صرافان خبر داد سومین جلد «بیت‌های بارانی» منتشر شد

صدای شیعه: قاسم صرافان از شاعران کشورمان در گفت‌وگویی گفت: مجموعه «بیت‌های بارانی ۳» که حاوی اشعار و نوحه‌های جدید از شاعران جوان و پیشکسوت حوزه شعر آیینی است در ۲۰۰ صفحه و شمارگان ۵۰۰۰ نسخه چاپ شده است.

وی افزود: اشعار و نوحه‌ها (که شامل زمزمه، زمینه، واحد و شور هستند) در فصل‌هایی متناسب با موضوعات و شبهای مختلف ماه محرم دسته بندی شده‌اند تا در کنار اندازه جیبی کتاب، مناسب‌ترین حالت برای استفاده مداحان اهل بیت عصمت و طهارت در هیات‌ها را داشته باشد.

صرافان همچنین بیان داشت: انتخاب اشعار نیز از نظر زبان با توجه به همین ملاک انجام گرفته‌است و اشعار هیاتی تر، در اولویت انتخاب بوده‌اند. از نظر محتوا نیز در کنار عاطفی بودن تاکید بر استفاده از شعرهای حماسی، مستند، به روز و دارای پیام بوده است

وی افزود: همچنین به موضوعاتی مانند اربعین و مدافعان حرم نیز در کنار موضوعات مرسوم محرم، در «بیت‌های بارانی ۳ » پرداخته شده است.

گفتنی است سبکهای (ملودی‌های) انتخابی نیز متنوع و و متناسب با حال و هوای مختلف هیات‌ها انتخاب شده‌اند و فایل صوتی آنها در سایت هیات رزمندگان اسلام به آدرسwww.eHeyat.com موجود است.

طراحی جلد و صفحه آرایی این مجموعه را  هم محمدجواد روشن روان به عهده داشته است و در این مجموعه می‌توانید اشعار جدیدی از شاعرانی مانند: غلامرضا سازگار، قاسم صرافان، احمد بابایی، احمد علوی، یوسف رحیمی، وحید قاسمی، محسن ناصحی و میلاد حسنی و … را بخوانید.

کتاب «بیت‌های بارانی ۳» به سفارش معاونت فرهنگی اجتماعی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و در معاونت فرهنگی هیات رزمندگان اسلام گردآوری و چاپ شده است.

صرافان درباره گردآوری این مجموعه هم گفت: جناب سردار نجات و دکتر قنادیان در معاونت فرهنگی اجتماعی سپاه و سردار مداحی، حجت الاسلام و المسلمین سفیدی امین و مصطفی حاجی خانی عزیز در هیات رزمندگان اسلام و معاونت فرهنگی هیات و مرتضی خلیلی برای خواندن سبک‌ها و احسان غلام نژاد برای ضبط استودیویی نواها زحمت فراوانی کشیده‌اند و امیدوارم که حضرت زهرا سلام الله علیها از همه ما و دوستان شاعر ما راضی بوده باشند.

این شاعر در انتها به عنوان نمونه، شعری از جوان ترین شاعر این مجموعه یعنی سید محسن علوی از مشهد مقدس را قرائت کرد که در ادامه می‌آید:

 

در بارگاه قدس که جای ملال نیست

پرواز با دو بال شکسته محال نیست

فطرس در این مسیر به ما یاد داده است

اینکه همیشه بال شکسته وبال نیست

با لطف تو پریده دلم روی گنبدت

ورنه برای پر زدن این بال، بال نیست

ای کربلا نرفته کمی صبر پیشه کن

دنیای ما همیشه که بر این روال نیست!

باب الحوائج است علی اصغر تو پس

شرط بزرگوار شدن سن و سال نیست

ما گریه می‌کنیم برایت الی الابد

در اشک ما برای عزایت زوال نیست

از آب هم مضایغه کردند کوفیان

حقی شبیه حق شما پایمال نیست

منبع: فارس

انتهای پیام

همیشه اهمیت محافظان کمتر از محافظ شونده است

و خداوند مانع به نتیجه رسیدن اعمال کافران شدگروه دین و اندیشه: حجت
الاسلام دکتر سوزنچی از اساتید دانشگاه، هر روز یک آیه قرآن را با ترجمه و چند
حدیث تفسیری و چند نکته در تدبر آن آیه منتشر می کند
. بولتن نیوز نیز در
راستای ترویج چنین اقدامات ارزشی این سلسله مطالب را به صورت روزانه منتشر می کند
.



به گزارش خبرنگار بولتن
نیوز
، در مطلب روز ۶ مهر به آیه ۱۲ سوره انفطار پرداخته شده و در آن آمده است:

يَعْلَمُونَ ما تَفْعَلُونَ

سوره انفطار (۸۲) آیه ۱۲

ترجمه

که می‌دانند آنچه می‌کنید.

حدیث

زندیق (=کافر)ی نزد امام صادق ع آمد و سوال و جوابهایی
رد و بدل شد. از جمله اینکه
:

پرسید: علت این چیست که فرشتگانی را بر بندگانش
مامور کرد که کارهای خوب و بد آنها را می نویسند، در حالی که خداوند سرّ و مخفی‌تر
از آن را می‌داند؟

فرمود: تا بندگان را به عبودیت نزدیکتر گرداند و آنها [= فرشتگان] را شاهدانی بر خلایق قرار دهد
تا بندگان نسبت به اطاعت خدا مراقبت و مواظبت بیشتری داشته باشند و نسبت به معصیت او
خودداری‌شان شدیدتر شود؛ و چه بسیار بنده‌ای که تصمیم به معصیتی می‌گیرد پس جایگاه
این دو فرشته را در نظر می‌آورد و مراعات آنها را می‌کند و خویشتن‌داری می‌ورزد و با
خود می گوید پروردگاریم و فرشتگانی که بر گماشته‌شده‌اند می‌بییند و بعدا شهادت خواهند
داد

الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسي)، ج‏۲، ص۳۴۹

رُوِيَ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَكَمِ أَنَّهُ قَالَ:
مِنْ سُؤَالِ الزِّنْدِيقِ الَّذِي أَتَى أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع‏

