مسئله چگونه وضو گرفتن نبود، مسئله جسم بودن یا نبودن خدا بود

چگونه وضو گرفتن نبود، مسئله جسم بودن یا نبودن خدا بودگروه دین و اندیشه: حجت الاسلام احمد عابدی در یادداشت پیش رو که به مناسبت سالروز میلاد هشتمین اختر تابناک امامت و ولایت نگاشته شده، آورده است: در زمان امام هشتم علیه السلام مسئله این نبود که وضو چگونه بگیریم، مسئله
این بود که خدا جسم است یا خدا جسم نیست، خدا را می شود با چشم سر دید یا
خدا قابل دیدن نیست، آیا چیزی که قابل دیدن نیست قابل اثبات هست یا نه؟ خدا
چگونه شبهای جمعه از آسمان بالا به آسمان دنیا می آید؟ اینها مسائلی بود
که در زمان امام رضا علیه السلام مطرح بود. وقتی از ابن تیمیه که امام و
مقتدای اهل سنت است در شهر دمشق پرسیدند که چگونه خدا از آسمان پایین می
آید؟ روی منبر که نشسته بود از پله های منبر آمد پایین و گفت خدا اینطوری
می آید پایین و دوباره از پله های منبر رفت بالا و گفت خدا وقتی صبح بشود
اینطوری می رود بالا. وقتی که بالای منبر می نشست گفت خدا اینطور که من
بالای منبر نشسته ام خدا اینگونه روی عرش می نشیند. وقتی درباره خدا از او
سوال کردند گفت تنها از ریش خدا سوال نکنید غیر از ریش خدا هرچه بپرسید من
جواب می دهم. یعنی می گفت خدا دست دارد، پا دارد و… همه اینها را می گفت.

به گزارش بولتن نیوز، متن این یادداشت به شرح زیر است:

ای موسی خداوند فرزندی به تو می دهد به نام علی، او نگاهش با نگاه خدا است، با فهم خدا می شنود، هرچه انجام می دهد و می گوید عین واقعیت و صحیح است، هرگز خطا و اشتباه در او نیست، عالم است و نادان نیست، هرچه هست می داند . یا موسى، علیٌ الذی ابنک، ینظر بنور الله و یسمع بتفهیمه و ینطق بحکمته، یصیب و لا یخطی‏ء و یعلم و لا یجهل، قد مُلِیَء حلما و علما

امام هشتم علیه السلام در یک دورانی به امامت رسید و زمامداری و رهبری شیعیان را به عهده گرفت که شاید اگر عملکرد امام هشتم نبود قطعاً دیگر نامی از اسلام و قرآن امروز به من و شما نمی رسید. در اواخر قرن دوم هجری و ابتدای قرن سوم که ایام امامت امام هشتم علیه السلام است چند مسئله در جهان اسلام و خصوصاً در میان ایران و ایرانیان رخ داده بود:

علومی که از غرب و یونان باستان در عالم اسلام منتشر شد مربوط به زمان امام هشتم علیه السلام است. افرادی مثل حنین بن اسحاق یا یعقوب بن اسحاق کندی معروف به فیلسوف عرب در زمان امام رضا علیه السلام آمدند افکار و اندیشه های فلسفه ی یونان باستان را به زبان عربی ترجمه کردند و این باعث شد در جامعه ی اسلامی تفکراتی درباره خدا و درباره توحید، نه آنگونه که پیامبر می گوید بلکه آنگونه که غرب می گوید در جامعه اسلامی منتشر شد. یعنی یک خداشناسی غیر دینی در جامعه رخ داد.

