای منطقه حتی بازار محصولات حجاب کشورهای مسلمان را در اختیار گرفته‌اند و طرح‌های دلچسب برای آنها تولید می‌کنند، حتی چادرکه نماد مردمان مسلمان است.

این برندها می‌توانند برای ما نیز خطری باشد، هم به علت به حاشیه راندن طرح‌های داخلی و هم به سبب ذائقه‌سازی برای جامعه که در دست خواهند گرفت.

البته محمدعلی صدق‌آمیز، رئیس انجمن تولیدکنندگان محصولات عفاف و حجاب به جام‌جم می‌گوید فعلا این خطر چندان جدی نیست، حتی نمی‌توان گفت بازار ما تحت تاثیر عمیق مدل‌های لباس خارجی است؛ اما اگر وضع به شیوه کنونی پیش برود این خطر محتمل است. چنانچه اکنون محصولات چینی رقیبی برای محصولات ایرانی شده‌اند، یا بازار کوچکی که با زحمت برای محصولات عفاف و حجاب در کشورهای عراق، افغانستان و لبنان ایجاد شده بود از دست رفت، آن هم با موقعیت‌شناسی و اقدام سریع و موثرتر ترکیه.

اگر می‌توانستیم صادر کنیم

اگر گفته‌های رئیس انجمن تولیدکنندگان محصولات عفاف و حجاب را ملاک قرار دهیم بجز برخی مانتوهای آزاد و چادر مانتوهای مجلسی و تزئینی که به صورت محدود از امارات متحده وارد کشور می‌ شود، در حوزه پوشاک عفاف و حجاب هیچ محصول دیگری به بازار ایران نمی‌آید. ولی این به تنهایی کافی نیست و اگر می‌خواهیم از تولیدکننده داخلی حمایت کنیم باید به فکر صادرات باشیم، یعنی ما نیز بشویم یک برند، یک کشور صادرکننده محصولات حجاب، همان طور که هند توانسته در سه سال گذشته، در حوزه صادرات پوشاک ۱۰ پله صعود کند و جزو ارکان بازار جهانی بشود.

صدق‌آمیز به این جمله‌ها باور دارد و می‌گوید ایران نه چیزی از علم در این حیطه کم دارد و نه از بابت توان نیروی انسانی؛ اما موضوع این است که برای برند شدن و ورود یک تولیدکننده به صادرات، باید حمایت باشد، آنچنان که مسیر تولید و صادرات صاف و صیقلی شود، بی‌مانع و دست‌انداز.

اما این دست‌اندازها اکنون کم نیست، به گفته صدق‌آمیز فقط یک نمونه‌اش این که نرخ تعرفه صادرات این اواخر۴۵۰ درصد افزایش یافته و عملا صادرات را غیرممکن کرده، درحالی که اگر مردم بدانند که طرح‌های ایرانی در جهان خواهان دارند، مثل پسته و فرش و انار ایرانی، آنها نیز مشتاق این مدل های وطنی می‌شوند، حتی به آنها خواهند بالید.

اما حالا که چنین نیست باید به بازار داخلی فکر کرد، به الگوسازی برای حجاب و ترویج پوشش‌های اسلامی و ایرانی، لباس‌هایی پوشیده و مذهبی اما شیک و خلاقانه، همان گونه که قشر نوجوان و جوان می‌خواهد. این حوزه نیز اما لنگ می‌زند، سندش نیز ویترین‌های رنگارنگ مغازه‌ها که دم به دم ازآن مدل‌های عجیب و غریب بیرون می‌زند.

زمین سست، زیرپای یک قانون

از دی ۸۴ به این سو که شورای عالی انقلاب فرهنگی، قانون راهکارهای اجرایی گسترش فرهنگ عفاف و حجاب را تصویب کرد، دیگر نمی‌توان این حوزه را به بهانه نبود قانون رها کرد. حرف اصلی این قانون، اولویت دادن به موضوع حجاب و عفاف در برنامه‌های دستگاه‌های اجرایی کشور است با این هدف: مقابله با روند فزاینده بدحجابی.

در این قانون ۱۴ دستگاه و وزارتخانه دولتی مسئولیت دارند (نیروی انتظامی، معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری، شهرداری‌ها، ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر، سازمان تبلیغات اسلامی، صداو سیما و وزارتخانه‌های ارشاد، بازرگانی، بهداشت، اقتصاد و دارایی، آموزش و پرورش، ورزش و جوانان،علوم، ارتباطات و فناوری اطلاعات) که در راس وظایف آنها آموزش، فرهنگ‌سازی، الگوسازی و نظارت قرار گرفته است.

نگاهی به آنچه این ۱۴ دستگاه متولی باید انجام دهند، نشان می‌دهد که برخوردهای قهری و سلبی بیش از الگوسازی برای حجاب و عفاف مورد توجه قرار گرفته، حتی بازار که تنظیم کننده و پدیدآورنده ذائقه در مصرف‌کنندگان است تا حدی مورد غفلت واقع شده است.

در این قانون می‌خوانیم که باید استانداردهای فرهنگی مناسب برای ترویج فرهنگ عفاف و فراهم کردن زمینه‌های لازم به منظور ترویج الگوهای مناسب پوشش اسلامی توسط نهادهای الگوده تعریف شود، باید مراکز و موسسات متعدد با هدف الگوسازی و ارائه مدل‌های مناسب ایجاد شود، همچنین باید از طریق ارائه محصولات متنوع فرهنگی و هنری به فرهنگ عفاف اصالت داده شود یا باید اشکالات قانونی برای تولید، توزیع و عرضه پوشاک داخلی رفع شود. اما گشتی کوتاه در شهرها و تعمقی کوتاه در آنچه تا امروز انجام شده، از اجرای نیم‌بند قانون عفاف و حجاب نشان دارد.

فرهنگ عفاف و حجاب ریشه در باورهای عمیق و درونی دینی دارد، ولی به کمک پوشش و نوع لباسی که مردم به تن می‌کنند، نمود بیرونی پیدا می‌کند. پس اگر طالب عفاف و حجاب هستیم باید به نوع پوشش مردم، الگوسازی درست در بخش پوشاک، طراحی مدل‌های اسلامی و زیبا و عرضه گسترده تولیدات در جامعه نیز توجه ویژه داشته باشیم، نه این که بازاری مغایر با معیارهای حجاب ایرانی اسلامی داشته باشیم و از مردم پوششی ایرانی اسلامی طلب کنیم.

حجاب در آیینه سخنان رهبر معظم انقلاب

حجاب مایه‌ تشخص و آزادی زن است؛ برخلاف تبلیغات ابلهانه و ظاهربینانه‌ مادیگرایان، مایه‌ اسارت زن نیست. زن با برداشتن حجاب‌های خود، با عریان کردن آن چیزی که خدای متعال و طبیعت، پنهان بودن آن را از او خواسته، خودش را کوچک می‌کند. (۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۱ در دیدار جمعی از مداحان سراسر کشور)

ما هیچ وقت نگفتیم که حتما چادر باشد و غیرچادر نباشد. گفتیم که چادر بهتر از حجاب‌های دیگر است. ولی زنان ما می‌خواهند حجاب خودشان را حفظ کنند. چادر را هم دوست دارند. چادر، لباس ملی ماست. چادر، پیش از آن‌که یک حجاب اسلامی باشد، یک حجاب ایرانی است، مال مردم ما و لباس ملی ماست. (۲۰ مهر ۱۳۷۳ دردیدار جمعی از پرستاران)

عده‌ای وقتی در خیابان نگاه می‌کنند و زنانی را می‌بینند که حجابشان قدری ناجور است، دلشان خون می‌شود. بله؛ این کارِ بدی است. اما کارِ بد اصلی، این نیست. کارِ بد اصلی آن است که شما در کوچه و خیابان نمی‌بینید! کسی به کسی گفت چه کار می‌کنی؟ گفت: دهل می‌زنم. گفت: چرا صدای دهلت در نمی‌آید؟ گفت: فردا صدای دهل من درمی‌آید! صدای فروریختن ایمان و اعتقاد ناشی از تهاجم پنهانی و زیرزیرکی دشمن. اگر شما ملت و عناصر فرهنگی بیدار نباشید خدای نخواسته آن وقتی درمی‌آید که دیگر قابل علاج نیست. (۲۱ مرداد ۱۳۷۱ در دیدار جمعی از کارگزاران فرهنگی)

بین زن و مرد یک حجاب گذاشته شده است، با هم حرف می‌زنند، معامله می‌کنند، دعوا می‌کنند، دوستی می‌کنند؛ اما با یک حجاب و حفاظ. این در اسلام هست و بایستی رعایت شود. ارتباط زن و مرد را در مکالمات و محاورات بایستی رعایت کرد .(۱۵ بهمن ۱۳۸۱ در دیدار مسئولان سازمان صدا وسیما)

منبع: جامعه

انتهای پیام

زنان در بهشت هم حجاب دارند

به گزارش بولتن نیوز،گاهی سوال می شود که آیا در بهشت هم رعایت حجاب الزامی است؟ آیا زنان و مردان بهشتی نسبت به هم نامحرمند؟ و …
منشاء
اینگونه سوالات، تطبیق احکام و قوانین عالم دنیا به قوانین عالم آخرت است.
در حالیکه دنیا دار تکلیف و مکافات است و آخرت، دار جزا و مجازات.
نه
فقط احکام ناظر به حلیت و حرمت نگاه، بلکه شریعت در کلیت احکام خود، مختص
عالم دنیاست که دار عمل و امتحان است و اگر بنا باشد در بهشت هم که سرای
سعادت و آسودگی است، پای تکلّف و مشقت در میان باشد، آنگاه چه تفاوتی است
بین دنیا و آخرت؟
این سخن البته بدین معنا نیست که زنان بهشتی، عاری از
هر گونه حجاب و ستر اند. بلکه بر عکس، از آیات قرآن اینگونه مستفاد است که
زنان در بهشت، لباس هایی حریرآسا به تن دارند و با شوهران خود در سراپرده
های به سر می برند که کاملا از چشم اغیار، پوشیده است؛ نمونه را:
۱٫
خداوند کسانى را که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده اند، در باغ هایى
از بهشت وارد می کند که از زیر درختانش نهرها جارى است؛ آنان با دست
بندهایى از طلا و مروارید زینت می شوند؛ و در آن جا لباس هایشان از حریر
است(حج/۲۳)
۲٫ در آن باغ هاى بهشتى، زنانى هستند که جز به همسران خود
عشق نمی ورزند؛ و هیچ انس و جنّ پیش از اینها با آنان تماس نگرفته است …
حوریانى که در خیمه هاى بهشتى مستورند(رحمن/۵۶ و۷۲)

در اینجا ممکن است این سوال برایتان مطرح شود که اگر بهشت دار راحتی و التذاذ است، پس چرا زنان در بهشت، مستور و در حجاب اند؟
پاسخ بدین سوال در گروه تقدیم دو مقدمه است:

مقدمه نخست: انسان فطرتا گرایش به پوشیدگی دارد

پوشیدگی
جزء سرشت آدمی است و انسان فطرتا از برهنگی گریزان است. بنا بر آیات قرآن،
آدم ابوالبشر و همسرش حوا، تا قبل از اینکه گرفتار تلبیس ابلیس شوند،
پوشیده بودند و به محض تسلیم شدن به وسوسه شیطان، عورتشان آشکار شد؛
فَلَمَّا ذَاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُمَا سَوْءَاتُهُمَا وَطَفِقَا
یَخْصِفَانِ عَلَیْهِمَا مِن وَرَقِ الْجَنَّةِ « هنگامی که از آن درخت
چشیدند، اندامشان [= عورتشان ] بر آنها آشکار شد؛ و شروع کردند به قرار
دادن برگهای (درختان) بهشتی بر خود، تا آن را بپوشانند»(اعراف/۲۲)
قرآن
البته اشاره ای به چگونگی این پوشش، نکرده است اما از فحوای آیات فهمیده می
شود که این پوشش، نوعی کمال و نشانه تکریم شخصیت حضرت آدم و حوا بوده که
با خوردن میوه ممنوعه، این کمال از آنها ستانده شده است.
پوشش بدن، جزئی از فطرت انسان است که مع الاسف برخی انسان ها این گرایش فطری را در زیر زنگار نافرمانی ها، مدفون کرده اند .
حضرت
علی (علیه السلام) در نهج البلاغه، فلسفه برانگیختن پیامبر و پیامبران
بزرگ الهى را این گونه معرفى کرده است: فبعث فیهم رسله و واتر الیهم
انبیاءه لیستادوهم میثاق فطرته: «خداوند پیامبران خویش را یكى پس از دیگرى
به سوى مردم فرستاد تا از آنها بخواهند كه به پیمان فطرى خویش عمل كند».*
آری!
بشر فطرتا طالب پوشیدگی است و مادامیکه غبار غفلت و رجس معصیت، آیئه زلال
فطرت آدم را مکدر نساخته است، این گرایش در نهان نهاد بشر، وجود دارد. لکن،
کدورات عالم دنیا، این تمایل فطری را پوشانده و گاه به سمت و سویی کشانده
است که برهنگی را کمال می انگارد.

مقدمه دوم: باطن احکام شریعت در آخرت ظهور می کند.

در
قرآن می خوانیم: « یَعْلَمُونَ ظَاهِرًا مِنَ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا
وَهُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غَافِلُونَ» یعنی: از زندگى دنیا ظاهرى را مى 
شناسند و حال آنكه از آخرت غافلند (روم/۷)
چون در این آیه، آخرت را در
مقابل ظاهر حیات دنیا قرار داده است به قرینه این مقابله، می توان فهمید که
آخرت، باطن دنیاست.  در بهشت، نیز باطن اعمال ظهور می کند.

نتیجه:

نتیجه ای که این دو مقدمه به دست می آید اینکه: 

حجاب
عملی حکایت از صفتی باطنی دارد که همان عفاف است و در آخرت که دار ظهور
ملکات و بواطن است، حجاب که علامت عفاف است در کامل ترین شکل، جلوه می کند.

ممکن است بگویید: حجاب بالاخره محدودیت است در حالیکه طبق آیات قرآن، در بهشت هیچ منع و محدودیتی وجود ندارد.
جواب
این است که این محدودیت، مطابق میل اهل بهشت و در جهت التذاذ بیشتر
آنهاست. چرا که لباس هایی از جنس حریر و یاقوت بهشتی، علاوه بر اینکه موجب
زینت زنان اهل بهشت است، از طرفی حس تملک و در انحصار داشتن را در راستای
التذاذ بیشتر مردان بهشتی، به اوج می رساند.

محرمیت و نامحرمیت در بهشت

در پاسخ بدین سوال که آیا در بهشت، زنان به مردان بیگانه محرمند یا خیر؟ باید گفت:
طبق
برخی اقوال، بهشت یک مکان خاص و محدود نیست که بخواهند همه بهشتیان را در
این فضای محدود جای دهند. در آخرت، هر کس بر اساس مقام و مرتبی که به دست
آورده است، بهشتی مخصوص به خود دارد که دراین بهشت، هر نعمتی که از آن
برخوردار است مانند حوران و همسران بهشتی، متعلق به خود اوست و دیگرای را
در آن سهمی نیست. بنابراین، مساله وجود نامحرم اساسا منتفی است.
پاسخ دیگر
اینکه حکم شریعتی محرمیت و غیرمحرمیت، فطری نیست بلکه تابع مفاسد و مصالح
دنیوی است. و چون بهشت، دار سعادت و کمال است و خالی از هر گونه نقصان و
مفسدت، بنابراین در بهشت، محرم و نامحرم، معنا ندارد.

منبع:پایگاه قرانی جهان اسلام