قَالَ فَمَا عِلَّةُ الْمَلَائِكَةِ الْمُوَكَّلِينَ
بِعِبَادِهِ يَكْتُبُونَ عَلَيْهِمْ وَ لَهُمْ وَ اللَّهُ عَالِمُ السِّرِّ وَ مَا
هُوَ أَخْفَى؟

قَالَ اسْتَعْبَدَهُمْ بِذَلِكَ وَ جَعَلَهُمْ شُهُوداً
عَلَى خَلْقِهِ لِيَكُونَ الْعِبَادُ لِمُلَازَمَتِهِمْ إِيَّاهُمْ أَشَدَّ عَلَى طَاعَةِ
اللَّهِ مُوَاظَبَةً- وَ عَنْ مَعْصِيَتِهِ أَشَدَّ انْقِبَاضاً وَ كَمْ مِنْ عَبْدٍ
يَهُمُّ بِمَعْصِيَتِهِ فَذَكَرَ مَكَانَهُمَا فَارْعَوَى وَ كَفَّ فَيَقُولُ رَبِّي
يَرَانِي وَ حَفَظَتِي عَلَيَّ بِذَلِكَ تَشْهَدُ

حدیث

امیرالمومنین ع در خطبه‌ای فرمودند :بندگان خدا! هشدار از روزی كه در آن اعمال را وارسی کنند، تشويش و اضطراب
در آن فراوان، و کودکان در آن پیر گردند
.

بندگان خدا! بدانيد كه از خودتان بر شما رصد می‌شود
و از جوارح و اعضایتان شما را زیر نظر می‌گیرند و حافظان راست و درستی اعمال شما را
و شماره نَفَس‌هایتان را حفظ می‌کنند؛ نه شبى سياه شما را از آنان مى‏پوشاند، و نه
درى استوار پنهان كردنتان تواند. بدرستی که فردا به امروز نزديك است. امروز با آنچه
در آن است مى‏رود، و فردا مى‏آيد و بدان مى‏رسد

نهج‌البلاغه، خطبه۱۵۷

قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع
عِبَادَ اللَّهِ احْذَرُوا يَوْماً تُفْحَصُ
فِيهِ الْأَعْمَالُ وَ يَكْثُرُ فِيهِ الزِّلْزَالُ وَ تَشِيبُ فِيهِ الْأَطْفَالُ
اعْلَمُوا عِبَادَ اللَّهِ أَنَّ عَلَيْكُمْ رَصَداً مِنْ أَنْفُسِكُمْ وَ عُيُوناً
مِنْ جَوَارِحِكُمْ وَ حُفَّاظَ صِدْقٍ يَحْفَظُونَ أَعْمَالَكُمْ وَ عَدَدَ أَنْفَاسِكُمْ
لَا تَسْتُرُكُمْ مِنْهُمْ ظُلْمَةُ لَيْلٍ دَاجٍ وَ لَا يُكِنُّكُمْ مِنْهُمْ بَابٌ
ذُو رِتَاج‏ وَ إِنَّ غَداً مِنَ الْيَوْمِ قَرِيبٌ يَذْهَبُ الْيَوْمُ بِمَا فِيهِ
وَ يَجِي‏ءُ الْغَدُ لَاحِقاً بِه‏

تدبر

يَعْلَمُونَ ما تَفْعَلُونَ

ما هر کاری کنیم، عده‌ای بزرگوار (کرام) هستند که
ما را می‌بینند و از کارمان آگاهند. قبلا اشاره شد که چنین تعبیری هم انذار و ترساندن
گناهکاران را در دل خود دارد و هم لطف و عنایت به مومنان را.

جنبه انذارگونه‌اش واضح است ، اما
جنبه لطف و عنایتش این است که
:

از باب جلوگیری از ریا، توصیه شده که کار خوب را
طوری انجام دهید که کسی نفهمد. در عین حال، انسان دلش می‌خواهد اگر کار خوبی کرد، دیگران
هم باخبر شوند. پس ما هرچقدر هم کار خوبمان را مخفی کنیم بزرگوارانی هستند که ما را
می‌بینند و از کارمان مطلع می‌شوند و به خاطر کار خوبمان از ما خوششان می‌آید
و حُسنش
در این است که انجام کار جلوی آنها و حتی از باب خوشایند و تشویق آنها، ریا محسوب نمی‌شود
.

اینکه خداوند فرشتگانی هم مامور کرده تا همواره
همراه ما باشند و اعمال ما را ثبت کنند و روز قیامت شهادت دهند، هم بر عظمت و کرامت
انسان دلالت دارد و هم بر قصور و ضعف معرفتی وی
!

اینکه برخی افراد کریم، آن هم نه انسان، بلکه فرشتگانی
که معصوم و عاری از هر گناه و خطایی هستند، تنها کارشان این باشد که همواره همراه و
مراقب ما باشند، نشان می‌دهد که ما چقدر ارزشمندیم! (همیشه اهمیت مراقبان و محافظان
کمتر از اهمیت کسی است که از او محافظت می‌شود)

در عین حال، به قول قُشیری (از عرفای قرن ۵)، این
آیه نشان‌دهنده قصور انسانها از توجه به خداست، چرا که اگر کسی حضور در محضر خداوند
و حشمت و جلال او را درک کند، این برایش در مقام گناه بسیار بازدارنده‌تر و بیشتر موجب
شرمندگی است تا اینکه فرشتگانی در کنار او باشند. (لطايف الإشارات، ج‏۳، ص۶۹۸) یعنی
ما از افراد بزرگوار شرم می‌کنیم، اما از خود خدا شرم نمی‌کنیم
!

فرماندهان؛ سید محمد جهان‌آرا؛ فاتحی که فتح خود را ندید

صدای شیعه به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان: جنگ نیابتی آمریکا توسط عراق به انقلاب نوپای اسلامی ایران ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ با حمله جنگنده‌های این کشور آغاز شد. در این میان زن و مرد و پیر و جوان به دفاع از میهن شتافتند و به مقابله‌ای عظیم روی آوردند. جنگ تحمیلی ارتش بعث علیه جمهوری اسلامی ایران شهدای زیادی از میان فرماندهان کارکشته کشورمان گرفت.