چگونه وضو گرفتن نبود، مسئله جسم بودن یا نبودن خدا بوداز طرفی دیگر مسیحیان و یهودیان این زمان فراوان در جامعه ی اسلامی نفوذ کردند. اولین آیه ی انجیل متی که چهارمین انجیل مسیحیان است این است که در ازل کلمه بود، کلمه با خدا بود و کلمه خود خدا بود. این عبارت انجیل متی از غرب و از تفکرات افلاطونی گرفته شده بود و در کتاب مقدس مسیحی ها آمده بود، این حرف را در جامعه ی اسلامی ترجمه شد به عربی و فارسی و به دست مسلمانان رسید. مسلمانان نیز موضع گیری مختلف داشتند برخی از مسلمانها آمدند همین حرفهای غربی را با رنگ و لعاب مسلمانی در جامعه پخش کردند، نیمی از سنّی ها به نام اشعری مذهب آمدند گفتند قرآن کتاب خدا است و قدیم است، قرآن قبل از خلقت آسمان و زمین نیز بوده است. نصف دیگر از اهل سنت معتزلی شدند و گفتند قرآن آن موقعی که بر پیغمبر اکرم نازل شده، همان موقع خداوند این کلمات را تلفظ کرده و بیشتر خداوند این چیزها را نگفته بود. جنگی بین سنی های اشعری و سنی های معتزلی(بین آنهایی که می گفتند قرآن قدیم است و آنهایی که می گفتند قرآن حادث است) رخ داد و تنها در خراسان بیش از صد هزار مسلمان کشته شد. همین یک مسئله کافی بود تا اساس اسلام را به باد داده و همه زحمات پیغمبر اکرم و هفت امام پیشین نابود بشود، امام هشتم علیه السلام در این چنین شرایطی رهبری و امامت شیعه را بر عهده گرفت. 

مسئله دیگر اینکه یکی از سیاستهایی که در زمان هارون الرشید و مامون این بود که علما و دانشمندان را به یک بحث های غیر ضروری متوجه کنند و از مسائل اصلی دور کنند، علمای زیادی را دعوت می کردند، جایزه تعیین می کردند که بنشینند بحث کنند درباره کلمه “شتر”، که مثلاً ریشه اش چه بوده و از کجا درست شده است. یک کلمه ای را می نشستند بحث می کردند اما هرگز بحث نمی کردند که خدا چیست و چگونه است. یعنی علم متوجه شده بود به مسائل غیرضروری و مسائل اصلی فراموش شده بود.

مسئله دیگر مسئله فساد و فحشا و منکرات نیز در زمان امام هشتم علیه السلام به طوری بود که تنها بخشی کوتاهی از آن را ابونعیم اصفهانی در کتاب الاغانی بیان کرده است.

امام هشتم علیه السلام در این شرایط امامت را به عهده گرفت و می خواهد شیعه و دین اسلام را به صورت مطلق حفظ نماید. یک امام معصوم تنها سیاستش این نیست که شیعه حفظ شود، سنی ها را هم باید از خطرات حفظ نمود. شاید تنها امامی که از همه امامان بیشتر سخنان عقلی و فلسفی دارد امام هشتم علیه السلام باشد. علتش هم این بود که در زمان این امام بود که افکار یونان به زبان عربی ترجمه شده بود. بیشترین سخنان امام رضا علیه السلام درباره توحید و خداشناسی است. آنچنان که بیشترین سخنان امام پنجم و ششم علیهم السلام در موضوع فقه و مسائل احکام است، در زمان آن دو امام، امامان سنّی(مثل ابوحنیفه) به مسائل فقهی رو آورده بودند ائمه ما علیهم السلام نیز فقه خالص و اسلام ناب را بیان کردند.

در زمان امام هشتم علیه السلام مسئله این نبود که وضو چگونه بگیریم، مسئله این بود که خدا جسم است یا خدا جسم نیست، خدا را می شود با چشم سر دید یا خدا قابل دیدن نیست، آیا چیزی که قابل دیدن نیست قابل اثبات هست یا نه؟ خدا چگونه شبهای جمعه از آسمان بالا به آسمان دنیا می آید؟ اینها مسائلی بود که در زمان امام رضا علیه السلام مطرح بود. وقتی از ابن تیمیه که امام و مقتدای اهل سنت است در شهر دمشق پرسیدند که چگونه خدا از آسمان پایین می آید؟ روی منبر که نشسته بود از پله های منبر آمد پایین و گفت خدا اینطوری می آید پایین و دوباره از پله های منبر رفت بالا و گفت خدا وقتی صبح بشود اینطوری می رود بالا. وقتی که بالای منبر می نشست گفت خدا اینطور که من بالای منبر نشسته ام خدا اینگونه روی عرش می نشیند. وقتی درباره خدا از او سوال کردند گفت تنها از ریش خدا سوال نکنید غیر از ریش خدا هرچه بپرسید من جواب می دهم. یعنی می گفت خدا دست دارد، پا دارد و… همه اینها را می گفت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *