پاسخ به یک پرسش معماگونه درباره خداوند

پاسخ به یک پرسش معماگونه درباره خداوندگروه آیین و اندیشه: استاد مطهری در صفحات ۲۵۶ و ۲۵۷ کتاب عدل الهی آورده است که در دعای افتتاح جمله جالبی در این‏ باره هست؛ می‌خوانیم: الّذی بعد فلا یری، و قرب فشهد النّجوی.

به گزارش بولتن نیوز در ادامه این مطلب آمده است که در این جمله خدا چنین توصیف شده است: «آن کسی که دور است و در نتیجه دیده نمی‏شود، و نزدیک است و در نتیجه نجواها و سخنان بیخ گوشی را گواه است».

در حقیقت، ما از او دوریم ولی او به ما نزدیک است. معماست! چگونه ممکن است دو چیز نسبت به هم از لحاظ قرب و بعد دو نسبت مختلف داشته باشند؟ بلی، در اینجا چنین است؛ خداوند به اشیاء نزدیک است ولی اشیاء به خداوند نزدیک نیستند، یعنی با نسبت‌های مختلف دور یا نزدیکند.

نکته جالبی که در این جمله هست این است که وقتی خدا را به دوری توصیف می‌کند صفتی از صفات مخلوقات را شاهد آن ذکر می‌کند و آن دیدن است: «کسی نمی‌تواند او را ببیند» و زمانی که خدا را به قرب توصیف می‌کند صفتی از صفات خدا را دلیل آن می‌آورد و آن حضور و آگاهی خداست. آنجا که سخن از کار ماست، خدا را به دوری نسبت می‌دهیم و آنجا که سخن از کار او است صفت قرب را به او نسبت می‌دهیم.

پاسخ به یک پرسش معماگونه درباره خداوند

سعدی نیکو آورده است:

یار نزدیک‏تر از من به من است‏
و این عجب‏تر که من از وی دورم‏

چه کنم با که توان گفت که دوست‏
در کنار من و من مهجورم

انتهای پیام/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *