آل خلیفه انحلال جمعیت الوفاق بحرین و مصادره اموال آن را اعلام کرد

صدای شیعه به نقل از پایگاه خبری العهد: دادگاه رژیم آل خلیفه حکم نهایی انحلال جمعیت «الوفاق» بزرگترین جمعیت مخالف این کشور را صادر کرد.
براساس این حکم اموال و دارایی های این جمعیت نیز به نفع دولت مصادره خواهد شد.
دادگاه بحرین پیشتر فعالیت این جمعیت را به تعلیق درآورده بود.
شیخ سلمان رهبر جمعیت وفاق بحرین در ژوئیه ۲۰۱۵ به اتهام تحریک مردم برای انجام اعمال خشونت آمیز به چهار سال زندان محکوم شد؛ حکمی که انتقاد شدید گروه های حقوق بشر را در پی داشت. دادگاه بحرین در ماه های اخیر این حکم را به ۹ سال افزایش داد.
شیخ علی سلمان در دسامبر ۲۰۱۴ بازداشت و در دادگاه سال قبل ٬ از اتهام براندازی نظام پادشاهی این کشور تبرئه شد، اما دادگاه وی را به تلاش به تحریک ضد حکومت آل خلیفه متهم کرد.
الوفاق که پیش از این بزرگ ترین جناح مجلس بحرین بود، در فوریه ۲۰۱۱ در اعتراض به خشونت و سرکوب معترضان توسط نظام استبدادی آل خلیفه، پارلمان این کشور را ترک کرد
کشور کوچک اما راهبردی بحرین از سال ۲۰۱۱ که با همدستی عربستان اعتراض های گسترده مردمی به رهبری اکثریت شیعی این کشور را سرکوب کرد، دستخوش ناآرامی شده است. معترضان خواستار اجرای اصلاحات سیاسی و اقتصادی هستند.
به رغم سرکوب های صورت گرفته در قیام مردمی سال ٬۲۰۱۱ این کشور همچنان شاهد درگیری میان پلیس و معترضان است.

منبع: ایرنا

انتهای پیام

پيغمبر از فضايل وصي‌اش یادی کرد و در دلها نفاق افتاد

و خداوند مانع به نتیجه رسیدن اعمال کافران شدگروه دین و اندیشه: حجت الاسلام دکتر سوزنچی از اساتید دانشگاه، هر روز یک آیه قرآن را با ترجمه و چند حدیث تفسیری و چند نکته در تدبر آن آیه منتشر می کند. بولتن نیوز نیز در راستای ترویج چنین اقدامات ارزشی این سلسله مطالب را به صورت روزانه منتشر خواهد کرد.

به گزارش خبرنگار بولتن نیوز، در مطلب روز ۲۷ تیر به آیه ۷۰ سوره نمل  پرداخته شده و در آن آمده است:

وَ لا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَ لا تَكُنْ في‏ ضَيْقٍ مِمَّا يَمْكُرُون

سوره نمل (۲۷) آیه ۷۰       

ترجمه
و بر آنان غم مخور؛ و از [= به‌خاطر] آن مکری که می‌ورزند، در مضیقه مباش [= دل‌تنگ مشو و خود را در تنگنا قرار مده].

حدیث

امام صادق ع فرمود: حضرت موسى ع يوشع بن نون را وصي خود قرار داد؛ و يوشع بن نون فرزندان هارون، و نه فرزندان خودش ویا فرزندان موسى را؛ که خداوند تعالى صاحب اختيار است، هر كه را خواهد و از هر خاندانى كه خواهد اختيار كند.
و موسى و يوشع مردم را به مسيح ع مژده دادند و چون خداى عز و جل مسيح ع را برانگیخت، مسيح ع به آنها گفت که پس از من پيغمبرى خواهد آمد كه نامش احمد و از اولاد اسماعيل ع است، كه تصدیق کننده من و شماست و راه هر بهانه‌ای را بر من و شما می‌بندد. و امر وصيت، پس از عيسى ع، در حواريينِ «مستحفظ» جارى گشت …[آنگاه امام صادق ع پس از توضیحی درباره «مستحفظین» که اسم اعظم می‌دانستند، می‌فرماید] پس هميشه وصيت از عالِمى به عالِم ديگر جريان داشت، تا آن را به حضرت محمد ص رسانيدند، و چون خداى عز و جل محمد صلّى اللَّه عليه و آله را مبعوث كرد، دودمان مستحفظين تسلیم او شدند ولی بنى اسرائيل تكذيبش نمودند، او به سوى خداى عز و جل دعوت كرد و در راهش جهاد نمود تا آنكه خداى- جل ذكره- به او وحی فرستاد كه فضیلت و برتری وصی خود را آشكار كن.

پيغمبر از فضايل وصي‌اش یادی کرد و در دلها نفاق افتاد

پيغمبر عرض‏ كرد: پروردگارا! عرب مردمى خشن‌اند، در ميان ايشان كتابى نبوده و براى آنها پيغمبرى برانگیخته نشده و از فضيلت و شرف پيغمبران آگاه نيستند، اگر من فضيلت و برتری اهل بيتم را بآنها بگويم، ايمان نمى ‏آورند.
پس خداى جل ذكره- فرمود: «غم آنها را مخور» و «بگو سلام؛ که بزودی خواهید دانست» (زخرف/۸۹).
پس، پيغمبر از فضايل وصي‌اش یادی کرد و در دلها نفاق افتاد؛ و رسول خدا ص از آن نفاق و آنچه می‌گفتند آگاه شد.
آنگاه خداى- جل ذكره- فرمود: اى محمد! «محققا ما مي‌دانيم كه سينه ‏ات از آنچه مي‌گويند تنگ مى ‏شود» (حجر/۹۷) «اما ايشان تو را تكذيب نمي‌كنند بلكه ستمگران آيات خدا را انكار مي‌كنند» (انعام/۳۳) و بدون اينكه دليلى داشته باشند انكار مي‌كنند.
رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله با ايشان به الفت و مهربانی رفتار می‌کرد و از برخی از آنها در مقابل بعضى دیگر کمک می‌گرفت و همواره، نکته‌ جدیدی از فضایل وصي‌اش را به آنها نشان می‌داد …

الكافي، ج‏۱، ص۲۹۴

مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَيْنِ وَ غَيْرُهُ عَنْ سَهْلٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى وَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَيْنِ جَمِيعاً عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ جَابِرٍ وَ عَبْدِ الْكَرِيمِ بْنِ عَمْرٍو عَنْ عَبْدِ الْحَمِيدِ بْنِ أَبِي الدَّيْلَمِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:
أَوْصَى مُوسَى ع إِلَى يُوشَعَ بْنِ نُونٍ وَ أَوْصَى يُوشَعُ بْنُ نُونٍ إِلَى وَلَدِ هَارُونَ وَ لَمْ يُوصِ إِلَى وَلَدِهِ وَ لَا إِلَى وَلَدِ مُوسَى إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى لَهُ الْخِيَرَةُ يَخْتَارُ مَنْ يَشَاءُ مِمَّنْ يَشَاءُ وَ بَشَّرَ مُوسَى وَ يُوشَعُ بِالْمَسِيحِ ع فَلَمَّا أَنْ بَعَثَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الْمَسِيحَ ع قَالَ الْمَسِيحُ لَهُمْ إِنَّهُ سَوْفَ يَأْتِي مِنْ بَعْدِي نَبِيٌّ اسْمُهُ أَحْمَدُ مِنْ وُلْدِ إِسْمَاعِيلَ ع يَجِي‏ءُ بِتَصْدِيقِي وَ تَصْدِيقِكُمْ وَ عُذْرِي وَ عُذْرِكُمْ وَ جَرَتْ مِنْ بَعْدِهِ فِي الْحَوَارِيِّينَ فِي الْمُسْتَحْفَظِينَ …
فَلَمْ تَزَلِ الْوَصِيَّةُ فِي عَالِمٍ بَعْدَ عَالِمٍ حَتَّى دَفَعُوهَا إِلَى مُحَمَّدٍ ص فَلَمَّا بَعَثَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مُحَمَّداً ص أَسْلَمَ لَهُ الْعَقِبُ مِنَ الْمُسْتَحْفِظِينَ وَ كَذَّبَهُ بَنُو إِسْرَائِيلَ وَ دَعَا إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ جَاهَدَ فِي سَبِيلِهِ ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّهُ جَلَّ ذِكْرُهُ عَلَيْهِ أَنْ أَعْلِنْ فَضْلَ وَصِيِّكَ فَقَالَ رَبِّ إِنَّ الْعَرَبَ قَوْمٌ جُفَاةٌ لَمْ يَكُنْ فِيهِمْ كِتَابٌ وَ لَمْ يُبْعَثْ إِلَيْهِمْ نَبِيٌّ وَ لَا يَعْرِفُونَ فَضْلَ نُبُوَّاتِ الْأَنْبِيَاءِ ع وَ لَا شَرَفَهُمْ وَ لَا يُؤْمِنُونَ بِي إِنْ أَنَا أَخْبَرْتُهُمْ بِفَضْلِ أَهْلِ بَيْتِي فَقَالَ اللَّهُ جَلَّ ذِكْرُهُ- «وَ لا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ» وَ «قُلْ سَلامٌ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ» فَذَكَرَ مِنْ فَضْلِ وَصِيِّهِ ذِكْراً فَوَقَعَ النِّفَاقُ فِي قُلُوبِهِمْ فَعَلِمَ رَسُولُ اللَّهِ ص ذَلِكَ وَ مَا يَقُولُونَ فَقَالَ اللَّهُ جَلَّ ذِكْرُهُ يَا مُحَمَّدُ «وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدْرُكَ بِما يَقُولُونَ فَإِنَّهُمْ لا يُكَذِّبُونَكَ وَ لكِنَّ الظَّالِمِينَ بِآياتِ اللَّهِ يَجْحَدُونَ» وَ لَكِنَّهُمْ يَجْحَدُونَ بِغَيْرِ حُجَّةٍ لَهُمْ وَ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص يَتَأَلَّفُهُمْ وَ يَسْتَعِينُ بِبَعْضِهِمْ عَلَى بَعْضٍ وَ لَا يَزَالُ يُخْرِجُ لَهُمْ شَيْئاً فِي فَضْلِ وَصِيِّه‏ …

در واکنش به ادعای اولاند درباره حادثه نیس: مسلمانان مهمترین هدف تروریسم در جهان

صدای شیعه: جهان اسلام و مسلمانان مهمترین هدف تروریست ها در یک دهه گذشته بوده اند، با این حال فرانسوا اولاند حادثه نیس را به معنای قرار گرفتن فرانسه تحت تروریسم اسلامی توصیف می‌کند
به گزارش شبکه تلویزیونی الجزیره از واشنگتن فرانسوا اولاند رئیس جمهور فرانسه ادعا کرد حادثه نیس به معنای قرار گرفتن فرانسه تحت تروریسم اسلامی است. این در حالی است که 
اولا، مهمترین عامل ترویج و تجهیز تروریست در کشور‌های اسلامی و جهان کشور‌های غربی، رژیم صهیونیستی و متحدین منطقه‌ای آنها بوده اند؛ 
ثانیا، بر اساس بسیاری از مستندات بسیاری از تروریست‌های فعال در کشور‌های عراق و سوریه اصلا مسلمان نیست.     
بنابراین اقدامات تروریستی در اروپا و حتی آمریکا، از سویی محصول حمایت‌های خود آنها از ترویسم در کشور‌های اسلامی است و از سوی دیگر، ثمره سکوت آنها در برابر حمایت گسترده عربستان از وهابی‌گری و سلفی‌گری برای جلوگیری از گسترش فرهنگ مقاومت در کشور‌های اسلامی و جهان
اما در این میان آنچه قابل تامل است بی توجهی اولاند به پیامد‌های خط کشی عجولانه و مذهبی در تفسیر حادثه نیس است
به هر حال هم اکنون میلیون‌ها مسلمان شهروند فرانسه هستند و اسلامی توصیف کردن رویداد تروریستی در این کشور ثمره‌ای جز تشدید فشار بر آنها و تعمیق شکاف‌های مذهبی در این کشور و در نتیجه آبستن بحران شدن دوباره این کشور ندارد
شاید به همین علت مفید الدیک مسئول اطلاع رسانی سابق وزارت خارجه آمریکا توصیف رئیس جمهور فرانسه را از حادثه نیس یک اشتباه بزرگ توصیف کرد.
به گزارش امروز شبکه تلویزیونی الجزیره از واشنگتن درباره اظهارات فرانسوا اولاند رئیس جمهور فرانسه که حادثه نیس را به معنای قرار گرفتن فرانسه تحت تروریسم اسلامی توصیف کرد، گفت: من با این نگاه رئیس جمهور فرانسه مخالفم. این که از عبارت تروریسم اسلامی استفاده کنیم یک اشتباه بزرگ بوده و رئیس جمهور فرانسه مرتکب این اشتباه بزرگ شده است. استفاده از چنین عباراتی باعث حس دشمنی میان شمار زیادی از مسلمانان می شود که ممکن است با عامل این حادثه اختلاف نظر داشته باشند

منبع: خبرگزاری صدا و سیما

انتهای پیام

بعد از حادثه تروریستی نیس؛ نامه سرگشاده دبیرکل مجمع جهانی اهل بیت(ع) به “اولاند” و مقامات اروپایی

صدای شیعه به نقل از ابنا: دبیرکل مجمع جهانی اهل بیت(ع) با ارسال نامه سرگشاده ای خطاب به «فرانسوا اولاند» رییس جمهوری فرانسه و مقامات دولتهای اروپایی، نکات مهمی درباره تروریسم تکفیری و بین المللی بیان داشت.

«حجت الاسلام والمسلمین اختری» در این نامه به دستورات قرآن، پیامبر(ص) و امام علی(ع) مبنی بر احترام به جان غیرمسلمانان اشاره کرد و نوشتداشتن نامهای عربی و ظواهر اسلامی، به معنای آن نیست که عاملان این جنایات، به دستورات اسلام عمل کرده و می کنند. آشکارترین علامت این امر نیز تاریخ طولانی همزیستی مسالمت آمیز پیروان ادیان در سرزمینهای اسلامی است

وی در پایان این نامه سرگشاده از رییس جمهوری فرانسه و مقامات عالی کشورهای اروپایی خواست تا حداقل به خاطر حفظ جان کودکان و شهروندان بی‌گناهانتان، با کنار گذاشتن رویکردهای دوگانه و سیاست بازانه، به مسؤولیت تاریخی خود در مقابل تروریسم افسارگسیخته تکفیری عمل کنند و افزود: علمای واقعی اسلام، و دولتمردان و سازمانهای آن دسته از کشورهای اسلامی که واقعاً و حقیقتاً به دنبال مبارزه با تروریسم هستند، بهترین دوست و همکار شما در این مقابله خواهند بود.

متن نامه دبیرکل مجمع جهانی اهل بیت(ع) به شرح زیر است:

جناب آقای فرانسوا اولاند، رییس جمهوری فرانسه!
عالیجنابان رؤسای جمهور، نخست وزیران و مقامات ارشد دولتهای اروپایی!

حادثه تلخ شب گذشته در شهر “نیس” فرانسه، که به کشته و زخمی شدن دهها انسان بیگناه انجامید، انگیزه من برای نوشتن این نامه به شما شد. لذا در ابتدا لازم می دانم از سوی خود و صدها عضو مجمع جهانی اهل بیت(ع) که از سراسر دنیا با این سازمان بین المللی همکاری دارند، این حمله تروریستی را بشدت محکوم کنم.

همچنین با تسلیت به شما، با بازماندگان این جنایت ابراز هم‌دردی می کنم و از خداوند برای روح قربانیان آن طلب آرامش دارم.

اینگونه حوادث تلخ که چند سال است منطقه ما و کشورهای اسلامی را آزار می دهد، اکنون به کشورهای شما رسیده است؛ دیروز در “پاریس” وبروکسل” و “اورلاندو، امروز در “نیس”، و خدا می‌داند که فردا این اتفاق در کجا رخ خواهد داد؟ آیا آنگونه که تروریستهای تکفیری تهدید کرده اند بزودیرم”، “لندن”، “برلین” و “وین” هم شاهد به خون کشیده شدن خیابانها به دست داعش و القاعده خواهد بود؟ و آیا با این اوضاع، می توان چشم انداز خوبی برای دنیای آینده در نظر داشت؟

علت این اتفاقات چیست؟ خاستگاه تروریستهایی که به کودکان معصوم نیز رحم نمی کنند کجاست؟ آیا آنها مسلمان اند؟ اقدامات آنان از کدام اندیشه نشأت می گیرد؟ و از کجا حمایت مالی و تسلیحاتی می شوند؟

آقای اولاند و سران کشورهای اروپایی!

گرچه نیک می دانم که شما پاسخ این سؤالات را بخوبی می دانید، اما برای وجدان عمومی جهان که اینک آزرده و هراسان است، پنج نکته را در این نامه یادآوری می کنم:

اولاً) شما و همه شهروندان غربی بدانید که اینگونه اقدامات تروریستی مورد تأیید دین اسلام نیست. داشتن نامهای عربی و ظواهر اسلامی، به معنای آن نیست که عاملان این جنایات، به دستورات اسلام عمل کرده و می کنند. آشکارترین علامت این امر نیز تاریخ طولانی همزیستی مسالمت آمیز پیروان ادیان در سرزمینهای اسلامی است. همچنین محکومیت این جنایات از سوی علمای اسلام ــ از فرقه ها و مذاهب مختلف شیعه و سنی ــ نشانه بارزی بر این نکته است که امت اسلامی، تروریست های تکفیری را از خود نمی داند
قرآن کریم با صراحت، سیاست کلی اسلام را درباره مراعات حقوق بشر و حفظ جان غیرمسلمانان را چنین بیان می کند: «لا ینهاکم الله عن الذین لم یقاتلوکم فی الدین و لم یخرجوکم من دیارکم أن تبروهم و تقسطوا إلیهم إن الله یحب المقسطین؛ خداوند شما را از کسانی که با شما در کار دین کارزار نکرده اند، و شما را از خانه و کاشانه تان آواره نکرده اند، از این که در حقشان نیکی کنید و با آنان دادگرانه رفتار کنید، نهی نمی کند، بی گمان خداوند دادگران را دوست دارد.» (سوره ممتحنه، آیه ۸)
این کار را رسول خدا «حضرت محمد(ص)» در اولین روزهای رسیدن به حاکمیت انجام داد و با صدور “میثاق مدینه”، حقوق و جان و مال غیرمسلمانان را تأمین کرد.
و این «امام علی بن ابی طالب» پیشوای همه مذاهب اسلامی است که در فرمان تاریخی خود، به همه مسلمانان در طول تاریخ آموخت که نسبت به تمام مردم از ادیان و عقاید مختلف احترام قائل باشند و نوشت: «انهم صنفان اما اخ لک فی الدین او نظیرک فی الخلق؛ مردم یا برادر دینی تو هستند و یا از نظر انسانیت با تو یکسان می باشند».

ثانیاً) با توجه به آنچه گذشت، دلیل آن که همواره این حوادث را به “دین اسلام” و “مردم مسلمان” نسبت می دهید چیست؟ چرا آقای اولاند پس از این حادثه دوباره از آن با نام “تروریسم اسلامی” یاد کرد؟ همانطور که از ابتدای فعالیت تروریستهای داعش، شما دولتمردان کشورهای غربی و نیز رسانه های قدرتمند شما از این گروه جنایتکار با عنوان “دولت اسلامی” یاد می کنید و می کنند! حال آنکه بیش از یک میلیارد مسلمان جهان، این افراد را جانیانی می دانند که هیچ بویی از اسلام و تعالیم انسانی آن نبرده اند.

ثالثاًعملیات تروریستی که کشورهای شما اکنون شاهد آن هستند، بازتابی است از آنچه ما در منطقه خود با آن زندگی می‌کنیم و ملت‌های ما با آتش آن می‌سوزند. اگر آن روز که این تروریستها، شهرهای پاکستان و افغانستان و عراق و سوریه را به خاک و خون می کشیدند، کشورهای اروپایی و آمریکایی به جای حمایت از آنان در کنفرانسهای بین المللی، به فکر ریشه کن نمودن آنها می افتادند، امروز شاهد پیشروی این خشونت تا خانه های خود نبودید.

رابعاًبرای ما تعجب آور است در حالی که فرانسه اکنون مورد هجوم تروریستهای تکفیری است، چگونه دولتمردان آن کشور از “گروهک تروریستی منافقین” حمایت می کنند؟! کشور فرانسه در حملات پاریس و نیس، حدود ۳۰۰ قربانی داده است اما اکنون به خود اجازه می دهد تا از تروریستهای جنایتکاری که قاتل ۱۷۰۰۰ ایرانی بیگناه بوده اند پشتیبانی کند! بدتر اینکه فرانسه پنج روز پیش اجازه داد تا «ترکی الفیصل» از چهره های امنیتی آل سعود که به‌وجودآورنده گروه‌های تروریستی تکفیری همچون “طالبان”، “القاعده”، “داعش”، “بوکوحرام” و “جبهة النصرة” است در پایتخت کشورش در حمایت از تروریسم سخنرانی کند! لحظه‌ای فکر کنید که آیا حوادث تلخ حمله به شهروندان بی گناه غربی، نتیجه طبیعی اینگونه اقدامات نیست؟

خامساً) جنایتکاران تکفیری، که از اندیشه های غیر انسانی “وهابیت” و “سلفیت” آبشخور دارند، هیچ فرقی بین کوچک و بزرگ، زن و مرد، سیاه و سفید، اروپایی و آسیایی، و مسلمان و غیر مسلمان نمی گذارند. تروریسم تکفیری، دین معیّنی ندارد؛ بلکه به دنبال کشتار همه افرادی است که همانند آن نمی اندیشند. از آنجا که این خطر جهانی است، تنها راه خلاصی از شر این بلای خانمانسوز نیز این است که همه کشورهای جهان به مسؤولیت خود در خشکاندن ریشه های آن عمل کنند. برای این کار، در ابتدا تمام راهها و کانال های کمک مالی و تسلیحاتی به گروه های تروریستی را ببندند و مرزها را برای پیوستن پیاده نظام آنها مسدود نمایند.
شما و دستگاههای امنیتی شما بخوبی می دانید که هزاران تروریست القاعده، داعش و جبهة النصرة اکنون از کدام کشورها پول می گیرند؛ از کدام کشورها تسلیحات نظامی و تکنولوژیهای ارتباطی دریافت می کنند؛ و مشروعیت جنایات خود را مستند به فتوای کدام خطیبان و مفتیان می نمایند.

رییس جمهوری فرانسه و بلندپایگان کشورهای اروپایی!

زمان آن است که حداقل به خاطر حفظ جان کودکان و شهروندان بی‌گناهانتان، با کنار گذاشتن رویکردهای دوگانه و سیاست بازانه، به مسؤولیت تاریخی خود در مقابل تروریسم افسارگسیخته تکفیری عمل کنیدعلمای واقعی اسلام، و دولتمردان و سازمانهای آن دسته از کشورهای اسلامی که واقعاً و حقیقتاً به دنبال مبارزه با تروریسم هستند، بهترین دوست و همکار شما در این مقابله جدی و پیگیر خواهند بود.

والسلام علی من اتبع الهدی

محمدحسن اختری
دبیرکل مجمع جهانی اهل بیت(ع)

۲۵ تیر ۱۳۹۵
۱۵ جولای ۲۰۱۶

انتهای پیام

اگر قرآن بر عجم نازل می‌شد، عرب بدان ایمان نمی‌آورد

و خداوند مانع به نتیجه رسیدن اعمال کافران شدگروه دین و اندیشه: حجت الاسلام دکتر سوزنچی از اساتید دانشگاه، هر روز یک آیه قرآن را با ترجمه و چند حدیث تفسیری و چند نکته در تدبر آن آیه منتشر می کند. بولتن نیوز نیز در راستای ترویج چنین اقدامات ارزشی این سلسله مطالب را به صورت روزانه منتشر خواهد کرد.

به گزارش خبرنگار بولتن نیوز، در مطلب روز ۲۵ تیر به آیه ۱۹۹ سوره شعرا پرداخته شده و در آن آمده است:

اگر قرآن بر عجم نازل می‌شد، عرب بدان ایمان نمی‌آورد

فَقَرَأَهُ عَلَيْهِمْ ما كانُوا بِهِ مُؤْمِنينَ

سوره شعراء  (۲۶) آیه ۱۹۹         

ترجمه
[به فرض که ما قرآن را بر فردی از عجم‌ها نازل می‌کردیم] که [او] آن را بر ایشان می‌خواند، بدان مومن نمی‌شدند.

حدیث

۱) امام صادق ع فرمود: اگر قرآن بر عجم نازل می‌شد، عرب بدان ایمان نمی‌آورد؛ درحالی که بر عرب نازل شد و عجم بدان ایمان آورد؛ و این [نشان‌دهنده] فضیلت عجم است [که حقیقت را بر تعصب نژادی ترجیح می‌دهد.]

تفسير القمي، ج‏۲، ص۱۲۴

قَالَ الصَّادِقُ ع لَوْ أُنْزِلَ الْقُرْآنُ عَلَى الْعَجَمِ مَا آمَنَتْ بِهِ الْعَرَبُ وَ قَدْ نَزَلَ عَلَى الْعَرَبِ فَآمَنَتْ بِهِ الْعَجَمُ فَهَذِهِ فَضِيلَةُ الْعَجَم‏.

۲) از امام صادق ع روایت شده است: از عرب برحذر باشید که خبر بدی در مورد آنها هست: همراه با قائم یکی از آنها خروج نمی‌کند.

الغيبة (للطوسي) ص۴۷۶

عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنْ أَبِيهِ أَسْبَاطِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ مُوسَى الْأَبَّارِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ قَالَ: اتَّقِ الْعَرَبَ فَإِنَّ لَهُمْ خَبَرَ سَوْءٍ أَمَا إِنَّهُ لَا يَخْرُجُ مَعَ الْقَائِمِ مِنْهُمْ وَاحِدٌ

البته ظاهرا مقصود حدیث کسانی است که بر تعصب نژادی عربی دارند یا عرب‌های اصیل که عربهای حجاز (عربستان سعودی) هستند یا …؛ چراکه در صفحه ۴۷۷ همان کتاب، از امام باقر ع در مورد ۳۱۳ نفر اصحابی که با امام زمان ع بیعت می‌کنند روایت شده که: «فِيهِمُ النُّجَبَاءُ مِنْ أَهْلِ مِصْرَ وَ الْأَبْدَالُ مِنْ أَهْلِ الشَّامِ وَ الْأَخْيَارُ مِنْ أَهْلِ الْعِرَاق: در میان آنها نجیبانی از مصر، و بزرگانی از شام، و خوبانی از عراق هستند»

تدبر

در این آیه، نفرمود «عَلَّمَه علیهم»(آن را به آنها تعلیم داد)، بلکه فرمود «قَرَأَهُ عَلَيْهِمْ» (آن را بر آنها خواند). این چنین تعبیری تاییدی است بر اینکه: قرآن صرفا یک مکاشفه شخص پیامبر ص نبوده بلکه این حقیقت با همین الفاظ بر پیامبر اکرم ص نازل شده است (تدبر۱ جلسه ۱۱۴) و نیز بر اینکه: الفاظ قرآن هم در مورد قرآن نقش خاصی دارد به نحوی که حتی اگر قرار بود قرآن بر یک غیرعرب‌زبان هم نازل شود، باز هم با همین الفاظ نازل می‌شد (تدبر۱ جلسه۱۱۷).

توضیح مطلب:
«قرأ» (خواند) در جایی به کار می‌رود که یک متن معینی وجود داشته باشد و از آن متن، اصل مطلب برای دیگران خوانده شود.
اگر قرآن صرفا یک محتواهایی بود که پیامبر مکاشفه کرده و به زبان خودش به مردم ارائه می‌داد و تفاوتی نداشت که پیامبر زبانش عربی باشد ویا هر زبان دیگری؛ آنگاه «خواندن» چه در مورد پیامبر، و چه در مورد هر فرد عجمی که قرار بود این محتواها را به مردم ارائه کند، بی‌معنی بود.
در واقع، وقتی فقط محتوای مطلبی مهم است، ما تعبیر «علَّم» (آموزش داد، تعلیم داد) را به کار می‌بریم؛ اما وقتی علاوه بر محتوا، خود الفاظ هم مهم است و می‌خواهیم بگوییم محتوا را با الفاظ خود شخص نقل کرده، تعبیر «قرأ» (خواند) را به کار می‌بریم.

«لَوْ نَزَّلْناهُ عَلى‏ بَعْضِ الْأَعْجَمين … ما كانُوا بِهِ مُؤْمِنينَ» اینکه برای عده‌ای مبنای حقیقت، نژاد و قبیله و حزب خود باشد، و تنها در صورتی زیر بار حقیقت می‌روند که حقیقت را نزدیکان و هم‌حزبی‌هایشان بگویند، معضلی ریشه‌دار در تاریخ بوده است؛
و این آیه هشداری برای جدی گرفتن آزاداندیشی است:

آیا ما اگر حقیقت را از زبان کسانی بشنویم که به آنها علاقه، ویا با آنها منافع مشترک نداریم، زیر بار آن می‌رویم؟

خوشبختانه در میان ملل مختلف، کارنامه ما ایرانیان، در مجموع، در این زمینه نمره بالایی داشته (حدیث۱، لینک زیر)،
https://telegram.me/YekAaye/1268
و حدیث۲ جلسه قبل، لینک زیر)
https://telegram.me/YekAaye/1261
هرچند امروزه عده‌ای اصرار دارند، با بهانه عرب بودن پیامبر ص و تحریک احساسات ناسیونالیستی، این کارنامه را به مردودی بکشانند.

و من هیچگاه چرایی این بی‌منطقیِ ملی‌گراها را نفهمیدم:

واقعا معیار پذیرش حقیقت، درستی یا نادرستی آن است یا این است که گوینده آن از نژاد ما باشد یا نباشد؟!

«لَوْ نَزَّلْناهُ عَلى‏ بَعْضِ الْأَعْجَمين … ما كانُوا بِهِ مُؤْمِنينَ»:
«به» جار و مجروری است که به لحاظ نحوی، مربوط به «مومنین» است و علی‌القاعده باید بعد از آن می‌آمد. اینکه قبل از آن آمده، نشان‌دهنده «حصر» یا دست‌کم یک تاکید جدی بر آن است. (توجه: ضمیر آن، می‌تواند به «آورنده وحی» ویا به «قرآن» برگردد).

با توجه به این مقدمه، اینکه چرا «به» قبل از «مومنین» آمد، شاید بدین جهت است که می‌خواهد بفرماید: آنانی که گرایشات ناسیونالیستی دارند، ممکن است به این قرآن یا آورنده‌اش، بعد از اینکه آن را به نحوی به گرایشات ملی‌گرایانه‌ی خود مرتبط کنند، ایمان بیاورند، اما به خود آن حقیقت، بتنهایی و جدای از گرایشات ناسیونالیستی، ایمان نمی‌آورند.

شاید کسانی که می‌کوشند برای تشویق برخی ایرانیان به اسلام، بر ایرانی بودن مادر امام زمان (عج) و اموری از این دست اصرار کنند، خواسته یا ناخواسته، انحرافی را دامن می‌زنند که در این آیه (در دو تدبر قبلی) مورد توجه قرار گرفته است.

و به فرض که ما آن را بر برخی از عجم‌ها نازل می‌کردیم

و خداوند مانع به نتیجه رسیدن اعمال کافران شدگروه دین و اندیشه: حجت الاسلام دکتر سوزنچی از اساتید دانشگاه، هر روز یک آیه قرآن را با ترجمه و چند حدیث تفسیری و چند نکته در تدبر آن آیه منتشر می کند. بولتن نیوز نیز در راستای ترویج چنین اقدامات ارزشی این سلسله مطالب را به صورت روزانه منتشر خواهد کرد.

به گزارش خبرنگار بولتن نیوز، در مطلب روز ۲۴ تیر به آیه ۱۹۸ سوره شعرا پرداخته شده و در آن آمده است:

وَ لَوْ نَزَّلْناهُ عَلى‏ بَعْضِ الْأَعْجَمين

سوره شعراء  (۲۶) آیه ۱۹۸

ترجمه
و به فرض که ما آن را بر برخی [= فردی] از عجم‌ها نازل می‌کردیم،

کات ترجمه‌ای
کلمه «الْأَعْجَمين‏» از ریشه «عجم» می باشد. «عُجمه» نقطه مقابل «آشکار بودن» است و «إعجام» به معنای ابهام است. عرب‌ها چون زبان‌های دیگر برایشان ابهام داشته و آنها را درست متوجه نمی‌شدند، «عجم» را در مورد هرکس که «عرب» نباشد به کار می‌بردند و «عَجَمی» کسی است که منسوب به عجم است (در مقابل «عربی») و «اعجم» به کسی می‌گفتند که در زبانش «عُجمه» و ابهامی وجود داشته باشد یا غیرعرب باشد؛ و «اعجمی» هم شخصی است که باشد. (مفردات/۵۴۹) و «أعْجَمين‏» جمع «اعجم» است. (المیزان۱۵/ ۳۲۱) و در این آیه ظاهرا به همان معنای «غیر عرب» به کار رفته است.

حدیث
۱) در منابع اهل سنت از رسول خدا ص روایت شده است که در خواب گوسفندان سیاهی را دیدم که گوسفندان سفید فراوانی در آنها وارد شدند.
گفتند: آن را چه تعبیر می‌کنید؟
فرمود:
عجم با شما در دینتان و نسب‌تان شریک می‌شوند.
گفتند: عجم؟
فرمود: اگر ایمان به ثریا آویزان شود، مردمانی از عجم  بدان دست خواهند یافت.

به نقل از بحار الأنوار، ج‏۶۱، ص۱۱۷ (جمله آخر پیامبر ص در منابع شیعه آمده است. مثلا التفسير المنسوب إلى الإمام الحسن العسكري ع، ص۱۲۱ ؛ الإختصاص (للمفید) ص۱۴۳

و به فرض که ما آن را بر برخی از عجم‌ها نازل می‌کردیم

وَ رَوَى الْحَاكِمُ فِي مُسْتَدْرَكِهِ عَنِ ابْنِ عُمَرَ قَالَ
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص رَأَيْتُ غَنَماً سُوداً دَخَلَتْ فِيهَا غَنَمٌ كَثِيرٌ بِيضٌ
فَقَالُوا فَمَا أَوَّلْتَهُ يَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ الْعَجَمُ يَشْرَكُونَكُمْ فِي دِينِكُمْ وَ أَنْسَابِكُمْ
قَالُوا الْعَجَمُ يَا رَسُولَ اللَّهِ
قَالَ ص لَوْ كَانَ الْإِيمَانُ مُعَلَّقاً بِالثُّرَيَّا لَنَالَهُ رِجَالٌ مِنَ الْعَجَمِ.

۲) [بعد از شهادت امام کاظم فتنه واقفیه رخ داد که مدعی شدند امام کاظم ع نمرده و مهدی است و امامت امام رضا ع را انکار کردند. در همین راستا:] علی بن اسباط [از اصحاب امام رضا ع] می‌گوید:
به امام رضا ع عرض کردم که شخصی برادرت ابراهیم را وسوسه می‌کرد و به او می‌گفت که «پدرت زنده است و تو در مورد آن [که غیبت کرده و محلش کجاست] چیزهایی می‌دانی که او می‌داند.» [ظاهرا تشویقش می‌کرد که او با ادعای ارتباط با امام کاظم – که مثلا مهدی غایب است!- با امام رضا ع مخالفت کند]
امام رضا ع فرمود: سبحان الله! رسول خدا ص می‌میرد و حضرت موسی [بن جعفر] نمی‌میرد؟ به خدا قسم که او هم از دنیا رفت همان طور که رسول خدا ص از دنیا رفت؛ لکن خداوند تبارک و تعالی از زمانی که روح پیامبرش را قبض کرد همواره با فرزندان عجم‌ها بر این دین منت گذاشته و آن [توفیق یاری دین] را از خویشاوندان پیامبرش دور کرده؛ به آنها داده و از اینها بازداشته [یعنی غیر عربها همواره دین اسلام را یاری کرده‌اند اما عرب‌ها و برخی خویشاوندان پیامبر ص دائما در مسیر دین سنگ‌اندازی کرده‌اند] … و من هم شنیده‌ام که یوسف از برادرانش چه دید. [کنایه از اینکه من هم از جانب برخی برادرانم مورد حسادت واقع می‌شوم]

الكافي، ج‏۱، ص۳۸۰

الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطٍ قَالَ:
قُلْتُ لِلرِّضَا ع إِنَّ رَجُلًا عَنَى أَخَاكَ إِبْرَاهِيمَ فَذَكَرَ لَهُ أَنَّ أَبَاكَ فِي الْحَيَاةِ وَ أَنَّكَ تَعْلَمُ مِنْ ذَلِكَ مَا يَعْلَمُ
فَقَالَ سُبْحَانَ اللَّهِ يَمُوتُ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ لَا يَمُوتُ مُوسَى ع قَدْ وَ اللَّهِ مَضَى كَمَا مَضَى رَسُولُ اللَّهِ ص وَ لَكِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَمْ يَزَلْ مُنْذُ قَبَضَ نَبِيَّهُ ص هَلُمَّ جَرّاً يَمُنُّ بِهَذَا الدِّينِ عَلَى أَوْلَادِ الْأَعَاجِمِ وَ يَصْرِفُهُ عَنْ قَرَابَةِ نَبِيِّهِ ص هَلُمَّ جَرّاً فَيُعْطِي هَؤُلَاءِ وَ يَمْنَعُ هَؤُلَاءِ … وَ لَكِنْ قَدْ سَمِعْتُ مَا لَقِيَ يُوسُفُ مِنْ إِخْوَتِهِ.

مقدمه‌ای برای تدبر در این آیه و آیه بعد
حرف «لو» در جایی می‌آید که جمله مقدم در شرطیه، امکان وقوع نداشته باشد. یعنی می‌خواهند بگویند «قطعا چنین چیزی نیست، اما حتی به فرض هم که چنین باشد باز چنان خواهد شد.» این تعبیر دو خاصیت دارد: اولا نشان می دهد که آن فرض، فقط یک فرض محال است؛ و ثانیا نشان می‌دهد نتیجه (جزای شرط) چقدر قطعی و جدی است که حتی اگر چنین فرض محالی هم رخ دهد، باز آن نتیجه حاصل می‌شود.
چون نتیجه (جزای شرط) در آیه بعد آمده است، نکات متناسب با مطلب دوم در بحث از آیه بعد مطرح خواهد شد؛ و در اینجا فقط درباره این «مقدم» نکاتی مطرح می‌شود:

تدبر
۱) می‌دانیم که قرآن آخرین و جامع‌ترین برنامه هدایت است که خود الفاظش هم معجزه است (چنانکه در شریعتهای قبلی، متن کتاب آسمانی‌شان، معجزه نیست). با توجه به معنای «لو»، اینکه قرآن باید بر پیامبری عرب‌زبان نازل شود، یک مطلب قطعی است که امکان نداشت غیر از این شود. این نشان می‌دهد که ظاهرا زبان عربی قرآن (عربی مبین) یک ظرفیت ویژه‌ای داشته است که ظاهرا هیچ زبان دیگری آن ظرفیت را ندارد.(توضیح بیشتر در تدبر ۳ که در ادامه می‌آید، و نیز آیه ۱۹۵ سوره شعراء در جلسه ۱۱۴ و احادیث و تدبرهایش: لینک زیر)
https://telegram.me/YekAaye/1227

۲) در این آیه، نفرمود «لَوْ نَزَّلْناهُ اعجمیاً» (اگر قرآن را به زبان اعجمی نازل می‌کردیم) بلکه فرمود «لَوْ نَزَّلْناهُ عَلى‏ بَعْضِ الْأَعْجَمين» (اگر قرآن را بر فردی اعجمی نازل می‌کردیم). یعنی بعد از اینکه در آیات قبل بر «لسان عربی مبین» قرآن تاکید کرد، اکنون این فرض را در حالت اینکه «زبان قرآن، زبان غیرعربی باشد» قرار نداده، بلکه بر «غیر عرب بودن شخصی که بر او قرآن نازل می‌شود» اشاره کرده؛ یعنی ظاهرا می‌خواهد بفرماید حتی اگر قرار بود قرآن بر یک غیرعرب‌زبان هم نازل شود، باز هم باید به زبان عربی نازل می‌شد. (تعبیر «فَقَرَأه» در آیه بعد هم موید همین برداشت است که ان‌شاءالله در آیه بعد اشاره خواهد شد.)

این نشان می‌دهد زبان عربی قرآن موضوعیت خاصی دارد و لذا برخلاف سایر کتب آسمانی، که خواندن ترجمه آن به جای متن اصلی‌اش بسیار عادی است، در مورد قرآن، اگرچه بر فهم معنای آن تاکید فراوانی شده است، اما اصرار هست که خود این لفظ به زبان عربی خوانده شود. (جلسه۱۱۴، تدبر۲)

امام خمینی در این زمینه می‌فرماید:
«فرزندم! با قرآن این بزرگ کتاب معرفت آشنا شو، اگرچه با قرائت آن؛ و راهی از آن به سوی محبوب باز کن و تصوّر نکن که قرائت بدون معرفت اثری ندارد که این وسوسه شیطان است. آخر، این کتاب از طرف محبوب است برای تو و برای همه کس، و نامه محبوبْ محبوب است اگرچه عاشق و محبْ مفاد آن را نداند و با این انگیزه حبّ محبوب که کمال مطلوب است به سراغت آید و شاید دستت گیرد. ما اگر در تمام لحظات عمر به شکرانه این که قرآن کتاب ما است به سجده رویم از عهده برنیامده‌ایم.» (صحیفه امام خمینی، جلد ۱۶، صفحه ۲۱۱، لینک زیر)
http://farsi.rouhollah.ir/library/sahifeh?volume=16page=211

۳) «وَ لَوْ نَزَّلْناهُ عَلى‏ بَعْضِ الْأَعْجَمين»: در ادامه تدبر قبل، و با توجه به حدیث ۲ جلسه ۱۱۴ (لینک زیر)
https://telegram.me/YekAaye/1230
به نظر می‌رسد اینکه قرآن، اگر بخواهد به غیر عرب هم نازل شود، باز عربی (عربی مبین) خواهد بود، هیچ نقصی برای عجم‌ها، یا برتری‌ای برای زبان عربی عادی نسبت به زبان‌های دیگر، ایجاد نمی‌کند.

توضیح مطلب:
در آن حدیث بعد از اینکه فرمود «خداوند متعال هیچ کتاب و وحی‌ای نفرستاد مگر اینکه [اصل آن] به عربی بود؛ که در محل شنوایی پیامبران، به زبان قوم‌شان درمی‌آمد»، در ادامه می‌فرماید: «وَ كَانَ يَقَعُ فِي مَسَامِعِ نَبِيِّنَا بِالْعَرَبِيَّةِ فَإِذَا كَلَّمَ بِهِ قَوْمَهُ كَلَّمَهُمْ بِالْعَرَبِيَّةِ فَيَقَعُ فِي مَسَامِعِهِمْ بِلِسَانِهِمْ» یعنی «قرآن در گوش نبی ما به «این عربی» (نفرمود: عربیاً، بلکه «الـ» معرفه دارد که اصطلاحاً «الـ» عهد است، یعنی همان عربی‌ای که در جملات قبل بدان اشاره شده است) نازل می‌شد، و وقتی ایشان با قوم خود سخن می‌گفت با آنها با «این عربی» سخن می‌گفت اما در گوش‌های آنها به زبان خودشان درک می‌شد.»
اگر این عربی وحی، همان عربی عرب‌ها بود، این جمله اخیر بی‌معنی می‌شد؛ چرا که بین «العربیة» و «لسانهم» تفاوت گذاشته است.

به مناسبت سالروز قیام گوهرشاد پشتوانه‌های قانونی گسترش عفاف و حجاب در گذر زمان

صدای شیعه: بیست و یکم تیرماه (سالروز قیام مردم مشهد علیه کشف حجاب) در حالی روز عفاف و حجاب نامیده شده است که با وجود پشتوانههای قانونی و فرهنگی در این زمینه، مشارکت مستمر و هدفمند دستگاه‌ها و نهادهای اجرایی به منظور نهادینه کردن حجاب و عفاف بیش از پیش احساس میشود، چراکه راهکارهای اجرایی فرهنگ عفاف و حجاب از مواردی است که در قانون به آن تصریح شده است.

پشتوانه‌های قانونی گسترش عفاف و حجاب در گذر زمانبه گزارش خبرنگار گروه حقوقی و قضایی خبرگزاری میزان، بیست و یکم تیرماه سالروز قیام مردم مشهد علیه کشف حجاب به عنوان روز عفاف و حجاب نامگذاری شده است. روزی که دژخیمان رضاخان مردم معترض به کشف حجاب را در مسجد گوهرشاد به خاک و خون کشید. از این‌رو در جهان از ایران به عنوان کشوری اسلامی یاد می‌شود، کشوری که توقع می‌رود مبانی و ملاک‌های اسلامی را در رأس دستورات و قانونگذاری‌های خود قراردهد و رویکردی دینی و اسلام مدارانه را در پیش گیرد. این گزارش نیز به مناسبت روز عفاف و حجاب قوانینی است که به طور خاص، حجاب و عفاف را موضوع قرارداده‌اند، مورد بررسی قرار داده است.

** انتقادات امام خمینی(ره) نسبت به وضعیت حضور زنان در ادارات دولتی

پانزده اسفند پنجاه و هفت،‌ یک ماه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، زمانی که هنوز قانون اساسی تدوین نشده و به تصویب نرسیده بود، امام خمینی(ره) نسبت به وضعیت حضور زنان در ادارات دولتی انتقاد کرده و فرمودند: «وزارتخانه اسلامى نباید در آن معصیت بشود. زن ها بروند، اما باحجاب باشند. مانعى ندارد بروند؛ اما کار بکنند، لکن با حجاب شرعى باشند، با حفظ جهات شرعى باشند. اسلام مى‏ خواهد شخصیت زن را حفظ کند و از او انسانى جدى و کارآمد بسازد

**از اجرای قانون نانوشته حجاب تا دستور دادگاه مبارزه با منکرات در رابطه با رعایت ظواهر اسلامی

در پی این تذکرات مداوم و دستورات مکرر بود که کارمندان ادارات دولتی موظف به رعایت حجاب شدند و به مرور، این قانون نانوشته عمومیت یافت. تا جایی که در سال ۱۳۶۰، در بند ۵ ماده ۱۸ قانون بازداری نیروی انسانی مؤسسات دولتی و وزارتخانه های وابسته به دولت، بی حجابی به عنوان تخلف شناخته شد؛ و اماکن و فروشگاه ها و مراکز عمومی موظف به نصب تابلویی شدند که بر آن نوشته شده بود:‌ «به دستور دادگاه مبارزه با منکرات، از پذیرفتن میهمانان و مشتریانی که رعایت ظواهر اسلامی را نمی‌کنند، معذوریم

**تدوین و تصویب قانون حجاب

اولین قانونی که در خصوص پوشش زنان، در کشور به تصویب رسید، ماده ‌١� ٢ قانون تعزیرات مصوب سال ‌١٣٦٢بود. در این قانون آمده بود: «زنانی که بدون حجاب شرعی در معابر و انظار عمومی ظاهر شوند، به تعزیر تا ۷۴ ضربه شلاق محکوم خواهند شد

 

براساس این قانون، زنانی که در جمهوری اسلامی ایران هستند، اعم از ایرانی و خارجی، مسلمان و غیرمسلمان، مکلف به رعایت حجاب شرعی در انظار عمومی و معابر شدند. تا جایی که دادستان عمومی تهران در بخشی از اطلاعیه خود می نویسد:‌ «به تمام مسئولان در ادارات و سازمان ‎‎های دولتی و شرکت ها و سایر واحدهای دولتی و خصوصی، اماکن عمومی از قبیل هتل ها، مسافرخانه ها، تالارها و باشگاه ‎‎های برگزارکننده مجالس جشن عروسی، غذاخوری ها و سایر اماکن عمومی اعلام و ابلاغ می دارد، از تاریخ انتشار این اطلاعیه موظفند از ورود بانوانی که رعایت حجاب و پوشش صحیح اسلامی را نمی کنند، جلوگیری به عمل آورند

در سال ۱۳۶۵، در مصوبه قانون نحوه رسیدگی به تخلفات و مجازات فروشندگان لباس هایی که استفاده از آنها در ملأعام خلاف شرع است یا عفت عمومی را جریحه ‌دار می‌کند؛ نکات جدیدی به چشم می خورد.

در ماده ۴ این قانون آمده: «کسانی که در انظار عمومی وضع پوشیدن لباس و آرایش آنان خلاف شرع و یا موجب ترویج فساد و یا هتک عفت عمومی باشد، توقیف و خارج از نوبت در دادگاه صالح محاکمه و حسب مورد به یکی از مجازات های مذکور در ماده ۲ محکوم می گردند

و ماده ۲، مجازات های تعزیری را بدین شرح بیان می کند: «۱- تذکر و ارشاد. ۲- توبیخ و سرزنش. ۳- تهدید. ۴- ۱۰ تا۲۰ ضربه شلاق یا جریمه نقدی از ۲۰ تا۲۰۰ هزار ریال برای استفاده کننده. ۵- ۲۰ تا۴۰ ضربه شلاق یا جریمه نقدی از ۲۰ تا۲۰۰ هزار ریال در مورد استفاده کننده

علاوه بر این در تبصره دو این ماده آمده: «مجرمی را که کارمند است، علاوه بر مجازات های فوق‌الذکر به یکی از مجازات های زیر محکوم می‌ نماید: ۱- انفصال موقت تا دو سال. ۲- اخراج و انفصال از خدمات دولتی. ۳- محرومیت استخدام به مدت پنج سال در کلیه وزارتخانه‌ها و شرکت ها و نهادها و ارگان های عمومی و دولتی

**قانون مجازات اسلامی و مساله بی‌حجابی

می‌توان مهم ‌ترین قانونی که بی‌ حجابی را جرم دانسته و به آن پرداخته، ماده ۶۳۸ قانون مجازات اسلامی مصوب سال ۱۳۷۵ دانست. به موجب این ماده: «هرکس علناً در انظار و اماکن عمومی و معابر، تظاهر به عمل حرامی نماید، علاوه بر کیفر عمل، به حبس از ده روز تا دو ماه یا تا ۷۴ ضربه شلاق محکوم می‌شود و در صورتی که مرتکب عملی شود که نفس آن عمل دارای کیفر نیست ولی عفت عمومی را جریحه دار نماید، فقط به حبس از ده روز تا دو ماه یا تا ۷۴ ضربه شلاق محکوم خواهد شد

در تبصره این ماده که همان ماده ۱۰۲ قانون تعزیرات مصوب سال ۱۳۶۲است، آمده: «زنانی که بدون حجاب شرعی در معابر و انظار عمومی ظاهر شوند، به حبس از ده روز تا دو ماه و یا از پنجاه هزار تا پانصد هزار ریال جزای نقدی محکوم خواهند شد

البته بنابر ماده ۲۲ قانون مجازات اسلامی،‌ چنانچه قاضی تشخیص بدهد، می تواند حبس و شلاق متهم را به جزای نقدی تبدیل کند.

**قانون راهکارهای اجرایی گسترش فرهنگ عفاف و حجاب

بدحجابی و بی حجابی، براساس قانون جرم دانسته شده؛ ‌اما بازداری و جلوگیری از این جرم نیز مانند سایر جرایم نیازمند پشتوانه های فرهنگی و زیرسازی های اجتماعی است. در این راستا، شورای عالی انقلاب فرهنگی در سال ۱۳۸۴، قانون راهکارهای اجرایی گسترش فرهنگ عفاف و حجاب را به تصویب رساند. قانونی که هدف از ارائه آن، درونی و نهادینه کردن حجاب و عفاف، با مشارکت و توجه جدی همه نهادها و دستگاه ‌ها به صورت مستمر و هدفمند است؛ و کلیه وظایف تخصصی دستگاه‌ های قانونگذار و اجرایی را در قبال موضوع حجاب را به طور دقیق و مشخص، بیان کرده است.

در حقیقت این قانون، که طرح آن از ابتدای دهه ۷۰ در دستور کار شورای عالی انقلاب فرهنگی قرارداشت، اقدامی همه جانبه و نگاهی چندبعدی به مسئله حجاب و عفاف در جامعه است.

طرحی که به دنبال آن، مجلس شورای اسلامی نیز، قانون ساماندهی مد و لباس را در سال ۱۳۸۵به تصویب رساند. تا شاید سر و سامانی به وضعیت بی سامان پوشش و حجاب و مد عرضه شده در سطح کشور داده شود از طرفی طرح حمایت از آمران به معروف و ناهیان از منکر تیرماه سال ۹۳ از سوی هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی اعلام وصول شد و کلیات آن در ۱۶ مهر همان سال در صحن بهارستان به تصویب رسید.

پس از تصویب کلیات این طرح، بررسی جزییات آن در صحن مجلس کلید خورد و سپس ایرادات شورای نگهبان به این طرح از سوی وکلای ملت رفع شد. شورای نگهبان نیز در تاریخ ۲ اردیبهشت‌ماه سال ۹۴ این طرح مهم را تایید کرد.

در این قانون به پیگیری مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی در ارتباط با تکالیف ستاد در خصوص راهکارهای اجرائی فرهنگ عفاف و حجاب نیز تاکید شده است.

**تاکیدات ریاست قوه قضاییه در برخورد جدی و قاطع دادستانی‌ها با رویه‌های غیراخلاقی و ناهنجاری‌های فرهنگی

طی سال گذشته نیز در عمل به سخنان آیت الله آملی لاریجانی به منظور پیشگیری از تهاجمات فرهنگی و هرگونه فساد اخلاقی مساله عفاف و حجاب مورد توجه دادستان‌ها قرار گرفت و هر کدام اقدامات مقتضی در این زمینه انجام دادند.

با توجه به تاکیدات ریاست قوه قضاییه در برخورد جدی و قاطع دادستانی‌ها با رویه‌های غیراخلاقی و ناهنجاری‌های فرهنگی که به ارتکاب جرم منتهی می‌شود، سال گذشته  دادستانهای استانهای مختلف کشور از برخورد با برخی مغازه‌داران و نمایشگاه‌هایی که با فروش  پوشاک و البسه  نوعی پوشش نامتعارف را ترویج می‌دادند خبر دادند.

انتظار میرود با توجه به اهمیت فرهنگ عفاف و حجاب دستگاه‌ها و نهادهای اجرایی به منظور نهادینه کردن آن مشارکتی هدفمند و مستمر داشته باشند.

منبع: میزان

انتهای پیام

انسان عفیف حیثیت خود را امانت خدا می‏ داند

گروه مذهبی: یکی از قیام‌های ‌خونین مردم مسلمان ایران به رهبری مراجع تقلید در قرن معاصر، که نقطه عطفی درتاریخ قیام‌های اسلامی در تاریخ صد ساله اخیر است، قیام مردم مسلمان و غیرتمند ایران زمین درسال ۱۳۱۴ هجری شمسی در مسجد گوهرشاد و در کنار مرقد مطهر حضرت امام رضا(ع) بر ضد دیکتاتوری ‌رضاخان و کشف حجاب او است.

به گزارش بولتن نیوز، فاجعه خونین حمله به مسجد گوهرشاد یکی از اوراق ننگین تاریخ در دوره رضاخان بود که طرح اسلام زدایی به اجرا گذاشته شد که همزمان با اجباری شدن کلاه شاپو برای مردان، زمزمه‌های حجاب‌زدایی زنان نیز بلند شد.

بدین مناسبت به بازخوانی پیام علمی و حکیمانۀ مرجع جهان تشیع و مفسر قرآن کریم، آیت الله جوادی آملی به همایش علمی و تخصصی «حجاب و عَفاف» می پردازیم:

آیت الله جوادی آملی در این پیام با بیان اینکه عفاف و حجاب، سیرت و صورت متعامل و متقابل انسان فضیلت محور هستند، بیان می دارد: عَفاف وحِجاب، سیرت و صورت متعامل و متقابل انسانِ فضیلت محور است، زیرا هویّت اصیل بشر، همانا عقل نظری حاکم بر وَهم و خیال در بُعد اندیشه و عقل عملی والی بر شهوت وغضب در بُعد انگیزه است. مقدار رقیقی از عَفاف، مایه احترام به حجاب شده و رعایت حجاب، پایه تحکیم عَفاف خواهد بود.

وی می نویسد: انسان عفیف، حیثیت ارجمند خود را امانت خدا می‌ داند و با صیانت از آن امین الله می‌ شود و هرگز به خود اجازه نمی‌ دهد که حق الهی را هزینه یا حراج کند و با مبتذل شدن، آن را به بیگانگان مبذول دارد. این انسان شناسی ویژه، قلمرو حَق و تکلیف را از هم جدا می‌ کند و هیچ‌گاه به کسی فرصت نمی‌ دهد که خود را مالک حیثیت بداند و در برابر حکم خداوند، دعوای انّیّت کرده، هوای خویش را بر فتوای الهی مقدّم بدارد. پرده‌ داری عفیفانه، مانع پرده‌ دری هتّاکانه است. عفیف که فرهنگبان عفّت است، از بی‌ حجابی یا بدحجابی رنج می‌ برد. آن ملکه مستور، عاملِ این مُلک محجوب است.

وی با بیان اینکه بی‌ حجابی یا بدحجابی، هر چند آثار شومی به بار می‌ آورد؛ لیکن بدترین اثر آن، آسیبی است که به حریم هُویّتِ انسان می‌ رسد، مرقوم داشت: حجاب که یک امر طبیعی است، مانع دیدن یا شنیدن و برخورد بدنی است؛ ولی عَفاف که یک امر فراطبیعی است، مانعِ خواسته برخاسته از هوا و حاجبِ گرایش قلبی است و چون ملکه نفسانی و منزّه از مادّه است، می ‌توان از آن به حجاب نوری یاد کرد که همانند نماز، حاجبِ مُنکَر است. این فضیلتِ درونی، همانند آن اَدَب بیرونی، ویژه انسانِ سالک است که «حَی متألّه» لقب گرفته؛ نه حیوان ناطق.

آیت الله جوادی آملی بیان می دارد: براساس «تفسیر انسان به انسان»، بی‌ حجابی یا بدحجابی، هر چند آثار شومی به بار می‌ آورد؛ لیکن بدترین اثر آن، آسیبی است که به حریم هُویّتِ انسان می‌ رسد، زیرا غیرت، یکی از عناصر محوری کمال بشری است و معنای آن غیر زدایی است؛ به طوری که نه به قلمرو شخصی غیر تجاوز شود و نه تعدّی غیر به حریم شخصی خویش را تحمّل کند و اگر در سخنان نورانی امیرمؤمنان علی بن ابی طالب(علیه‌السلام) چنین آمده است که «مَا زَنَی غَیُور قَطُّ» یا «عِفَّتُهُ عَلَی قَدْرِ غَیْرَتِه»، ناظر به همین مطلب است.

آیت الله جوادی آملی در بخش دیگری از پیام خود، عفت را ضامن سلامت دل بیان داشته و مرقوم داشت:عَفاف که به معنای بسنده کردن به مقدار حلال و پرهیز از زیاده ‌خواهی است، جامع فضیلت مالی و غریزی است. انسانِ عفیف، به طور رایگان، سرپرستی اموال یتیم را به عهده می ‌گیرد و چیزی در قبال زحمتِ نگهداری او و نگهبانی مال وی نمی‌ طلبد و به همان روزی خداداد خود اکتفا می‌ کند: (ومَن کانَ غَنِیاً فَلیَستَعفِف)، چنان‌که شخص عفیف تعرّض غریزی نداشته و در صدد همسریابی معقول و مقبول است: (ولیَستَعفِفِ الَّذینَ لایَجِدونَ نِکاحًا حَتّی یُغنِیَهُمُ اللهُ مِن فَضلِه).

وی ادامه می دهد:عِفّت، ضامن سلامت دل یا کاشف از آن است. در قبال، طمع‌ ورزی به حریم غریزی بیگانه، عامل مرض قلب یا نشان آن است: (فَلا تَخضَعنَ بِالقَولِ فَیَطمَعَ الَّذی فی قَلبِهِ مَرَض وقُلنَ قَولًا مَعروفا). وظیفه زنان در تأمین سلامت دل، در حجاب گفتاری آنان نیز نهفته است، چه اینکه حجاب مردان، گذشته از صیانت نگاه ناروا، در دستگاه شنوایی اینان نیز تعبیه شده است.

آیت الله جوادی آملی با بیان اینکه انسان عفیف، از تیررس شیطان مصون است، گفت: عَفاف، حصن رصینی است که [انسان را] از گزند گناه حفظ می‌ کند؛ به طوری که انسانِ عفیف، از تیررس شیطان مصون است، چنان‌که از تیر تیز شدن نیز محفوظ خواهد بود، لذا هم از ارائه و نمایاندن شرربار مصون است و هم از رؤیت و دیدن شرّزا سالم خواهد بود. امام صادق(علیه‌السلام) فرمود: نگاه نامحرمانه تیر مسموم ابلیس است؛ «النَّظْرَةُ سَهْم مِنْ سِهَامِ اِبْلِیسَ مَسْمُوم وَ کَمْ مِنْ نَظْرَةٍ اگوْرَثَتْ حَسْرَةً طَوِیلَةً». هرگونه تماس نامحرمانه و برخورد غیر عفیفانه و پیوند غریزی با نامحرم، گناه ویژه همان عضو محسوب می ‌شود. امام باقر و امام صادق(علیهماالسلام) فرموده ‌اند: «مَا مِنْ اگحَدٍ اِلَّا وَ هُوَ یُصِیبُ حَظّاً مِنَ الزِّنَا فَزِنَا الْعَیْنَیْنِ النَّظَرُ وَ زِنَا الْفَمِ الْقُبْلَةُ وَ زِنَا الْیَدَیْنِ اللَّمْس».

وی بیان داشت: ایمان به خدای سبحان طعم گوارایی دارد؛ ذائقه کسی آن مزه را می ‌چشد که از آسیب نگاه حرام مصون باشد. حضرت امام صادق(علیه‌السلام) فرمود: هرکس برای رضای خدا، نگاه حرام را رها کند، خداوند به او امن و آرامش عطا می‌ کند و او را ایمانی می‌ دهد که طعم آن را می‌ یابد: «مَنْ تَرَکَهَا لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لاَ لِغَیْرِهِ اعقَبَهُ الله امْناً وَ اِیمَاناً یَجِدُ طَعْمَهُ».

آیت الله جوادی آملی با بیان اینکه هم مردان و هم زنان باید کمال خود را در عفاف و جمال خود را در حجاب جستجو کنند و مختص یک گروه خاص نیست، مرقوم داشت:عَفاف و حجاب، نه ویژه زنان است، نه خصیصه مردان، بلکه هر دو گروه باید کمال خود را در عَفاف و جمال خویش را در حجاب جست‌ وجو کنند، چنان‌که آثار عَفاف و لوازم حجاب، مخصوص حِرفه معیّن نیست، بلکه باید برکات آن را در تمام شئون فردی و جمعی، مانند هنر، فیلم و تجسیم مشاهده کرد.

وی در پایان، عفاف را مایه تقویت نظام امامت دانسته و مرقوم داشت:عَفاف، مایه تقویت نظام امامت است؛ لذا در نامه حضرت امیرمؤمنان(ع) چنین آمد: «اعِینُونِی بِوَرَعٍ وَ اجْتِهَادٍ وَ عِفَّةٍ وَ سَدَاد»، لذا جامعه باتقوا، نفوس عفیف دارد: «وَ انْفُسُهُمْ عَفِیفَة» و زمینه فرشته ‌خو شدن و با مَلَک محشور گشتن را فراهم می‌ کند، زیرا جهاد اکبر است: «مَا الْمُجَاهِدُ الشَّهِیدُ فِی سَبِیلِ الله بِاعْظَمَ اجْراً مِمَّنْ قَدَرَ فَعَفَّ لَکَادَ الْعَفِیفُ اگنْ یَکُونَ مَلَکاً مِنَ الْمَلاَئِکَة». تأثیر مثبتِ عَفاف در تأمین سعادت فرد و جامعه موجب شد تا در دعای حضرت ولی عصر امام مهدی موعود(عج) چنین گفته شود: «… وعلی النساء بالحیاء والعفّة».از آنچه بازگو شد، می‌ توان سرّ سپاهی حیا و عَفاف برای عقل، در برابر جنود جهل علمی و جهالت عملی را دریافت. عَفافِ جامعه، گارد مصمّم عقل و ارتش مجهّز رهبری و دژ نفوذناپذیر دینی است [که] امید است همگان، به ویژه جوانان این مرز و بوم اسلامی از آن بهره کافی ببرند.

تلاش سعودی برای احیای گروهک منافقین

صدای شیعه: «ترکی الفیصل» رئیس سابق دستگاه اطلاعات رژیم سعودی و مقام بلندپایه این رژیم اخیرا در همایش سالیانه فرقه رجوی در پاریس اقدام به ایراد سخنرانی کرد. وی در جریان این سخنرانی دو بار از «مسعود رجوی» سرکرده گروهک منافقین به عنوان «المرحوم» یاد کرد. در ابتدا برخی چهره های وابسته به گروهک منافقین مدعی شدند که به کار بردن این واژه در وصف «مسعود رجوی» از باب احترام استفاده شده و وی در قید حیات است.

در این میان، مسأله زنده بودن یا نبودن «مسعود رجوی» در میان نیست؛ مسأله این است که رژیم سعودی همچنان به کینه‌توزی‌های گسترده خود علیه جمهوری اسلامی ایران ادامه می‌دهد، تا جایی که حتی از حمایت مستقیم از منافقین هیچ ابایی ندارد. برخی از کارشناسان با استناد به اصل «ترجمه و مطابقت آن با لحن گوینده» بر این باورند که رئیس سابق دستگاه اطلاعات رژیم سعودی و مقام ارشد این رژیم، با حالت تمسخر قصد داشته از «مسعود رجوی» به عنوان یک مهره سوخته یاد کند و درست به همین دلیل از وی به عنوان «مرحوم» یا کرده است؛ کلمه ای که لزوما به عنوان عدم وجود فیزیکی وی نیست.

اگر فرضیه یاد شده درست بوده و «ترکی الفیصل» قصد اشاره تلویحی پایان دوران «مسعود رجوی» را داشته، بدون شک اولین نامی که به عنوان جایگزین وی به اذهان متبادر می‌شود، نام «مریم رجوی» است؛ کسی که بارها و در مناسبت های مختلف از کینه‌های دیرینه خود با جمهوری اسلامی ایران پرده برداشته است. پر واضح است که حمایت رژیم سعودی از گروهک منافقین آن هم در این سطح یعنی توسط یک مقام عالیرتبه سابق و ارشد کنونی این رژیم یک مسأله ساده نبوده و حامل پیام های متعددی است؛ پیام‌هایی سرشار از کینه و توطئه علیه جمهوری اسلامی ایران.

فارغ از اظهارات «ترکی الفیصل» مقام ارشد رژیم سعودی در همایش سالانه فرقه رجوی در پاریس، حضور وی در این همایش نوعی دهن ‌کجی آشکار به جمهوری اسلامی ایران محسوب می شود. مقامات رژیم سعودی باید در قبال این اقدام «ترکی الفیصل» در مقابل افکار عمومی منطقه و جهان پاسخگو باشند و توضیح بدهند که چگونه شعارهای زیبایی را به منظور عوام‌فریبی در حمایت از تروریسم سَر می دهند و در عین حال با کسانی که طی چندین دهه اقدامات ننگینشان جای هیچ شکی در تروریست بودن آنها باقی نمی‌گذارد، هم‌پیاله می شوند و در حمایت از آنها به گزافه سخن می گویند؟

«ترکی الفیصل» در همایش مذکور و در میان تشویق های مکرر حضّار که به نام شماری از آنها اشاره خواهیم کرد، خطاب به «مریم رجوی» که دشمنی با جمهوری اسلامی ایران را از بزرگترین افتخارات خود قلمداد می کند، می گوید: «از خداوند می خواهیم تا شما را در رسیدن به اهدافتان یاری دهد». در این هنگام وی باز هم مورد تشویق حضّار قرار می‌گیرد. حال باید از مقامات سعودی پرسید که آیا آرزوی موفقیت برای دشمن دیرینه ایران که و آرزوی تحقق اهدافش که چیزی جز ضربه زدن به این کشور نیست، به مثابه اعلام غیررسمی جنگ علیه جمهوری اسلامی ایران نیست؟ اگر پاسخ منفی است، پس چه تفسیری برای آنچه رخ داده است، می توان یافت؟

«ترکی الفیصل» در ادامه اظهارات خود، گروهک منافقین را خطاب قرار می دهد و می گوید: «ما با شما هستیم؛ ما در کنار شما هستیم». وی پس از این اظهارات و حمایت مستقیم از گروهک تروریستی ـ تکفیری «منافقین» باز هم از تشویق حاضران در همایش بی نصیب نمی ماند. البته حمایت آشکار رژیم سعودی از تروریسم در برابر ایران اصلا تعجب‌برانگیز نیست؛ گردن کلفتی‌ها و گزافه‌گویی‌های مقامات ریز و درشت رژیم سعودی به مسأله ای روزمره تبدیل شده و کاملا بدیهی است که آنها پس از مشاهده تعظیم سازمان ملل متحد در برابر خود به خاطر یک مُشت دلار، به خود اجازه چنین گُنده‌گویی‌هایی را بدهند.

همانگونه که گفته شد، در این میان، مسأله مرگ یا زنده بودن «مسعود رجوی» مطرح نیست، چراکه او به همراه دیگر هم‌قطاران خود در گروهک منافقین، در صورتی که زنده هم باشد یک مهره سوخته محسوب می شود و در این زمینه هیچ تفاوتی با دیگر هم‌پیاله‌های سفّاک خود ندارد. با این وجود، از آنچه که در همایش سالانه فرقه رجوی در پاریس اتفاق افتاد و سخنانی که بر زبان «ترکی الفیصل» جاری شد، بوی توطئه استشمام می شود و این درست همان چیزی است که حائز اهمیت به نظر می رسد.

در همین ارتباط، «عبدالله شهبازی» نویسنده و پژوهشگر ایرانی می گوید: «نظر می‌رسد کانون‌های جهانی و منطقه‌ای ضد ایرانی که تلاش‌های آن‌ها برای تجزیه و ترسیم جغرافیای جدید سیاسی در خاورمیانه به دلیل استواری ایران به شکست انجامیده، اینک می‌خواهند پدیده‌ای همچون داعش و معارضان سوری را در ایران نیز علم کنند». وی همچنین ادامه می دهد: «هر چند اقتدار و ثبات امنیتی ایران بسیار فراتر از تصور این کانون‌ها است ولی نهادهای اطلاعاتی و امنیتی باید اعلام جنگ شِبه رسمی آل‌سعود را با اهرم فرقه رجوی و همدستان آن به ویژه در مناطق مرزی ایران چون بلوچستان و کردستان، جدی تلقی کنند».

مقامات رژیم سعودی تاکنون بدون ارائه هیچگونه سند و مدرکی، جمهوری اسلامی ایران را به حمایت از تروریسم و ایجاد اخلال در امنیت و ثبات منطقه متهم کره اند. این در حالی است که حمایت های مالی ـ تسلیحاتی آنها از تروریست های تکفیری در منطقه و جهان بر هیچکس پوشیده نیست و اکنون نیز حمایت آشکار آنها از یک گروهک تروریستی مُهر تأیید دیگری بر تروریسم‌پروری این خاندان محسوب می شود.

از آنجایی که «ترکی الفیصل» رئیس سابق سازمان اطلاعات عربستان سعودی روزی مأمور ایجاد ارتباط میان این رژیم با رژیم صهیونیستی بوده است، اصلا بعید نیست که رابط میان صهیونیست‌ها و گروهک منافقین نیز بوده و یا باشد. اظهارات وی از این حقیقت پرده برداشت که رژیم سعودی علاوه بر حمایت های گسترده از گروه های تروریستی ـ تکفیری در منطقه علیه ایران و محور مقاومت، همچنان به حمایت همه جانبه از گروهک منافقین ادامه می دهد و قصد احیای این گروهک مُرده را دارد.

در همین ارتباط، «عبدالله شهبازی» می نویسد: «مایلم بدانم که این کارهای دولت سعودی چقدر می‌تواند موفق باشد. در شرایطی که آن‌ها مشخصاً از القاعده حمایت کرده‌اند و به گروه‌های سلفی رادیکال در عراق و سوریه کمک‌های مالی و نظامی می‌کنند، حمایت از یک گروه تروریستی دیگر چه سودی ممکن است برای آن‌ها داشته باشد؟ آن هم گروهی که صدام حسین سال‌ها پیش همین ایده را با آن‌ها اجرا کرد و به هیچ جا هم نرسید».

وی همچنین می افزاید: «مسأله مرگ یا زنده بودن مسعود رجوی اهمیتی ندارد گرچه بنظرم سخنان ترکی الفیصل کاملاً معنا داشت و اعلام می‌کرد که رهبری فرقه رجوی با مریم رجوی است بدون واسطه و نیابت. این شروع دور جدیدی است از پروژه داعشیزه کردن ایران. تلاشی است که مدت‌هاست شروع شده ولی به جایی نرسیده است».

اما شرکت کنندگان در گردهمایی گروه منافقین چه کسانی بودند؟ شماری از چهره‌های عربی و بین‌المللی از جمله «سید احمد غزالی» نخست‌وزیر الجزایر در اوائل دهه ۹۰ میلادی، «صلاح القلاب» وزیر پیشین اطلاع‌رسانی اردن، «محمد عرابی» وزیر خارجه پیشین مصر در اوائل سال ۲۰۱۱،  «عزام الاحمد» از اعضای جنبش فلسطینی فتح و نیز «برنار کوشنر» وزیر خارجه پیشین فرانسه، «خوسه لوئیس ساپاترو» نخست‌وزیر پیشین اسپانیا، «جان بولتون» نماینده اسبق آمریکا در سازمان ملل و «روددی جولیانی» شهردار پیشین نیویورک از شرکت‌کنندگان در گردهمایی بوده‌اند.

گفته می شود که شماری از چهره های وابسته به ائتلاف موسوم به معارضان سوری نیز در این همایش حضور بهم رساندند. برگزاری این همایش با محوریت گروهک منافقین لکه ننگ دیگری بر پیشانی دولت فرانسه به دلیل حمایت های آن از تروریست ها محسوب می شود. برگزاری این همایش در فرانسه نشان داد که پاریس، حمایت از تروریسم را تنها برای دیگران «غیر قانونی» و «غیر اخلاقی» قلمداد می کند، اما برای خود هیچ حد و مرزی در ارائه انواع خدمات به تروریست ها قائل نیست.

منبع: مهر

انتهای پیام