شیعه سِی دو ساله شد

مَثَلُ الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ کَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِی کُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ وَ اللَّهُ یُضَاعِفُ لِمَنْ یَشَاءُ وَ اللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ (سوره بقره، آیه ۲۶۱)
«آنان که مال های خویش را در راه خدا انفاق می‌کنند؛ داستان دانه ای است که هفت خوشه برویاند و در هر خوشه صد دانه باشد، و خدا هر که را خواهد فزونی دهد و خداوند فراخی بخش و داناست»
پیامبر اکرم (ص) فرمودند:
«هر گاه فرزند آدم بمیرد، عمل او قطع می شود مگر از سه چیز: صدقه جاریه (مانند وقف)، علمی که از آن سود برده شود و یا فرزند صالحی که برای او دعا کند.»(وسائل الشیعه، ۱۳/۲۹۲)
با گسترش فعالیت های شیعه سِی، هزینه های نگهداری و بهبود خدمات سایت نیز در حال افزایش است.از آنجا که شیعه سِی به هیچ گروه و ارگانی وابسته نیست و از هیچ نهادی کمک دریافت نمی کند، بایستی این هزینه ها را از راه های دیگر تامین کند.یکی از این راه ها حمایت مالی یا Donation از طرف کاربران است.(کسب اطلاعات بیشتر)
■ لطفا با اهدای کمک مالی (به اندازه وسعتان) ما را در تحقق و پیشبرد اهداف شیعه سِی یاری فرمایید.
(کلیه مبالغ دریافتی فقط جهت گسترش و بهبود خدمات شیعه سِی مصرف گردیده و مدیریت شیعه سِی هیچگونه منفعت شخصی (حتی برای امرار معاش) از آن نخواهد برد.)

■ وارد کردن مشخصات خواسته شده (به جز مبلغ) اختیاری است.
(لطفا در صورت تمایل، نام خود را جهت درج در فهرست حامیان شیعه سِی وارد فرمایید)
■ چنانچه به هر دلیلی پس از پرداخت منصرف شدید، به ما اطلاع دهید.مبلغ واریزی شما در اسرع وقت بازگردانده خواهد شد.

با تشکر از حمایت شما
التماس دعا
یا علی

شیعه سِی در جشنواره وب و موبایل ایران ۹۵

مَثَلُ الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ کَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِی کُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ وَ اللَّهُ یُضَاعِفُ لِمَنْ یَشَاءُ وَ اللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ (سوره بقره، آیه ۲۶۱)
«آنان که مال های خویش را در راه خدا انفاق می‌کنند؛ داستان دانه ای است که هفت خوشه برویاند و در هر خوشه صد دانه باشد، و خدا هر که را خواهد فزونی دهد و خداوند فراخی بخش و داناست»
پیامبر اکرم (ص) فرمودند:
«هر گاه فرزند آدم بمیرد، عمل او قطع می شود مگر از سه چیز: صدقه جاریه (مانند وقف)، علمی که از آن سود برده شود و یا فرزند صالحی که برای او دعا کند.»(وسائل الشیعه، ۱۳/۲۹۲)
با گسترش فعالیت های شیعه سِی، هزینه های نگهداری و بهبود خدمات سایت نیز در حال افزایش است.از آنجا که شیعه سِی به هیچ گروه و ارگانی وابسته نیست و از هیچ نهادی کمک دریافت نمی کند، بایستی این هزینه ها را از راه های دیگر تامین کند.یکی از این راه ها حمایت مالی یا Donation از طرف کاربران است.(کسب اطلاعات بیشتر)
■ لطفا با اهدای کمک مالی (به اندازه وسعتان) ما را در تحقق و پیشبرد اهداف شیعه سِی یاری فرمایید.
(کلیه مبالغ دریافتی فقط جهت گسترش و بهبود خدمات شیعه سِی مصرف گردیده و مدیریت شیعه سِی هیچگونه منفعت شخصی (حتی برای امرار معاش) از آن نخواهد برد.)

■ وارد کردن مشخصات خواسته شده (به جز مبلغ) اختیاری است.
(لطفا در صورت تمایل، نام خود را جهت درج در فهرست حامیان شیعه سِی وارد فرمایید)
■ چنانچه به هر دلیلی پس از پرداخت منصرف شدید، به ما اطلاع دهید.مبلغ واریزی شما در اسرع وقت بازگردانده خواهد شد.

با تشکر از حمایت شما
التماس دعا
یا علی

جرعه‌ای از بحر فضائل حضرت خدیجه (س) بنوشیم

جرعه‌ای از بحر فضائل حضرت خدیجه (س) بنوشیمگروه دین و اندیشه: در دهمین سال بعثت، در دهم ماه مبارک
رمضان، اُمُّ‌المؤمنین حضرت خدیجه کبری(س)، بانوی مؤمنه و فداکار، پس از شصت و پنج
سال عمر پر برکت درگذشت و رسول‌الله(ص) او را به دست خویش، در حجون مکّه مکرّمه
دفن کردند و حزن و اندوه آن حضرت در مصیبت ایشان و همچنین مصیبت وفات عموی
گرامیشان حضرت ابوطالب(ع) که ایشان نیز در همان سال از دنیا رفتند؛ به حدّی زیاد
شد که آن سال را «عامُ الْحُزْن» نام نهادند
.

به گزارش بولتن نیوز، همزمان با این ایام، به گوشهای از فضائل حضرت
خدیجه(س) به طور مختصر اشاره میشود
:

سلام مخصوص خداوند و جبرئیل به حضرت خدیجه(س)
عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ حَدَّثَ أَبُو سَعِيدٍ الْخُدْرِيُّ أَنَّ
رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ: إِنَّ جَبْرَئِيلَ ع قَالَ لِي لَيْلَةَ أُسْرِيَ بِي حِينَ
رَجَعْتُ وَ قُلْتُ يَا جَبْرَئِيلُ هَلْ لَكَ مِنْ حَاجَةٍ قَالَ حَاجَتِي أَنْ
تَقْرَأَ عَلَى خَدِيجَةَ مِنَ اللَّهِ وَ مِنِّي السَّلَامَ وَ حَدَّثَنَا عِنْدَ
ذَلِكَ أَنَّهَا قَالَتْ حِينَ لَقَّاهَا نَبِيُّ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ
وَ آلِهِ فَقَالَ لَهَا الَّذِي قَالَ جَبْرَئِيلُ فَقَالَتْ إِنَّ اللَّهَ هُوَ
السَّلَامُ وَ مِنْهُ السَّلَامُ وَ إِلَيْهِ السَّلَامُ وَ عَلَى جَبْرَئِيلَ
السَّلَامُ. تفسیر العیاشي ج۲ ص۲۷۹

ترجمه: امام باقر عليه السلام از ابوسعيد خدري نقل مي كند: رسول خدا
فرمود: درشب معراج وقتي كه باز مي گشتم به جبرئيل گفتم: آيا خواسته اي از من داري؟
گفت: درخواست من اين است كه سلام خدا و مرا به خديجه برساني، رسول خدا وقتي كه
پيام جبرئيل را به خديجه ابلاغ فرمود، در پاسخ گفت: خداي بزرگ مصدر سلامتي است و
همه سلامتيها از او است و تمام سلامتيها به او باز مي گردد، و بر جبرئيل درود و
سلام
.
در منابع اهل تسنن نیز روایتی دال بر این مطلب وجود دارد:
حدثنا قُتَيْبَةُ بن سَعِيدٍ حدثنا محمد بن فُضَيْلٍ عن عُمَارَةَ عن
أبي زُرْعَةَ عن أبي هُرَيْرَةَ رضي الله عنه قال أتي جِبْرِيلُ النبي صلي الله عليه
وسلم فقال يا رَسُولَ اللَّهِ هذه خَدِيجَةُ قد أَتَتْ مَعَهَا إِنَاءٌ فيه
إِدَامٌ أو طَعَامٌ أو شَرَابٌ فإذا هِيَ أَتَتْكَ فَاقْرَأْ عليها السَّلَامَ من
رَبِّهَا وَمِنِّي وَبَشِّرْهَا بِبَيْتٍ في الْجَنَّةِ من قَصَبٍ لَا صَخَبَ فيه
ولا نَصَبَ. صحیح بخاری ج۳ ص۱۳۸۹ و ج۶ ص۲۷۲۳

ترجمه: جبرئيل خدمت رسول خدا آمد و عرض كرد: اي رسول خدا ! اين خديجه
است كه آمده و ظرفي با خود دارد كه در آن، گوشت يا غذا يا نوشيدني است (شك از راوي
است)؛ پس چون نزد تو آمد، از جانب پروردگارش و نيز از سوي من به او سلام برسان و
او را به خانه اي در بهشت از درّ و ياقوت و طلا كه از هر هياهو و رنجي ايمن است
بشارت بده
.

دلتنگی رسول الله(ص) برای ایشان
رسول‌الله(ص) نيز به فضائل حضرت خديجه کبري(س) اشاره داشته و به داشتن
چنين همسري افتخار مي‌کرده و با عظمت از ايشان ياد مي کردند چنان چه فرمودند
:
خَدِيجَةُ وَ أَينَ‏ مِثْلُ‏ خَدِيجَةَ صَدَّقَتْنِي حِينَ كَذَّبَنِي
النَّاسُ وَ آزَرَتْنِي عَلَى دِينِ اللَّهِ وَ أَعَانَتْنِي عَلَيهِ بِمَالِهَا
إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَمَرَنِي أَنْ أُبَشِّرَ خَدِيجَةَ بِبَيتٍ فِي الْجَنَّةِ
مِنْ قَصَبِ الزُّمُرُّدِ لَا صَخَبَ فِيهِ وَ لَا نَصَب‏
. المناقب
خوارزمی(از منابع اهل تسنن) ص۳۸۰ کشف الغمة ج۱ ص۳۶۰

ترجمه: خديجه و کجاست مانند
خديجه! مرا تصديق کرد هنگامي که مردم مرا تکذيب کردند
. و بر دين
خدا يارى ‏ام کرد و با همه مال خود کمکم نمود. خدا به من دستور داد خديجه را به
قصري از زمرد كه در بهشت دارد و هيچ رنج و زحمتى در آن نيست بشارت دهم
.

حضرت خدیجه (س) برترین همسر رسول الله(ص)
شیخ صدوق(ره) از محدثین طراز اول شیعه و صاحب یکی از کتب اربعه، در
کتاب
«الخصال» خویش ضمن روایتی طولانی از قول
امام صادق(ع) نقل میکند که ایشان فرمودند
: عَنْ
جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عُمَارَةَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ
جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصَّادِقِ ع قَالَ
: تَزَوَّجَ
رَسُولُ اللَّهِ ص بِخَمْسَ عَشْرَةَ امْرَأَةً وَ دَخَلَ بِثَلَاثَ عَشْرَةَ
مِنْهُنَّ وَ قُبِضَ عَنْ تِسْع‏… وَ أَفْضَلُهُنَّ خَدِيجَةُ بِنْتُ خُوَيْلِدٍ
ثُمَّ أُمُّ سَلَمَةَ بِنْتُ الْحَارِثِ.الخصال ج۲ ص۴۱۹

ترجمه: رسولالله(ص) با پانزده زن عقد ازدواج برقرار نمود که با سيزده
نفر از آنان همبستر شد و وقتي رسولالله(ص) از دنيا رفت نُه تن از همسران
ايشان در قيد حيات بودند…. با فضيلت‌ترين همسران آن حضرت به ترتيب:ام‌المؤمنين
حضرت خديجه(س)، سپس ام المؤمنين اُمّ سلمه، و بعد از ايشان ام المؤمنين ميمونه
سلام الله عليهن مي‌باشند
.

چه اندازه پای دینمان هستیم؟

کافران و منافقان را اطاعت مکنگروه دین و اندیشه: حجت الاسلام دکتر سوزنچی از اساتید دانشگاه، هر روز یک آیه قرآن را با ترجمه و چند حدیث تفسیری و چند نکته در تدبر آن آیه منتشر می کند. بولتن نیوز نیز در راستای ترویج چنین اقدامات ارزشی این سلسله مطالب را به صورت روزانه منتشر می کند.

به گزارش خبرنگار بولتن نیوز، در مطلب روز ۲۱ خرداد به آیه ۲۳ سوره احزاب پرداخته شده و در آن آمده است: 

سوره احزاب (۳۳) آیه ۲۳

ترجمه
از مومنان مردانی راست گفتند در عهدی که با خدا بستند؛ پس برخی از آنها نذرش را به سرانجام رساند و برخی از آنها انتظار می‌کشد، و به هیچ روی [پیمان خود را] دگرگون نساختند.

«نَحْبَهُ»: نحب + ه
ماده «نحب» در اصل به معنای نذر و تعهداتی نظیر آن است  (معجم مقاييس اللغة، ج‏۵، ص۴۰۴)
تعبیر «قَضى‏ نَحْبَهُ» به معنای «وَفَى بنذره: نذرش را ادا کرد‏» است که گاه به کنایه از مردن به کار می‌رود (مفردات ألفاظ القرآن، ص۷۹۴)
▫️اجلش را با وفاء و صدق به سر رساند (حسن بصری، قتاده، ابن‌زید)؛
▫️همان ادای نذر است، گویی آنان نذر کرده بودند که اگر با دشمن مواجه شوند، آنقدر مبارزه کنند که یا پیروز شوند یا شهید (مجاهد، ابن‌قتیبه)
(به نقل از طبرسی  در مجمع البيان، ج‏۸، ص۵۴۹؛ و طبری  در جامع البيان، ج‏۲۱، ص۹۲-۹۳)
«وَ ما بَدَّلُوا تَبْديلاً»
در منابع اهل سنت، از ابن‌عباس (المحرر الوجيز، ج‏۴، ص۳۷۹)  و حسن بصری (جامع البيان، ج‏۲۱، ص۹۳) ، قرائت این عبارت به صورت «و منهم من بدل تبديلا» نیز روایت شده است.
از ابن‌عباس روایت شده است که مقصود از «مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ: از مومنان مردانی راست گفتند در عهدی که با خدا بستند» علی ع و حمزه و جعفر بود:
«فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى‏ نَحْبَهُ: پس برخی از آنها عهدش را به سرانجام رساند» منظور حمزه و جعفر است؛
«وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ: و برخی از آنها انتظار می‌کشد» منظور حضرت علی ع است که انتظار می‌کشید اجلش را و وفای به عهد الهی را و شهادت در راه خدا، و به خدا سوگند که شهادت روزی‌اش شد.
شواهد التنزيل لقواعد التفضيل،ج‏۲، ص۶
علاوه بر مولف این کتاب (حاکم حسکانی) که از علمای حنفی است، در پاورقی همین صفحه فهرستی از دیگر آثار اهل سنت ارائه شده که این روایت در آنها ذکر شده است؛ و در کتب شیعه هم همین مضمون از امام باقر ع روایت شده است. مثلا: تفسير القمي، ج‏۲، ص۱۸۹

حدیث
۱) یکبار یکی از یهودیان سراغ امیرالمومنین ع می‌آید و درباره سختی‌هایی که بر پیامبران و اوصیای قبلی رخ داده سوال می‌کند تا می‌رسد به خود حضرت علی ع؛ حضرت ع به او می‌گوید بلند شو تا برایت بگویم، اصحاب می‌گویند چرا همینجا نمی‌گویید، حضرت می‌فرمایند چون شما تحملش را ندارید. بالاخره حضرت شروع می‌کند می‌کنند به امتحان‌های سختی که خداوند در زمان پیامبر ص و بعد از شهادت ایشان از سر گذراندند تا به جریان شورای شش نفره عمر برای تعیین خلافت و انتخاب عثمان می‌رسند و چنین ادامه می‌دهند:
از همان روز بيعت عثمان بقيه افراد هيئت شش نفرى به من مراجعه نمودند و از كارى كه كرده بودند عذر خواستند و درخواست كردند كه عثمان را خلع كنيم و عليه او قيام كنيم تا حق خود را بگيرم و در اين باره دست بيعت بمن دادند كه تا پاى جان دادن در زير پرچم من پايدارى كنند يا كشته شوند و يا خداى عز و جل دوباره حق مرا به من باز گرداند ولى به خدا قسم اى برادر يهودی، همان چیزی که مانع قیام من علیه قبلی‌ها شده بود، مرا از قیام عليه عثمان بازداشت و ديدم حفظ و نگهداری از همين عده‏اى كه باقيمانده‏اند بهتر است و آرامش خاطرم را بيشتر فراهم خواهد نمود و می‌دانی اگر مرا را به مرگ دعوت کنند بر آن سوار می‌شوم. هر که حاضر است از اینها که می‌بینی و آن دسته از اصحاب پيغمبر غایبند همه می‌دانند كه مرگ در نزد من مانند آب سرد گوارائى است در روز بسيار گرم در كام تشنه جگر سوخته.
من همانم كه همراه با عمويم حمزة و برادرم جعفر و پسر عمويم عبيدة با خدا و رسولش عهدى بستيم و بر سر آن عهد همگی وفادار بوديم، آنها از من پيش افتادند و من به خواست خداى عز و جل عقب ماندم؛ پس خداوند در باره ما نازل فرمود آيه شريفه «رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى‏ نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْدِيلًا: از مومنان مردانی راست گفتند در عهدی که با خدا بستند؛ پس برخی از آنها عهدش را به سرانجام رساند و برخی از آنها انتظار می‌کشد، و به هیچ روی [پیمان خود را] دگرگون نساختند.»
آنكه عهدش را به سرانجام رساند حمزة و جعفر و عبيدة بودند؛ و من به خدا سوگند همانم كه منتظر است، اى برادر يهودی، که هيچ دگرگونی‌ای در پیمان خود نساختم؛ …
الخصال، ج‏۲، ص۳۷۶
نکته: عبیده در جنگ بدر، حمزه در جنگ احد، و جعفر در جنگ موته به شهادت رسیدند.

۲) سدیر می‌گوید نزد امام باقر ع بودیم و از وقایعی که بعد از پیامبر ص رخ داد و کاری که مردم در حق امیرالمومنین ع انجام دادند سخن می‌گفتیم. یکی از حضار گفت: خدا خیرتان دهد! پس عزت و اقتدار بنی‌هاشم کجا بود، آنها که کم نبودند!
امام باقر ع فرمود: و چه کسی از بنی‌هاشم مانده بود [که حضرت بتواند به وی تکیه کند] ؟ آنکه بود جعفر و حمزه بود که به عهدشان با خدا وفا کرده بودند و از دنیا رفته بودند] ؛ برای او تنها دو مرد ضعیف ذلیل تازه‌مسلمان مانده بود: عباس [عموی حضرت، به جای حمزه] و عقیل [برادر حضرت، به جای جعفر] ، و این دو از آزادشدگان بودند [= کسانی که در فتح مکه مسلمان آوردند و پیامبر ص همه را بخشید] ؛ اما به خدا سوگند، اگر حمزه و جعفر در مقابل آن دو نفر بودند، آن دو به آنچه رسیدند نمی‌رسیدند، و اگر شاهد [اقدامات] آن دو می‌بودند، جانشان را تلف می‌کردند.
الكافي، ج‏۸، ص۱۹۰

۳) از امام صادق ع روایت شده است:مومن بر دو گونه است: مومنی که در عهد با خدا راست گفت و به شرطش وفا کرد و این همان سخن خداوند عز و جل است که می‌فرماید: «مردانی که راست گفتند در عهدی که با خدا بستند» (احزاب/۲۳)؛ پس او کسی است که نه هول و هراس دنیا به او می‌رسد و نه هول و هراس‌های آخرت، و او از کسانی است که شفاعت می‌کند و شفاعتش نمی‌کنند [= نیازی به شفاعت ندارد]؛و مومنی که مانند ساقه نهال است، گاه کج می‌شود و گاه مستقیم است؛ اوست که هول و هراس‌های دنیا و هول و هراس آخرت گریبانگیرش می‌شود و او از کسانی است که شفاعتش را می‌کنند و او شفاعت نمی‌کند.
الكافي، ج‏۲، ص۲۴۸

۴) یکبار ابوبصیر خدمت امام صادق ع می‌رسد و گلایه می‌کند از وضعیتی که شیعیان بدان گفتارند؛ از جمله حدیثی که علمای اموی جعل کرده‌ و بواسطه آن حدیث جعلی خون شیعیان را مباح می‌شمرند.
امام صادق ع فرمود: منظورت همان است که به شما رافضی می‌گویند؟
گفتم: بله.
فرمود: به خدا سوگند این طور که خیال می‌کنی نیست. آنها شما را چنین ننامیدند، بلکه خداوند شما را چنین نامید! ابامحمد! آیا می دانی که هفتاد نفر از بنی‌اسرائیل بودند که هنگامی که به ضلالت فرعون و قومش پی بردند، آنها را «رفض» [= طرد] کردند؛ و چون بر هدایت بودن حضرت موسی ع را دریافتند به ایشان پیوستند؛ و به همین جهت در لشکر موسی به آنها «رافضی» می‌گفتند، چرا که فرعون را رفض کرده بودند؛ و آنها اهل‌عبادت‌ترین آن لشکر بودند، و محبتشان به موسی و هارون و ذریه ایشان از همه شدیدتر بود؛ پس خداوند عز و جل به حضرت موسی ع وحی کرد که اسم آنها را در تورات ثبت کن که من ایشان را بدین نام نامیدم و این را ارزانی‌شان داشتم. پس حضرت موسی ع این اسم را برای آنها ثبت کرد و خداوند عز و جل این را اسم را برای شما ذخیره کرد تا به شما ارزانی داشت.
ای ابامحمد! دیگران خوبی را رفض کردند و شما شر و بدی را ! مردم هریک فرقه‌ای شدند و هر کدام انشعابی یافتند، اما شما انشعابتان را به سمت و سوی اهل بیت پیامبرتان ص قرار دادید، و جایی رفتید که آنها رفتند، و آن را اختیار کردید که خداوند برای شما اختیار کرد، و چیزی را خواستید که خداوند خواست؛ پس بشارت بر شما، و باز بشارت بر شما، که همانا شمایید امت رحمت‌شده؛ از نیکوکارتان عملش قبول می‌شود و از گناه بدکارتان درمی‌گذرند [= توبه‌شان پذیرفته می‌شود] ؛ و کسی که آنچه شما دارید [= پیروی از اهل بیت ع] را در روز قیامت با خود نیاورد، نه حسناتش پذیرفته می‌شود و نه از گناهانش صرف نظر می‌گردد
[سپس حضرت شروع می‌کنند به بیان آیاتی که در وصف شیعیان واقعی آمده است تا می‌رسند به اینکه:]
ابامحمد! خداوند شما را در کتابش یاد کرد وقتی که فرمود: «از مومنان مردانی راست گفتند در عهدی که با خدا بستند؛ پس برخی از آنها نذرش را به سرانجام رساند و برخی از آنها انتظار می‌کشد، و به هیچ روی [پیمان خود را] تبدیل نکردند.» همانا شما وفا کردید به آن میثاقی که خداوند در مورد ولایت ما از شما گرفت؛ و ما را به غیر ما تبدیل نکردید؛ و اگر چنین نمی‌کردید، خداوند شما را هم مذمت می‌کرد همان گونه که آنها را مذمت کرد آنجایی که فرمود: «و برای اکثر آنها [وفاداری به] عهدی نیافتیم و اکثرشان جز فاسق نیافتیم.» (اعراف/۱۰۲)
الكافي، ج‏۸، ص۳۴-۳۵

۱️⃣ این آیه جمع‌بندی می‌کند وضعیت مومنان واقعی را در سختی‌ها:
▫️همه کسانی که ادعای ایمان کرده‌اند عهدی با خدا بسته‌اند.
▫️آنان که مومنان واقعی‌اند، کسانی‌اند که در این عهد راستگو بودند و هیچگاه عهدشان را تغییر ندادند (مقایسه شود با آیات ۱-۳ سوره عنکبوت)
▫️اینان دو گروه می‌شوند: عده‌ای به شهادت می‌رسند و عده‌ای همچنان منتظرند.
یعنی گزینه دیگری وجود ندارد!
تاملی با خویش
یکبار دیگر دقت کنید:
مومنان واقعی به حدی پای دینشان می‌ایستند که یا شهید می‌شوند یا منتظرند تا شهید شوند.
ما چه اندازه پای دینمان هستیم؟
و چه اندازه روی زندگی دنیایمان حساب باز کرده‌ایم؟
آیا منتظر و عاشق شهادتیم؟ یا حضورمان در دنیا را برای دین خدا مهمتر می‌دانیم؟!!!

۲️⃣ این کدام عهد است؟
الف. همان عهد فرار نکردن از جنگ که در آیه۱۵ اشاره شد. (مجمع‌البیان، ج۸، ص۵۴۹؛ المیزان، ج۱۶، ص۲۹۰)
ب. عهد بر حفظ دین خود ولو به قیمت جان دادن.
نحوه استنباط از آیه
دو نکته در آیه هست:
▫️یکی اینکه سرنوشت‌شان در هر حالت شهادت است: یا شهید می‌شوند یا منتظرند تا شهید شوند.
▫️دوم اینکه این عهد خود را هیچگاه تبدیل نکردند.
▪️پس این عهدی است بر اینکه تا پای جان (شهادت) بر دین بمانند و دست از دین نشویند (عدم تبدیل).

۳️⃣ مومنان واقعی آنانی‌اند که صداقتشان را در عهدی که با خدا بستند، نشان دادند؛ یا به آرزویشان که شهادت بود، رسیدند، یا در انتظار شهادت‌اند؛ اما هر چه باشد، و به هیچ روی از این عهد خود دست برنمی‌دارند.
تاملی با خویش
این دوگانه، دو گانه عجیبی است
یا شهید شده!
یا منتظر شهادت است!
و گزینه سومی ندارد!
آیا یعنی یک انسان دیندار، هیچ هدفی در دنیا ندارد!
یا می‌خواهد نشان دهد که دیندار واقعی چه‌اندازه وظیفه‌گراست؟
عبرتی از تاریخ
▫️شأن نزول این آیه را امیرالمومنین ع و مومنان راسخی همچون حضرت حمزه‌ی سید‌الشهداء و حضرت جعفر طیار دانسته‌اند یعنی کسانی که اگر بودند جریان امامت در مسیر اصلی‌اش قرار می‌گرفت.
▫️بعدها در روایات، افرادی مانند مالک‌ اشتر (الغارات، ج‏۱، ص۲۶۴)  و اصحاب امام حسین ع (الإرشاد، ج۲، ص۳۰۳)  و در مجموع، شیعیان واقعی مصداق این آیه شمرده شده‌اند.
▪️همچنین تصریح شده که اگر امیرالمومنین ع محبور به قبول حکمیت شد، چون چنین یارانی نداشت (وقعة صفين، ص۵۱۹)  و به همین ترتیب می‌توان نتیجه گرفت که امام حسن ع چنین یارانی نداشت که مجبور به صلح با معاویه شد.
ما چه می‌کنیم!
و کجای این ماجراییم‼️

۴️⃣  در آیه قبل، معلوم شد که ایمان یک حقیقت پویاست، و قابل زیاد و کم شدن است و حوادث روزگار در ایمان انسانها تاثیر می‌گذارد؛ اما تاثیری عجیب: در مومن واقعی، هر چه سختی‌ها شدید شود، ایمان زیادتر می‌شود، نه کمتر.
اگر در آیه قبل، به وجهه متغیر (پویا) ایمان اشاره کرد، در این آیه، به وجهه ثابت این ایمان اشاره می‌کند که هیچگاه آن را تبدیل نمی‌کنند.
به تعبیر دیگر، پویایی ایمان و تاثیرپذیری‌اش از حوادث، در مورد مومن واقعی، به هیچ عنوان به جایی نمی‌رسد که دست از ایمانش بردارد.

۵️⃣  همه‏ اصحاب پيامبر و مؤمنان در يك درجه نيستند. (تفسير نور، ج‏۹، ص۳۴۷) بلکه همه کسانی که خود را مومن می‌دانستند و در پیرامون پیامبر بودند، در ایمان خود کاملا صادق نبودند.

۶️⃣ دفاع از حقّ تا مرز شهادت، نشانه‏ صداقت در ايمان است.  (تفسير نور، ج‏۹، ص۳۴۷)

۷️⃣ باب شهادت باز است. (تفسير نور، ج‏۹، ص۳۴۸)

۸️⃣ مؤمنان واقعى پايبند عهد و پيمان خود با خدا هستند و هيچ چيز حتّى شهادت دوستان و عزيزان، روحيه آنان را تغيير نمى‏دهد.عامل عقب نشينى يا دلسردى ديگر مؤمنان نمى‏شود.
(مؤمن با اينكه شهادت دوستان و عزيزان خود را مى‏بيند، باز خود در انتظار شهادت است)
(تفسير نور، ج‏۹، ص۳۴۸)

ای مولود خجسته رمضان، ای بدر تمام ماه خدا میلادت مبارک

گروه دین و اندیشه: رحیم رضاخانی کارشناس مسائل مذهبی در یاددشت پیش رو که بمناسیت میلاد امام حسن (ع) نگاشته معتقد است: در مظلومیت امام حسن علیه السلام همین بس که ولادت او بدلیل وقوع در ماه مبارک رمضان کمتر مورد توجه است. این در حالی است که او عزیز پیامبر اکرم (ص) بوده و از جوانان اهل بهشت است،
 
 به گزارش بولتن نیوز، متن این یادداشت به شرح زیر می باشد:
 
امشب زیباترین گل نیکویی و بخشش شکوفا می شود، حٌسن خدا در خانه حضرت علی (علیه السلام) و حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) تجلی می کند و سید جوانان اهل بهشت چشم بر جهان می گشاید .

حضرت امام حسن مجتبی)علیه السلام(اولین مولودی است که از نظر شرافت نسب هیچ کسی به پای ایشان نمی رسد. جد بزرگوارش، خاتم الانبیاحضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)، پدر گرامی ایشان؛ اولین امام و سیدالاوصیا حضرت امیر المومنین علی ( علیه السلام )، و مادر مکرمشان، حضرت صدیقه اطهر سیدة النساء حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) است . او در مکتب پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) و امیرالمؤمنین (علیه السلام)رشد یافت و در دامان برترین زنان عالم، حضرت فاطمه زهرا (علیهاالسلام ) بزرگ شد.

در خصوص امام حسن مجتبی(ع)،گفته می شود که از لحاظ صورت و سیرت بیش از دیگر امامان به رسول گرامی اسلام شبیه و حُسنِ خلق، کرامت، جوانمردی، یتیم نوازی و دیگر سجایای اخلاقی را از جد بزرگوارش به ارث برده بود. شیخ مفید در کتاب «ارشاد» اثر معروف خود، آورده است که «حسن علیه السلام چنان بود که از نظر خلقت و سیرت و سیادت شبیه ترین مردم به رسول خدا بود». پیامبر(ص) درباره مقام امام حسن(ع) در روایت های مختلفی فرموده اند که «هرکس دوست دارد به آقای جوانان اهل بهشت بنگرد، به حسن بنگرد» و ایشان همچنین امام دوم و سوم را دو سید جوانان اهل بهشت نامیده اند.

در مظلومیت امام حسن علیه السلام همین بس که ولادت او بدلیل وقوع در ماه مبارک رمضان کمتر مورد توجه است. این در حالی است که او عزیز پیامبر اکرم (ص) بوده و از جوانان اهل بهشت است، همو که رسول گرامی اسلام صلوات الله و سلامه علیه در کنار امام حسین علیه السلام آن دو وجود گرامی امامان مسلمین نامید، یا قیام کنند و یا اینکه دست از قیام بردارند و صلح کنند،پس بر ما است که به عنوان شیعه و پیرو پیامبر گرامی اسلام (ص) از مقام سبط اول تجلیل کنیم ،در ولادت او شادمانی کنیم و بدانیم تنها پیوند با او و دیگر معصومین علیهم السلام است که زندگی ما را سراسر سعادت و آرامش می نماید، ای بسا با توجه و چنگ زدن به این امام کریم علیه السلام بتوانیم خود و خانواده خود را از دام شیطان و وسوسه های او برهانیم . در عین حال با زنده نگهداشتن نام، یاد و صفات آن حضرت الگوی با طهارتی را به جامعه اسلامی عرضه کنیم.

ای بسا سرگردانی، نا آرامی و اضطراب زندگی امروز ما با تمسک به این دو ریسمان محکم یعنی قرآن و عترت پیامبر (ص)، حضرات معصومین علیهم السلام، روی آرامش گرفته با روحی مطمئن و زندگی سراسر سعادت دنیایی را که در ترک آن ناچار و مجبوریم با نشاط و طراوت وداع کنیم. پس بهتر است برای ورود به این مسیر نورانی مَرکَب رمضان را انتخاب کنیم و با داشتن دهانی بسته، فرصت تفکری عمیق در موجودیت مقدس قرآن کریم و اهل بیت معصومین علیهم السلام را به خود بدهیم .شاید سعادت دنیا و آخرت بما روی آورد و با کمک خداوند سعادتمند و عاقبت بخیر شویم.

ای مولود خجسته رمضان ! ای بدر تمام ماه خدا ! تو پیشوای همه خوبی ها و همه خٌلق های نیکویی. شما ادامه روش و منشحضرتمحمد ( صلی الله علیه و آله و سلم ) و کرانه امیر مومنان( علیه السلام ) هستیید. شما امام ما و ما مرید شما هستیم و اینک در بهار شکفتن شما، در فصل خدا بر خود از امامت شما می بالیم و بر نام شما افتخار می کنیم که زینت همه خوبی و کرامت هاست.

همه ساله پانزدهمین روز از ماه میهمانی پروردگار، مصادف با میلاد امام حسن مجتبی(علیه السلام)به احترام کرامت، بخشش و جود آن بزرگوار روز اکرامنامیده می شود.
 

حدیث جعلی که این روزها دست به دست می‌شود

 *این حدیث ساختگی است

برای یافتن سند این حدیث سراغ مصطفی دلشاد تهرانی و بخشعلی قنبری، دو تن از مترجمان و شارحان نهج‌البلاغه رفتیم.

دلشاد تهرانی با اشاره به اینکه در نامه امام علی(ع) خطاب به مالک اشتر (نامه ۵۳ نهج‌البلاغه) چنین عباراتی وجود ندارد، ابراز داشت: این حدیث ساختگی است و به هیچ وجه وجود خارجی ندارد، حتی نقل مضمون بخشی از نامه ۵۳ هم نیست.

*حدیثی با این واژه‌ها وجود ندارد

قنبری نیز با بیان اینکه روایتی با این واژه‌ها در کلام امیرالمؤمنین(ع) یافت نمی‌شود، اظهار داشت: ولی مفاهیمی با این مضمون در سیره اهل بیت به خصوص امام علی(ع) وجود دارد، آنجایی که پای رابطه انسان با خدا و یا رابطه انسان با خود مطرح است، همیشه درهای توبه و بخشش باز است و می‌توان امیدوار بود بنده از گناه خود توبه کند.

وی افزود: ولی برخی گناهان که شامل رابطه انسان با انسان است و به عبارتی حق‌الناس است، در اینجا دیگر اغماض جایز نیست، زیرا تا هنگامی که حق مردم پرداخت نشود، بخشش الهی صورت نمی‌گیرد.

عضو هیأت‌ علمی دانشگاه آزاد اسلامی در پایان خاطرنشان کرد: بنابراین چنین روایتی وجود ندارد، اما به لحاظ مفهمومی می‌توان در سیره امیرالمؤمنین(ع) مشاهده کرد. 

پیاده روی اربعین موجب اتحاد شیعیان جهان می شود

صدای شیعه: امام حسین (ع) در مسیری خدایی قدم گذاشت زیرا واقعه عاشورا، انقلابی الهی بود، انقلابی که در آن حریت‌ و عزت‌ موج می زند به عبارت دیگر پرچمی‌ که‌ از سوی اباعبدالله الحسین برافراشته شد، پرچمی بود که هنوز بعد از قرن ها آزادیخواهان‌ و عزت‌ جویان‌ را برای حرکت در مسیر آزادی و عزت مصمم تر می سازد.

امروز قرن ها از واقعه عاشورا می گذرد اما هنوز جمع کثیری از شیعیان و دلدادگان مکتب حسینی برای زیارت بارگاه این حضرت، با پای پیاده دل به جاده می سپارند و دریایی از اخلاص و ارادتشان را به پیشگاه آن امام همام ابراز می کنند.

در همین زمینه حجت الاسلام ابوالقاسمی از کارشناسان مذهبی در رابطه با مسئله قیام امام حسین (ع) و علل انجام پیاده روی اربعین و گسترش شور و شعور حسینی در جهان اسلام با ما به گفتگو پرداخته است.

اربعین؛ شاه بیت عزاداری های ماه محرم را تشکیل می دهد

*چرا پیاده روی اربعین انجام می شود و افراد زیادی با شوقی وصف ناپذیر با پای پیاده به زیارت امام حسین (ع) می روند؟  

پیاده روی اربعین شاه بیت عزاداری های ماه محرم را تشکیل می دهد و طی سالیان اخیر ملت های مختلف جهان که متعلق به سایر ادیان هستند نیز از طریق دنبال کردن اخبار در رسانه های دیداری و شنیداری این مسئله را دنبال می کنند و بسیاری از آنها از این موضوع متعجب هستند و باورشان نمی شود که شیعیان جهان اینگونه با اتحاد و یکپارچگی با پای برهنه و پیاده به شوق زیارت بارگاه اباعبدالله الحسین (ع) روزها و هفته ها از همه چیز و همه کس دست می شویند و عاشقانه به زیارت می روند. این مسئله در نوع خود جالب و تحسین برانگیز است. قطعا بسیاری از ملت های مختلف جهان به همین خاطر و با دیدن همین صحنه های عشق و دلدادگی عاشق سرور و سالار شهیدان شده اند و در رابطه با ایشان به مطالعه و تحقیق پرداخته اند، حتی بسیاری از آنان به دین اسلام روی آورده اند و مسلمان شده اند، در واقع  یکی از هدف های این پیاده روی نیز همین مسئله است، اینکه بتوانیم افراد گوناگون در سایر ادیان را متوجه قیام کربلا، حادثه عاشورا و به طورکلی مکتب حسینی کنیم. شیعیانی که در این مسیر قدم برمی دارند هم صواب زیارت را می برند و هم صواب تبلیغ دین اسلام و باورهای حسینی در سطح جهان را از آن خود می کنند. در حقیقت شیعه واقعی باید چنین خصیصه هایی داشته باشد.

شناخت عمیق حسین بن علی (ع) در  قالب بزرگترین اجتماع شیعه

مهمترین خاصیت و ویژگی شیعه همین هوشیاری و بصیرت و آگاه کردن دیگران است. زائری که از همه دلبستگی ها و تعلقات زندگی دست می شوید و اراده می کند که برای چند روز و یا چندهفته دل به جاده بزند و مولایش را در قالب بزرگترین اجتماع شیعه عمیق تر بشناسد، بزرگترین نعمت و فرصت برای یک جامعه است و حتی این ظرفیت را دارد که در جامعه خود به حرکت های بزرگ و ماندگار دست بزند.

پیاده روی اربعین موجب اتحاد و اجتماع شیعیان جهان می شود

زائران حسینی تمامی خطرات و سختی های راه را به جان می خرند زیرا سفر در این مسیر نورانی، حلاوت و شوری خاص دارد و قابل توصیف نیست. از سوی دیگر پیاده روی اربعین انجام می شود چون موجب اتحاد و اجتماع شیعیان جهان می شود و به نوعی محور وحدت است. به همین خاطر است که همه ساله تعداد زیادی از شیعیان این مسیر را طی می کنند و به زیارت سرور و سالار شهیدان می روند، البته اگر بخواهیم از منظر دیگری به این موضوع نگاه کنیم، باید بگوییم که وقتی شیعیان یکپارچه و متحد در این مسیر گام برمی دارند، قدرت نرم جهان تشیع ارتقاء پیدا می کند و بهتر می توانند در جهت خواسته شهید کربلا که حفظ اسلام و مقابله در برابر تهدیدها و دشمنی های دشمن است، حرکت کنند.

تا پیش از این نگاه غربی ها به پیاده روی اربعین نگاهی عمیق نبود در واقع تصورشان انجام یک آئین مذهبی بود ولی اکنون این گونه نیست، آنها دریافته اند که پیاده روی اربعین یک ظرفیت برای نمایش قدرت نرم شیعیان به جهانیان است. بدون شک هدف از انجام این کار یک پیاده روی ساده نیست بلکه وسیله ای برای نمایش اقتدار نظام شیعه است. بسیاری از ملت های جهان با مشاهده این مانور اقتدار آمیز می توانند به فرهنگ و مکتب حسینی بپیوندند و راهی که این امام در آن گام برداشت را به خوبی بشناسند. این پیاده روی به کشورهای مستکبر و حامیان زر و زور نشان می دهد که شیعیان بیدار و هوشیار هستند و اجازه نمی دهند تا آنان هرکاری که دوست دارند با ملت های مظلوم و ستمدیده انجام دهند و خون آنها را در شیشه کنند، مسئله پیاده روی اربعین بیش از بیش نشان می دهد که راه و مکتب امام حسین (ع) زنده و جاودان است.

«شیخ انصاری» با پای پیاده به زیارت کربلا رفت

*پیاده روی اربعین برای نخستین بار در طول تاریخ چگونه اتفاق افتاده است؟

امام صادق (ع) می فرمایند: «کربلا را زیارت کنید و این کار را ادامه دهید، چرا که کربلا بهترین فرزندان پیامبران را در آغوش خویش گرفته است». این روایت را عنوان کردم تا به این مسئله اشاره کنم که پیاده روی اربعین دارای عقبه است. آن طور که در کتب تاریخی به آن اشاره شده، شیخ انصاری نخستین فردی بوده است که با پای پیاده به زیارت کربلا رفته است و باز به این نکته اشاره شده که این مسئله بعد از شیخ انصاری مورد بی توجهی قرار گرفته و فراموش شده است، تا اینکه دوباره در زمان عالمی بزرگ به نام شیخ نوری این مسئله مورد توجه قرار گرفته است، البته ایشان به همراه افراد دیگری از آشنایان و دوستان به این سفر رفته است اما به هر حال به خاطر کسانی که از آنها نام بردم، امروز پیاده روی اربعین نه تنها به عنوان یک فرهنگ اسلامی بلکه به عنوان یک جریان اثرگذار ادامه پیدا کرده است.

*رمز و راز عزت حسینی در جامعه امروز چیست؟ در واقع چگونه می توان عزت حسینی را در جامعه اسلامی گسترش داد؟

قطعا رمز و راز عزت حسینی و تحقق این مسئله در جامعه اسلامی به حرکت خستگی ناپذیر در مسیر گفتمان مقاومت و جهانی کردن احکام الهی اسلام در سطح جهان بازمی گردد، همان طور که می دانید، حکومت یزید عدالت کش بود و در جهت حرام و حلال خدا عمل نمی کرد، یزید با تکیه بر زور می خواست تا امام خلافت او را به رسمیت بشناسد اما امام حکومت او را به رسمیت نشناخت و به همین خاطر دستگاه حکومت فشارهای فراوانی را بر حضرت وارد آوردند به دنبال این مسئله امام حسین (ع) کوتاه نیامد.

لزوم حرکت در مسیر عزتمندانه امام حسین (ع)

در رابطه با این مسئله در کتاب شهید جاوید آمده است: «آن حضرت برای تشکیل حکومت و برگرداندن خلافت اسلامی به مرکز اصلی خود اقدام کرد. امام ایستادگی و مقاومت کرد و هرگز زیربار حکومتی زورگو و نادرست نرفت زیرا ایمان حضرت به اسلام یک ایمان ریشه دار بود که تا اعماق قلب و روح آن حضرت نفوذ پیدا کرده بود و سر رشته آن به ریشه جانش بسته شده بود. به عقید امام حسین (ع) جهان انسانیت از مواهب اسلام بی نیاز نیست و باید مکتب اسلام جهانگیر شود و بشریت را به سوی یک زندگی کامل و انسانی رهبری نماید بنابراین هرکاری که به طور مستقیم و یا غیرمستقیم به اسلام ضربه بزند و از پیشروی آن جلوگیری نماید یک گناه بزرگ و نابخشودنی است»؛ لذا مجموعه این عوامل دست به دست هم داد تا حسین (ع) عزتمند باشد ما نیز امروز باید با تاسی و پیروی از سیره و روش ایشان اینگونه عمل کنیم و تحت هیچ شرایطی با حکومت های ستمگر وارد گفتگو نشویم و از آرمان های انقلابی خود دست برنداریم. این ها که به آن اشاره شد، اگر از سوی سردمداران حکومت رعایت شود، آنگاه شاهد تحقق کامل عزت حسینی در جامعه هستیم در غیر این صورت نمی توانیم مسیر عزتمندی را طی کنیم. اگر این موارد را نادیده بگیرم و دچار غفلت شویم، سرنوشت ما نیز همچون بسیاری از ملت ها نابودی است لذا باید با آگاهی رمز و راز عزت حسینی را در جامعه ترویج کرده و آحاد افراد جامعه را برای حرکت در این مسیر ترغیب کنیم، بی تردید یکی از راه های ترغیب افراد جامعه، همین تکیه و تاکید بر شعارهای ضداستکباری است، نباید بگذاریم این شعارها حذف شود زیرا با این اقدام خودمان نیز حذف و نابود می شویم.

*هدف سرور و سالار شهیدان از قیام چه بود؟

بدون تردید هدف امام حسین (ع) از قیام دفاع از اسلام بوده است، ایشان می فرمایند: «سنت اسلام مرده و بدعت های ضد اسلام جای آن را گرفته است»،  این سخن حضرت نشان می دهد که ایشان به دنبال از بین بردن بدعت های ضد اسلام و زنده کردن اسلام حقیقی بوده اند. البته ایشان در جای دیگری هدف خود را از قیام شفاف و روشن کرده و فرموده است: «ای مردم، رسول خدا (ص) فرموده است: کسی که ببیند زمامدار ستمگری به حقوق الهی و احکام دینی تجاوز می کند و پیمان خدا را می کشند و با سنت رسول خدا (ص) مخالفت می ورزد و با بندگان خدا براساس ظلم و گناه رفتار می نماید و برای تغییر روش چنین زمامدار ستمگری به گفتار یا کردار اقدام نکند، حقا خداوند او را به همان جایی می برد که آن ستمگر را می برد، آگاه باشید این عمال حکومت پیروی شیطان را بر نامه خود قرار داده و اطاعت خدا را ترک کرده و فساد را ظاهر ساخته و رواج داده اند و حدود و مقررات دین را تعطیل نموده اند». این خطبه به خوبی نشان می دهد که امام حسین (ع) با چه هدفی و برای چه قیام کرده است. در واقع این حضرت برای برقراری حدود الهی، مقابله با ظلم و برچیدن بساط فساد و ستمگری دست به قیام زد زیرا می خواست تا قوانین و مقررات الهی در جامعه اسلامی حکم فرما باشد.  

*به طور کلی فردی که اراده اش منبعث از قدرت الهی و برگرفته از توان خدایی است چه ویژگیهایی دارد؟

اراده منبعث از قدرت الهی و برگرفته از توان خدایی، دارای رویکرد حق پذیری و حق طلبی و عدالت خواهی است. کسی که برمبنای اراده خداوند در زندگی گام برمی دارد در جای خود مرد سیاست است و در جایی که لازم است، مرد جنگ و مرد علم است. چنین فردی تنها به عبادت و ذکر گفتن نمی پردازد بلکه برای حل مشکلات جامعه و کمک به مظلومان پیش قدم است، قطعا این کارها هم در نزد خداوند نوعی عبادت است و اجر و ثوابی فراوان دارد.

*پیام قیام کربلا چیست و چگونه می تواند محور اتحاد و اجتماع انسان­ها باشد؟

پیام قیام کربلا ایستادن بر سرآرمان هاست، آرمان اباعبدالله الحسین (ع) حرکت در مسیر خدا و برافراشتن پرچم اسلام بود لذا پیام قیام کربلا تغییر حکومت ظلم، تشکیل حکومت اسلامی و زنده نگه داشتن قوانین زنده و مترقی اسلام است، معاویه برپایه استبداد و استثمار حکومت می کرد، بعد از او یزید که فردی بی تجربه و عیاش بود، قدرت را بدست گرفت و برمبنای ظلم و تجاوز، مقررات اسلام را نادیده گرفت به همین خاطر امام حسین (ع) هرگز حاضر نشد، حکومت ضدعدالت و ضدآزادی یزید را بپذیرد و او را به عنوان رهبر جامعه اسلامی قبول کند. حسین بن علی (ع) به خاطر حمایت از قرآن در پیش چشم خانواده اش با شمشیر استبداد کشته شد، این ها پیام قیام کربلاست و نباید از آن غافل شد، امروز نیز این پیام زنده است و بسیاری از کشورهای جهان اسلام آن را آویزه گوش خود کرده اند. پاسداری از این پیام و حرکت در مسیر آن می تواند اسباب اتحاد و اجتماع انسانها را فراهم کند.

منبع: فارس

انتهای پیام

حق یا باطل، انتخاب کنید

گروه فرهنگی: در چنین روزی  در سال ۳۷ هجری و در میانه کارزار صفین، یکی از مخلص ترین و بی بدیل ترین اصحاب رسول خدا(ص) و حضرت امیر(ع) به دست قوم باغی به شهادت رسید. عمار یاسر که سراسر تاریخ از او به عنوان نماد حق طلبی و نشانه راه برای تعیین حق و باطل نام برده است.
حق یا باطل، انتخاب کنید
به گزارش بولتن نیوز، عمار بن یاسر هم چون گوهری گران بها در طول تاریخ اسلام درخشیده است و دوستان و دشمنانش جز به بزرگی از او نام نبرده اند. عمار بن یاسر بن عامر، کنیه‌اش ابویقظان بود. از آن جایى که خاندان یاسر در مکه قوم و عشیره اى نداشتند, همانند دیگر مسلمانان مستضعف مانند: بلال حبشى, صهیب رومى و خباب بن ارت مورد آزار و شکنجه طاقت فرساى قریش قرار گرفتند. مشرکان قریش آنان را در برابر گرماى سوزان آفتاب قرار داده و سنگ بزرگى بر روى سینه شان مى نهادند و گاهى زره آهنى بر تنشان کرده و با زنجیر بر روى شن هاى داغ مکه مى کشاندند. رسول گرامى اسلام(ص) با دیدن این صحنه هاى دلخراش و رقت آور, آنان را به صبر و بردبارى توصیه می نمود. یاسر در اثر همین شکنجه ها, جان داد و سمیه نیز با ضربه اى که ابوجهل بر شکمش وارد ساخت, به شهادت رسید و نامشان به عنوان شهیدان نخستین, در تاریخ اسلام باقی پاند.

عمار تازه مسلمان, پس از شهادت پدر و مادرش، از سوى مشرکان مکه به بدترین شکل شکنچه می شد تا این که براى رهایى از ستم هاى قریش, در برابر خواسته هاى آنان مینی بر ستایش بتهاى ((لات)) و ((عزى)) و بدگویى از پیامبر(ص) تسلیم شد و چنین کرد. پس از این جریان نزد رسول خدا(ص) شتافت و در حالى که به شدت مى گریست چنین گفت: ((چیزى به زبان راندم که دلم بر خلاف آن است و بر ایمانم سخت استوارم)). رسول خدا(ص) نیز فرمود: ((اگر باردیگر تو را آزار دادند و خواستند که به من ناسزا گویى همان را انجام بده)).

برخى او را به خاطر این کار و تسلیم ظاهرى در برابر کفار, سرزنش کرده و کافر دانستند. این سخنان به گوش پیامبر(ص) رسید, فرمود: ((چنین نیست; بلکه سراپاى وجود عمار را ایمان فرا گرفته و با گوشت و خون او آمیخته است)) و آیه (من کفر بالله من بعد ایمانه الا من اکره و قلبه مطمئن بالایمان) در باره وى نازل شد.

نکته این جاست. همین آمیختگی ایمان با گوشت و خون عمار او را به چنین جایگاه بلندی رسانده است. تنها فردی چون عمار می تواند به چنان درجه ای از ایمان برسد که نه تنها بعد از پیامبر مسیر حق را گم نکند، بلکه خود معیاری برای تعیین طرف حق و طرف باطل واقع می شود. یکی از مواردی که باعث شد عمار را میزانی برای حق و باطل قرار دهند، سخنانی بود که رسول خدا در رسای وی می فرمودند. برای مثال رسول خدا(ص) پس از ورود به مدینه,  زمینى خرید و فرمود تا در آن جا مسجدى ساخته شود. در این میان, عمار با تمام توان کار مى کرد; او در حالى که خشت هاى زیادى بر پشتش بار کرده بودند با پیامبر(ص) رو به رو شد و گفت: اى رسول خدا! مرا کشتند و بیش از آنچه خود مى برند, بر من بار مى کنند. رسول خدا(ص) فرمود: ((افسوس پسر سمیه! اینان تو را نمى کشند; بلکه گروه بیدادگر تو را خواهند کشت)). همین سخنان پیامبر باقی ماند تا میانه جنگ صفین. در آن هنگامی که بسیاری دچار تشکیک در این امر بودند که به کدام سو ملحق شوند و به قول خودشان در این برادرکشی دخالت نمی کردند، پس از شهادت عمار به دست سپاه معاویه، فاصله میان حق و باطل برایشان مشخص شد و طرف حق را شناختند. زیبایی زندگانی فردی چون عمار در این است که حتی پس از مرگش نیز راهنمای حق طلبان است و راه مشخص می کند. هم چنین در جای دیگری نیز رسول خدا فرمودند کسى که او را دشمن بدارد, خدا با او دشمن است و کسى که عمار را تحقیر کند, خداوند او را خوار گرداند. و نیز فرمود: بهشت, مشتاق على و سلمان و عمار است. و نیز فرمود: آنان را با عمار چه کار؟! عمار آنان را به بهشت و آن ها عمار را به آتش فرا مى خوانند و این, رسم اشقیا و بدکاران است.

حق یا باطل، انتخاب کنید
وى در زمان خلافت امیرمومنان(ع)  فضاى تاریک جان و افکار برخى افراد سطحى نگر و کج اندیش را روشن مى ساخت و سخن نغز پیامبر اسلام(ص) که خطاب به او فرموده بود: ((اگر همه مردم از راهى و على بن ابى طالب از راه دیگرى رفت, تو همان را برگزین که علی برگزیده است)) را با تمام وجود جامه عمل پوشانده بود. این حدیث پیامبر(ص) چنان با وجود عمار عجین گشته بود که پس از رحلت پیامبر(ص)، وی جزو چند نفری بود که به خلیفه اول و اطرافیانش و پایمال کنندگان حق علی(ع) اعتراض کرد و حاضر به بیعت با وی نبود. در تمام سال های پس از این اتفاق نیز همواره از حامیان حضرت امیر(ع)  بود و بازی های روزگار او را از مسیر حق بازنگرداند. پس از کشته شدن عثمان نیز از اولین افرادی بود که با علی(ع) بیعت کرد و دیگران را نیز به این کار دعوت می نمود.

حق طلبی و همراهی با حق و رها نکردن آن و بصیرت داشتن وی در تمایز حق و باطل و مطیع امر امام زمان خویش بودن، همگی باعث گشته است که عمار نماد بصیرت و حق طلبی باشد و الگویی برای کسانی که در زمانه پر آشوب و پر فتنه دچار تردید در انتخاب میان حق و باطل  گشته اند. همین خصیصه باعث می شود که امروز نیز مقام معظم رهبری برای تبیین بصیرت به الگویی چون عمار اشاره کنند و لفظ ((بصیرتی عمارگونه)) را برای تبیین حق جویی و حق طلبی به کار ببرند. بصیرتی که با ایمان قلبی و یادآوری سخنان پیامبر در مورد علی(ع) در وی به وجود آمد و با همان ایمان و ارادت قلبی نیز تا آخرین لحظات همراه و هم قدم وی بود.

بصیرتی که بسیاری از صحابی پیشرو نیز فاقد آن بودند و پس از پیامبر(ص) دچار لغزش شدند. دقیقا هم چون اتفاقی که پس از رحلت حضرت امام خمینی(ره) بسیاری از قدمای انقلاب دچار آن شدند و با مشغولیت به موارد دنیایی و منفعت طلبی و بی بصیرتی ولی زمان خود را در میانه میدان نه تنها رها کردند، بلکه در سال ۸۸ و جریانات فتنه نیز در مقابلش ایستادند تا تاریخ و جملی دیگر را تکرار کنند که باز هم شکست خوردند. همین فتنه ها و موضع گیری در قبالشان نشان دهنده بصیرت و بی بصیرتی است و حق و باطل را از هم تمییز می دهد. آن جایی که ولی زمان و رهبر معظم انقلاب با قاطعیت از زنده نگه داشتن یاد فتنه و عبرت گیری از آن سخن می گویند، جز عده ای بی بصیرت و منفعت طلب و دنیا پرست چه کسی می تواند از آن سرپیچی کند؟!

گاهی اوقات این بی بصیرتی و وقاحت به حدی می رسد که تریبون رسمی را جایگاه کج اندیشی خود و مخالفت با ولی خود قرار می دهند. اتفاقی که در جلسه رأی اعتماد سه وزیر پیشنهادی دولت در مجلس رخ داد و سخنان غلامعلی جعفرزاده ایمن آبادی و مورد عتاب واقع شدن افرادی که نمی گذارند تا فتنه از یادها برود، جز بی بصیرتی جعفرزاده و امثال او چه می تواند باشد. فردی که خود را جانباز ولایت می نامد، اما سخن ولی خود را به دلیل منافع دنیایی نقض می کند و در مقابل افرادی که با روشن بینی و حق طلبی نمی گذارند که خاطره خیانت عده ای فراموش شود، موضعی چنان تند می گیرد، چه صفتی جز بی بصیرتی و دنیا طلبی می توان به کار برد؟!  

آن چه که واضح است این مورد می باشد که حق و عدالت همواره بر جای خود هستند و معیار و تعیین کننده آن، نه مردم بلکه حدود و نقشه راهی است که خداوند متعال پیش روی بندگان قرار داده است. عمار و عماران تاریخ نیز نشانه های راهی هستند که باید طی شود تا رهروان مسیر را گم نکنند. عاقبت گمراهان در این مسیر نیز هم چون اصحاب جمل می شود. افرادی با آن سابقه روشن، به جایی رسیدند که در مقابل ولی خدا ایستادند، آن هم نه از درد دین، بلکه برای جیفه دنیا. حال جعفرزاده و امثالهم نیز از چه روی در مقابل جانشین ولی غایب ایستاده اند، باید پاسخگوی مواضع و سخنان خود باشند و با متشنج کردن فضا و پنهان شدن پشت نقاب جانبازی و ولایت مداری، از زیر بار گناه سخنان خود شانه خالی نکنند. عمارها هماره زنده اند، اصحاب جمل نیز همیشه باقی هستند، آقای جعفرزاده و دوستان آقای جعفرزاده، اکنون زمان انتخاب است، طرف حق را خواهید گرفت یا عاقبت اصحاب جمل را انتخاب خواهید کرد؟!