 

سید محمد جهان‌آرا

سید محمد علی جهان‌آرا معروف به محمّد جهان‌آرا ۹ شهریور ۱۳۳۳ در خانواده‌ای تهی دست در خرمشهر به دنیا آمد. وی یکی از فرماندهان سپاه پاسداران در جنگ ایران و عراق بود که در دفاع از میهن به شهادت رسید. این شهید در دفاع از خاک خوزستان (چه آشوب‌افکنی تجزیه‌طلب‌های خلق عرب و چه ایستادگی در مقابل ارتش صدام حسین در مقاومت ۳۳ روزه خرمشهر) از هیچ چیز دریغ نکرد و تا آخرین قطره خون ایستادگی کرد.

سید محمد در سال ۱۳۴۸ تحت تأثیر جنبش اسلامی به رهبری امام خمینی(ره) همراه عده‌ای از دوستانش وارد مبارزات سیاسی علیه دولت محمدرضا پهلوی شد و گروه الله‌اکبر را راه‌اندازی کرد. در اواخر سال ۱۳۴۹ همراه برادرش به عضویت گروه مخفی حزب‌الله خرمشهر در آمد. دو سال بعد اعضای این گروه انقلابی توسط ساواک شناسایی شد و تمام اعضای آن دستگیر و زندانی شدند. در جریان این دستگیری، محمد جهان‌آرا به یک سال زندان محکوم شد.

بعد از آن، اعضای این گروه برای عمل به مفاد عهدنامه و به منظور خودسازی، روزه می‌گرفتند و به انجام عباداتشان متعهد بودند. این گروه برای انجام نبردهای چریکی، یک سری از ورزش‌ها و آمادگی‌های جسمانی را در برنامه‌های روزانه خود قرار داده بودند تا در ابعاد جسمانی و روحانی افرادی خود ساخته شوند. در سال ۱۳۵۱ این تشکل به وسیله عوامل نفوذی از سوی رژیم منحوس پهلوی شناسایی شد و شهید جهان‌آرا، به همراه سایر اعضای آن دستگیر گردیدند. پس از مدتی شکنجه و بازجویی در ساواک خرمشهر، سید محمد به علت سن کم به یکسال زندان محکوم و به زندان اهواز منتقل گردید. مدتی که در زندان بود در مقابل شدید‌ترین شکنجه‌ها مقاومت می‌کرد، به همین جهت دوستانش همیشه از طرف او خاطر جمع بودند که هرگز اسرار و اطلاعات را فاش نخواهد کرد.

 

 

وی پس از اخذ دیپلم در سال ۱۳۵۴ در کنکور دانشگاه‌ها شرکت کرد و برای ادامه تحصیل راهی مدرسهٔ عالی بازرگانی تبریز شد و برای شکل‌گیری انجمن اسلامی این مرکز دانشگاهی تلاش نمود. در این زمان در تکثیر و پخش اعلامیه‌های امام امت(ره) و نیز انتشار جزوه‌ها و بیانیه‌های افشاگرانه علیه سیاستهای سرکوبگرانه رژیم فعالیت می‌کرد.

در سال ۱۳۵۵ جهان‌آرا به عضویت گروه «منصورون» که یک گروه معتقد به مبارزه مسلحانه بود درآمد. در پاییز سال ۱۳۵۷ در پی اعزام تانک‌های ارتش به خیابان‌های اهواز و کشتار مردم، گروه منصورون، تصمیم به دفاع مسلحانه از مردم تظاهر کننده می‌گیرند. اعضای گروه در یکی از این درگیری‌ها با نیروهای زرهی، حدود ۳۰ نفر از نیروهای شاهنشاهی که به روی مردم آتش گشوده بودند را مجروح کردند. بعد از پیروزی انقلاب ایران (۱۳۵۷) محمد جهان‌آرا پس از دو سال و نیم زندگی مخفی به خرمشهر بازگشت. وی و دوستانش در خرمشهر گروهی به نام کانون فرهنگی نظامی انقلابیون خرمشهر تشکیل دادند.

 

 

محمد جهان آرا در سال ۱۳۵۸ ازدواج کرد. در همان سال فرماندهی سپاه خرمشهر را به عهده گرفت و هم‌زمان جهاد سازندگی خرمشهر را نیز پایه‌گذاری کرد. با شروع جنگ دوش به دوش مردم از شهر دفاع کرد. بعد از سقوط خرمشهر و عزل ابوالحسن بنی‌صدر از فرماندهی کل قوا مرحله جدیدی از جنگ آغاز شد. اولین گام شکستن حصر آبادان بود. این پیروزی در مهر ۱۳۶۰ روی داد؛ به دنبال این پیروزی در روز هفتم مهر محمد جهان‌آرا و تعداد دیگری از فرماندهان راهی تهران شدند تا گزارش عملکرد نیروها را به امام خمینی بدهند؛ اما در میانه راه بر اثر سقوط هواپیمای پرواز هرکولس سی-۱۳۰ نیروی هوایی ارتش ایران ۱۳۶۰ به شهادت رسید.

با پیروزی انقلاب اسلامی در بیست و دوم بهمن ۱۳۵۷ سید محمد پس از دو سال و نیم زندگی مخفی به خرمشهر باز می‌گردد. تشکیل کانون فرهنگی نظامی خرمشهر به منظور حراست از دست‌آوردهای فرهنگی، سیاسی انقلاب اسلامی و تلاش در جهت تعمیق و گسترش آن‌ها و جلوگیری از تحقق توطئه‌های عوامل بیگانه، که با طرح مساله قومیت و ملیت سعی در ایجاد انحراف در ادامه مبارزه و مسیر انقلاب داشتند.

 

 

شهید جهان‌آرا همراه عده‌ای از یاران خویش کانون فرهنگی نظامی انقلابیون خرمشهر را تشکیل داد تا با بسیج مردم و نیروهای جوان و تشکل حرکت سیاسیشان، آنان را در دفاع از انقلاب و مقابله با توطئه‌های دشمنان آماده نماید. شهید جهان‌آرا خود مسئولیت شاخه نظامی کانون را عهده‌دار گردید و با توجه به تجربیات و آگاهی‌های نظامی، به آموزش برادران و سازماندهی آنان پرداخت و با عنایت به اطلاعاتی که از جنگ چریکی و شهری داشت، شهر را به چندین منطقه تقسیم کرد و مسئولیت حفاظت از هر منطقه را به عهده تیمهای مشخص نظامی گذارد که شاخه نظامی کانون به عنوان واحد اجرایی دادگاه انقلاب عمل می‌کرد. کانون توانست به یاری دادگاه انقلاب، عده‌ای از عمال حکومت نظامی و برخی از سرمایه‌داران بزرگ را، که عوامل مزدور بیگانه توسط آنان کمک مالی می‌شدند، دستگیر و به مجازات برساند.

شهید جهان‌آرا در شکل‌گیری سپاه خرمشهر نقش فعال و اساسی داشت و ابتدا مدتی مسئولیت واحد عملیات را به عهده گرفت. در آن زمان با توجه به ضعف عملکرد دولت موقت در تامین خواسته‌های طبیعی و اولیه مردم محروم منطقه، گروهکهای چپ و راست تلاش داشتند تا با طرح ضعفهای ناشی از حکومت ستمشاهی، نظام و کل حاکمیت آن را زیر سئوال برده و مردم را نسبت به انقلاب و رهبری آن بدبین و به مقابله با آن بکشانند.

 

 

جریان منحرف و وابسته خلق عرب نیز به عنوان یکی از ابزارهای استکبار جهانی، در منطقه قد علم کرده بود تا برای اشاعه اهداف استکبار، با پشتیبانی حزب بعث عراق، اعلام موجودیت نماید و عملاً با طرح اختلاف شیعه و سنی، ‌ برای تجزیه خوزستان و رویارویی همه جانبه با نظام جمهوری اسلامی ایران برخیزد. شهید جهان‌آرا در این شرایط به فرماندهی سپاه خرمشهر منصوب شد. شهید جهان‌آرا با به کارگیری پاسدارن انقلاب و همکاری مردم، این آشوب را سرکوب و با عناصر فرصت‌طلب قاطعانه برخورد کرد و به لطف خدای تبارک و تعالی بساط این گروهک ضدانقلابی برچیده شد.

نماهنگ معروف «محمد نبودی ببینی» پس از آزادسازی خرمشهر اوّلین بار توسط حسین فخری هم‌رزم او بر سر مزارش خوانده شد و یک‌سال بعد توسط غلام کویتی‌پور همزمان با سالگرد آزادسازی خرمشهر خوانده شد.

محسن جهان‌آرا برادر بزرگ‌تر محمد در تهاجم نیروهای صدام حسین به خرمشهر به اسارت گرفته شد و هرگز اثری از وی پیدا نشد. علی جهان آرا برادر دیگر وی در سال ۵۶ دستگیر و در زندان‌های ساواک به شهادت رسید.


 

 

وصیت‌نامه شهید محمد جهان‌آرا

از روزی که جنگ آغاز شد تا لحظه‌ای که خرمشهر سقوط کرد یک ماه بطور مداوم کربلا را می‌دیدم. «ربنا افرغ علینا صبرا و ثبت اقدامنا و انصرنا علی القوم الکافرین».

بارپرودگارا، ‌ای رب العالمین، ‌ای غیاثالمستغیثین و‌ای حبیب قلبو الصالحین. تو را شکر می‌گیوم که شربت شهادت این گونه راه رسیدن انسان به خودت را به من بندهٔ فقیر و حقیر و گناهکار خود ارزانی داشتی. من برای کسی وصیتی ندارم ولی یک مشت درد و رنج دارم که بر این صفحهٔ کاغذ می‌خواهم همچون تیری بر قلب سیاه دلانی که این آزادی را حس نکرده‌اند و بر سر اموال این دنیا ملتی را، امتی را و جهانی را به نیستی و نابودی می‌کشانند، فرو آورم. خداوندا! تو خود شاهدی که من تعهد این آزادی را با گذراندن تمام وقت و هستی خویش ارج نهادم. با تمام درد‌ها و رنج‌هایی که بعد از انقلاب بر جانم وارد شد صبر و شکیبایی کردم ولی این را می‌دانم که این سران تازه به دوران رسیده، نعمت آزادی را درک نکرده‌اند چون دربند نبوده‌اند یا در گوشه‌های تریاهای پاریس، لندن و هامبورگ بوده‌اند و یا در

و تو‌ای امامم!‌ای که به اندازهٔ تمام قرن‌ها سختی‌ها و رنج‌ها کشیدی از دست این نابخردان خرد همه چیزدان! لحظه لحظه‌ای این زندگی بر تو همچن نوح، موسی و عیسی و محمد(ص) گذشت. ولی تو‌ای امام و‌ای عصارهٔ تاریخ بدان که با حرکتت، حرکت اسلام را در تاریخ جدید شروع کردی و آزادی مستضعفان جهان را تضمین کردی. ولی‌ای امام کیست که این همه رنج‌ها و دردهای تو را درک کند؟! کیست که دریابد لحظه‌ای کوتاهی از این حرکت به هر عنوان، خیانتی به تاریخ انسانیت و کلیه انسان‌های حاغضر و آینده تاریخ می‌باشد؟

ای امام! درد تو را، رنج تو را می‌دانم چه کسانی با جان می‌خرند، جوان با ایمان، که هستی و زندگی تازهٔ خویش را در راه هدف رسیدن حکومت عدل اسلامی فدا می‌کند. بله‌ای امام! درد تو را جوانان درک می‌کنند، اینان که از مال دنیا فقط و فقط رهبری تو را دارند و جان خویش را برای هدفت که اسلام است فدا می‌کنند.

ای امام تا لحظه‌ای که خون در رگ‌های ما جوانان پاک اسلام وجود دارد لحظه‌ای نمی‌گذاریم که خط پیامبر گونه تو که به خط انبیاء و اولیاء وصل است به انحراف کشیده شود. ‌ای امام! من به عنوان کسی که شاید کربلای حسینی را در کربلای خرمشهر دیده‌ام سخنی با تو دارم که از اعماق جانم و از پرپر شدن جوانان خرمشهری برمی خیزد و آن، این است؛ ‌ای امام! از روزی که جنگ آغاز شد تا لحظه‌ای که خرمشهر سقوط کرد من یک ماه بطور مداوم کربلا را می‌دیدم هر روز که حملهٔ دشمن بر برادران سخت می‌شد و فریاد آن‌ها بی‌سیم را از کار می‌انداخت و هیچ راه نجاتی نبود به اتاق می‌رفتم، گریه را آغاز می‌کردم و فریاد می‌زدم‌ای رب العالمین بر ما مپسند ذلت و خواری را.

 

روحش شاد

انتهای پیام

درباره چیزی سخن بگو که به تو مربوط باشد

و خداوند مانع به نتیجه رسیدن اعمال کافران شدگروه دین و اندیشه: حجت الاسلام دکتر سوزنچی از اساتید دانشگاه، هر روز یک آیه قرآن را با ترجمه و چند حدیث تفسیری و چند نکته در تدبر آن آیه منتشر می کند. بولتن نیوز نیز در راستای ترویج چنین اقدامات ارزشی این سلسله مطالب را به صورت روزانه منتشر می کند.

به گزارش خبرنگار بولتن نیوز، در مطلب روز ۵ مهر به آیه ۱۱ سوره انفطار پرداخته شده و در آن آمده است:

كِراماً كاتِبينَ
سوره انفطار (۸۲) آیه ۱۱

ترجمه
[که] بزرگوار [و] نویسنده‌اند
یا:
نویسندگانی بزرگوار

نکات ترجمه‌ای و نحوی

«كِراماً»: «کرام» جمع «کریم» است که صفت مشبهه از «کَرُمَ» می‌باشد و نقطه مقابل «لئیم» (فرومایه) است (مجمع البحرين، ج‏۶، ص۱۵۳). و برخی با توجه به آیه «وَ مَنْ يُهِنِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ مُكْرِم» «کرم» را نقطه مقابل «هوان» (= پستی) دانسته‌اند (التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج‏۱۰، ص۴۶). اصل این ماده بر شرف و ارزشمندی ذاتی دلالت دارد (معجم المقاييس اللغة، ج‏۵، ص۱۷۲) و از لوازم این معنا عزت و بخشندگی می‌باشد که شاید ترجمه آن به «بزرگواری» و «بزرگمنشی» ترجمه مناسبی باشد. تفاوتش با «عزت» در این است که در مفهوم عزت، نوعی برتری‌طلبی نسبت به دیگران نهفته است، اما کرامت، بزرگواری و شرافت خود شیء به خودی خود است؛ و تفاوتش با «شرف»‌ در این است که «شرافت» بیشتر در مورد علو و برتری مادی به کار می‌رود در حالی که «کرامت» عمدتا ناظر به بزرگی و برتری معنوی است (التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج‏۱۰، ص۴۶-۴۷) و تفاوتش با «جود» (بخشندگی) در این است که کلمه «جود» بیشتر ناظر به کمیت و «کثرت عطاء» است، اما «کرامت» وقتی در مورد بخشندگی به کار می‌رود بیشتر ناظر به کیفیت بخشندگی است، یعنی بخششی که از روی بزرگمنشی است و هیچ گونه تحقیر و پست کردنی در آن نیست (الفروق في اللغة، ص۱۶۸)

«كِراماً كاتِبينَ»: این دو کلمه را عموما دو صفت برای «حافظین» در جمله قبل دانسته‌اند ، یعنی حافظانی هستند که هم بزرگوارند و هم آنچه حفظ می‌کنند با کتابت ثبت و ضبط می‌کنند؛ اما وجود احتمالات دیگر برای این آیه منتفی نیست، مثلا می‌توان «کراماً» را وصف «نویسنده» که مقدم بر آن آمده است دانست که آیه در مقام بزرگواری آنها در نوشتن اعمال انسان‌ها باشد چنانکه هم تفکیک این دو وصف در یک آیه و هم مضمون برخی احادیث این برداشت را تایید می‌کند. (دو ترجمه فوق، بر اساس این دو احتمال نوشته شد، که با توجه به قاعده امکان استعمال یک لفظ در چند معنی، هر می‌تواند درست باشد)

حدیث

روايت شده است كه اميرالمومنين ع کسی را دید که صحبتهای اضافی می کرد [درباره مطالبی صحبت می کرد که ربطی به او نداشت] فرمود: فلانی! تو داری نوشته‌ای را بر دو فرشته‌ات املاء می‌کنی که نزد پروردگارت ببرند؛ پس درباره چیزی سخن بگو که به تو مربوط باشد و چیزی که به تو مربوط نیست را رها کن.

إعتقادات الإمامية (للصدوق)، ص۶۹

وَ مَرَّ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيٌّ- عَلَيْهِ السَّلَامُ- بِرَجُلٍ وَ هُوَ يَتَكَلَّمُ بِفُضُولِ الْكَلَامِ، فَقَالَ:
يَا هَذَا، إِنَّكَ تُمْلِي عَلَى مَلَكَيْكَ كِتَاباً إِلَى رَبِّكَ، فَتَكَلَّمْ بِمَا يَعْنِيكَ، وَ دَعْ مَا لَا يَعْنِيك‏.

از امام صادق ع روایت شده است که: بنده مومن وقتی که گناه می‌کند خداوند ۷ ساعت به او مهلت می‌دهد؛ اگر استغفار کرد چیزی علیه او نوشته نمی‌شود و اگر این ساعات گذشت و استغفار نکرد، سئیه‌ای در نامه عملش ثبت می‌شود؛ و همانا مومن گاه بعد از بیست سال گناهش به یادش می‌آید تا استغفار کند و مورد مغفرت قرار می‌گیرد و کافر بلافاصله گناهش را از یاد می‌برد.

الكافي ، ج‏۲، ص۴۳۷

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ أَبُو عَلِيٍّ الْأَشْعَرِيُّ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى جَمِيعاً عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنْ عَبْدِ الصَّمَدِ بْنِ بَشِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:
الْعَبْدُ الْمُؤْمِنُ إِذَا أَذْنَبَ ذَنْباً أَجَّلَهُ اللَّهُ سَبْعَ سَاعَاتٍ فَإِنِ اسْتَغْفَرَ اللَّهَ لَمْ يُكْتَبْ عَلَيْهِ شَيْ‏ءٌ وَ إِنْ مَضَتِ السَّاعَاتُ وَ لَمْ يَسْتَغْفِرْ كُتِبَتْ عَلَيْهِ سَيِّئَةٌ وَ إِنَّ الْمُؤْمِنَ لَيُذَكَّرُ ذَنْبَهُ بَعْدَ عِشْرِينَ سَنَةً حَتَّى يَسْتَغْفِرَ رَبَّهُ فَيَغْفِرَ لَهُ وَ إِنَّ الْكَافِرَ لَيَنْسَاهُ مِنْ سَاعَتِه‏.

از امام صادق ع روایت شده است که رسول خدا ص فرمودند: چهار مطلب است که خدا قرار داده است که با وجود آنها دیگر کسی هلاک نمی‌شود مگر واقعا هلاک‌شدنی باشد:
بنده هنگامی که تصمیم به کار خوب می‌گیرد تا بدان عمل می کند، پس اگر بدان عمل نکرد [موفق نشد عمل کند] به خاطر حسن نیتش یک حسنه برایش نوشته می‌شود؛ و اگر بدان عمل کرد، خداوند ده حسنه می‌نویسد؛ و وقتی تصمیم می‌گیرد به انجام سیئه‌ای تا بدان عمل کند، پس اگر عمل نکرد، که چیزی علیه او نوشته نمی‌شود و اگر انجامش داد ۷ ساعت مهلت داده می‌شود و فرشته مامور حسنات به فرشته مامور سیئات، که در سمت چپ است، می گوید: عجله نکن! شاید که بعد از آن حسنه‌ای انجام دهد که اثر آن را محو کند که خداوند عز و جل می‌فرماید: «همانا حسنات سیئات را از بین می‌برند» (هود/۱۱۴) یا استغفاری کند که اگر بگوید: «أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَالِمَ الْغَيْبِ وَ الشَّهَادَةِ الْعَزِيزَ الْحَكِيمَ الْغَفُورَ الرَّحِيمَ ذَا الْجَلَالِ وَ الْإِكْرَامِ وَ أَتُوبُ إِلَيْهِ» (طلب مغفرت می‌کنم به پیشگاه خدایی که جز او خدایی نیست، دانای آشکار و پنهان است، عزیز و حکیم و غفور و رحیم و صاحب جلالت و اکرام است و به سوی او توبه می‌کنم.) باز هم چیزی علیه او نوشته نمی‌شود؛ و اگر ۷ ساعت گذشت و بعد از آن گناه، نه حسنه‌ای انجام داد و نه استغفاری، فرشته مامور حسنات به مامور سیئات می گوید: [آن گناه را] بر این بدبخت محروم ثبت کن.
الكافي، ج‏۲، ص۴۳۰

مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ فَضْلِ بْنِ عُثْمَانَ الْمُرَادِيِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص أَرْبَعٌ مَنْ كُنَّ فِيهِ لَمْ يَهْلِكْ عَلَى اللَّهِ بَعْدَهُنَّ إِلَّا هَالِكٌ يَهُمُّ الْعَبْدُ بِالْحَسَنَةِ فَيَعْمَلُهَا فَإِنْ هُوَ لَمْ يَعْمَلْهَا كَتَبَ اللَّهُ لَهُ حَسَنَةً بِحُسْنِ نِيَّتِهِ وَ إِنْ هُوَ عَمِلَهَا كَتَبَ اللَّهُ لَهُ عَشْراً وَ يَهُمُّ بِالسَّيِّئَةِ أَنْ يَعْمَلَهَا فَإِنْ لَمْ يَعْمَلْهَا لَمْ يُكْتَبْ عَلَيْهِ شَيْ‏ءٌ وَ إِنْ هُوَ عَمِلَهَا أُجِّلَ سَبْعَ سَاعَاتٍ وَ قَالَ صَاحِبُ الْحَسَنَاتِ لِصَاحِبِ السَّيِّئَاتِ وَ هُوَ صَاحِبُ الشِّمَالِ لَا تَعْجَلْ عَسَى أَنْ يُتْبِعَهَا بِحَسَنَةٍ تَمْحُوهَا فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ «إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ» أَوِ الِاسْتِغْفَارِ فَإِنْ هُوَ قَالَ «أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَالِمَ الْغَيْبِ وَ الشَّهَادَةِ الْعَزِيزَ الْحَكِيمَ الْغَفُورَ الرَّحِيمَ ذَا الْجَلَالِ وَ الْإِكْرَامِ وَ أَتُوبُ إِلَيْهِ» لَمْ يُكْتَبْ عَلَيْهِ شَيْ‏ءٌ وَ إِنْ مَضَتْ سَبْعُ سَاعَاتٍ وَ لَمْ يُتْبِعْهَا بِحَسَنَةٍ وَ اسْتِغْفَارٍ قَالَ صَاحِبُ الْحَسَنَاتِ لِصَاحِبِ السَّيِّئَاتِ اكْتُبْ عَلَى الشَّقِيِّ الْمَحْرُومِ.

عبدالله پسر امام کاظم ع می گوید: از پدرم درباره دو فرشته مامور بر انسان سوال کردم که وقتی بنده‌ای می‌خواهد گناهی یا کار خوبی انجام دهد، آیا آن دو فرشته می‌دانند؟ [یعنی قبل از شروع عمل، آنها متوجه می‌شوند؟]
فرمود: آیا بوی گند با بوی طیب و خوش یکسان است؟
گفتم: خیر.
فرمود: وقتی بنده‌ای تصمیم به کار خوبی می‌گیرد از جانش بوی خوشی بلند می‌شود پس [فرشته] مامور سمت چپ به مامور سمت راست می‌گوید: بلند شو که او تصمیم به کار خوب گرفته است؛ و وقتی انجامش داد زبان او قلمش و آب دهان او جوهرش می‌شود و آن را برایش ثبت می‌کنند؛ و وقتی که تصمیم به کار بدی گرفت از جانش بوی گندی بلند می‌شود که مامور سمت چپ به مامور سمت راست می‌گوید بایست که او تصمیم به کار بدی گرفته است، و وقتی انجامش داد زبانش قلم و آب دهانش جوهر می‌شود و آن را علیه او ثبت می‌کند.

مرحوم فیض کاشانی در ادامه این روایت (تفسير الصافي، ج‏۵، ص۲۹۶) توضیح داده: «گفته شده که آنها را «کرام» (بزرگوار) نامیده‌اند زیرا وقتی حسنه‌ای را می‌نویسند و با آن به آسمان می‌روند و بر خداوند متعال عرضه می‌کنند و بر آن شهادت می دهند، می‌گویند: بنده‌ات فلانی چنین و چنان عمل خوبی انجام داد؛ اما وقتی کار بدی از بنده ثبت می‌کنند و با آن با غم و اندوه به آسمان می‌روند، خداوند متعال می‌فرماید: بنده‌ام چه کرد؟ ساکت می‌مانند؛ تا خداوند بار دوم و سوم بپرسد. آنگاه می‌گویند خدایا، تو ستار (پوشاننده بدی‌ها) هستی و به بندگانت دستور دادی که عیب‌هایشان را بپوشانند، تو هم عیب آنها را بپوشان که تو دانای همه پنهان‌هایی؛ و بدین جهت است که «کراماً کاتبین» نامیده می‌شوند.

الكافي، ج‏۲، ص۴۲۹
عَنْهُ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَفْصٍ الْعُوسِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ السَّائِحِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ
قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَلَكَيْنِ هَلْ يَعْلَمَانِ بِالذَّنْبِ إِذَا أَرَادَ الْعَبْدُ أَنْ يَفْعَلَهُ أَوِ الْحَسَنَةِ
فَقَالَ رِيحُ الْكَنِيفِ وَ رِيحُ الطِّيبِ سَوَاءٌ
قُلْتُ لَا
قَالَ إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا هَمَّ بِالْحَسَنَةِ خَرَجَ نَفَسُهُ طَيِّبَ الرِّيحِ فَقَالَ صَاحِبُ الْيَمِينِ لِصَاحِبِ الشِّمَالِ قُمْ فَإِنَّهُ قَدْ هَمَّ بِالْحَسَنَةِ فَإِذَا فَعَلَهَا كَانَ لِسَانُهُ قَلَمَهُ وَ رِيقُهُ مِدَادَهُ فَأَثْبَتَهَا لَهُ وَ إِذَا هَمَّ بِالسَّيِّئَةِ خَرَجَ نَفَسُهُ مُنْتِنَ الرِّيحِ فَيَقُولُ صَاحِبُ الشِّمَالِ لِصَاحِبِ الْيَمِينِ قِفْ فَإِنَّهُ قَدْ هَمَّ بِالسَّيِّئَةِ فَإِذَا هُوَ فَعَلَهَا كَانَ لِسَانُهُ قَلَمَهُ وَ رِيقُهُ مِدَادَهُ وَ أَثْبَتَهَا عَلَيْه‏

تفسير الصافي، ج‏۵، ص۲۹۶: قيل انّما سمّوا كِراماً لأنّهم إذا كتبوا حسنة يصعدون به الى السماء و يعرضون على اللَّه تعالى و يشهدون على ذلك فيقولون انّ عبدك فلان عمل حسنة كذا و كذا و إذا كتبوا من العبد سيّئة يصعدون به الى السماء مع الغمّ و الحزن فيقول اللَّه تعالى ما فعل عبدي فيسكتون حتّى يسأل اللَّه ثانياً و ثالثاً فيقولون الهي انت ستّار و أمرت عبادك ان يستروا عيوبهم استر عيوبهم و انت علّام الغيوب و لهذا يسمّون كِراماً كاتِبِينَ.

تدبر

«كِراماً كاتِبينَ»: فرشتگانی که بر ما گماشته‌اند، هم بزرگوارند و هم کاتب. بزرگوارند پس دو همنشین بزرگوار همه‌جا ما را همراهی می‌کنند؛ و ادب حکم می‌کند که وقتی افراد بزرگواری در معیت انسان هستند، حرمت آنها را رعایت کند؛ و کاتب بودنشان این را تشدید می‌کند، یعنی حتی اگر انسان بقدری بی‌حیا باشد که بزرگواری همنشینانش در رفتار او اثری نگذارد، حداقل باید حواسش را جمع کند که این دو همنشین بزگوار، اعمال وی را ثبت و ضبط می‌کنند
 
 «كِراماً كاتِبينَ»: فرشتگانی که بر ما گماشته‌اند، نویسندگانی بزرگوارند؛ با بزرگمنشی اعمال ما را ثبت می‌کنند؛ در ثبت خوبی‌ها تعجیل می‌کنند و به محض تصمیم، خوبی را ثبت می‌کنند اما در ثبت بدی‌ها نه‌تنها حتی تا ساعتها بعد از عمل درنگ می‌کنند که بلکه ما توبه و جبران کنیم بلکه در هنگام ارسال گزارش هم بر ستاریت خدا اصرار می‌ورزند
واقعا با چنین خدای کریمی که چنین فرشتگان کریمی را بر ما مامور کرده چه می‌توان گفت جز اینکه: «يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ ما غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَريم‏» (ای انسان! چه چیزی تو را به پروردگار کریمت مغرور کرد؛ انفطار/۶)

«كِراماً كاتِبينَ»: اینکه با وصف «کرام» (= کریمان)، کاتبان اعمال انسان را ثنا گفت و بزرگ شمرد، در واقع، امر پاداش و جزا را بزرگ شمرده؛ که اگر جزا امری بزرگ و عظیم‌الشان نبود، توجیهی نداشت که یک عده از ملائکه، آن هم از ملائکه کرام، مامور ثبت و ضبط اعمالی شوند که قرار است محاسبه شود. چنین تعبیری هم انذار و ترساندن گناهکاران را در دل خود دارد و هم لطف و عنایت به مومنان را. (الکشاف، ج۴، ص۷۱۶)

«كِراماً كاتِبينَ»: «کریم» بودن این فرشتگان می‌تواند اشاره‌ای باشد به عصمت و مصونیت آنها از هر گناه و اشتباه؛ چنانکه در جای دیگر، این نکته را که «آنها فقط به امر خدا عمل می‌کنند» مبتنی بر «کرامت‌یافتگیِ» آنها معرفی کرد: «بَلْ عِبادٌ مُكْرَمُونَ لا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ» (الأنبياء/۲۶) (بلکه بندگانی کرامت‌یافته‌اند؛ بر خدا در مقام سخن هیچ سبقتی نمی‌گیرند و تنها به امر خدا عمل می‌کنند) (المیزان، ج۲۰، ص۲۲۶)

سخنی با وزیر خارجه امارات به‌ قدر چنارهای خیابان ولی‌عصر (عج) تاریخ ندارید

صدای شیعه: عبدالله بن زاید، وزیر امور خارجه امارات در مجمع عمومی سازمان ملل متحد ادعاهایی را تکرار کرد که البته به این ادعاها بارها پاسخ داده شده است و به‌نظر نمی‌رسد که نیازی به تکرار آنها باشد، اما برای بازخوانی برخی مسائل در افکار عمومی، شاید یادآوری برخی مسائل درباره این ادعاها مفید باشد.

آقای بن زاید درباره ایران به دو نکته اشاره کرده است: اول آنکه به‌زعم وی، برجام نتوانسته است رفتار منطقه‌ای ایران را تغییر دهد و ایران همچنان به ایجاد «ناامنی» ادامه می‌دهد؛ دوم آنکه جزایر سه‌گانه تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی متعلق به امارات است و ایران باید آنها را «داوطلبانه» بازگرداند در غیر این صورت به دادگاه بین‌المللی ارجاع خواهد شد.

اما چند نکته که باید درباره این موارد به آنها اشاره کرد:

الف – برجام یک توافق هسته‌ای و مرتبط با مناقشه هسته‌ای بوده و هیچ ربطی به مسائل منطقه‌ای ندارد و طبق اعلام مقامات رسمی کشور، ربطی هم نخواهد داشت. حالا چه کسی چه کاری کرده است که ارتجاع منحوس عربی هم به برجام امیدوار شده، محل بحثش اینجا نیست.

ب – آنچه در این منطقه ناامنی ایجاد می‌کند، تفکری است که تروریست‌های تکفیری را به جان منطقه انداخته، یعنی همان تفکری که امارات به پیروی از ریاض از آن حمایت می‌کند. تفکری که جان هزاران نفر را گرفته و قصد دارد تنها محور مقاومت در برابر رژیم صهیونیستی را از بیخ برکند، تفکری که سر می‌برد، آتش می‌زند، در آب خفه می‌کند و …. امارات به عنوان حامی تفکر سلفی برآمده از بدعت‌های ابن تیمیه و ابن عبدالوهاب، نباید دیگران را به ناامن‌سازی منطقه متهم کند و اساسا چنین حقی ندارد.

ج – در خصوص جزایر سه‌ گانه زیاد گفته شده و بسیار نوشته شده. آقای بن زاید حتما می‌داند جزایر مزبور تا پیش از آنکه انگلیسی‌ها آنها را از چنگ حکومت ضعیف قاجاریه درآورند جزء لاینفک خاک ایران بوده و پس از خروج بریتانیا از خلیج فارس در دهه ۱۹۷۰ میلادی، بار دیگر در اختیار ایران قرار گرفته است. البته رژیم شاهنشاهی وقت ایران در مقابل از مدعیات ایران مبنی بر مالکیت بحرین صرفنظر کرد.

د – وزیر خارجه امارات حتما واقف است که کشورش در سال ۱۹۷۱ تاسیس شده است. یعنی عمر این کشور کلا ۴۵ سال است. چنارهای خیابان ولی‌عصر (عج) تهران بیش از ۸۰ سال عمر دارند. یعنی چنارهای یک خیابان در پایتخت ایران در حدود ۲ برابر کل سابقه تاریخی امارات عربی متحده عمر دارند. وزیر خارجه چنین کشوری برای ادعای تاریخی در خصوص قلمرو ایران، باید بیش از حد وقیح باشد.

ه – بن زاید حتما این نکته را هم می‌داند که بین ایران و امارات در خصوص جزیره ابوموسی توافقی وجود دارد. در این توافق تصریح شده که حفظ امنیت این جزیره بر عهده نیروهای مسلح ایران است. بن زاید خوب می‌داند که نیروهای مسلح نماد حاکمیت ملی هستند و قابل مقایسه با آن پاسگاه پلیسی که در آن توافق به اماراتی‌ها در ابوموسی واگذار شده نیستند. در حصول آن توافق، اتفاقا بریتانیایی‌ها هم نقش داشته‌اند.

و – مدارک تاریخی برای حاکمیت ایران بر جزایر سه‌گانه به‌قدری استحکام دارد که محاکم بین‌المللی هم نمی‌توانند آنها را انکار کنند، لذا حواله دادن ایران به این محاکم هم چاره کار امارات نیست. مگر آنکه بخواهند با پول سرشارشان این محاکم را بخرند که البته آن هم به این سادگی‌ها نخواهد بود.

ز – شیخ‌نشین امارات حتما به یاد دارد آخرین کسی که به خاک ایران طمع کرد که بود و چه سرنوشتی داشت؟ صدام حسین با برترین نیروی زمینی خاورمیانه و حمایت تمام دنیا، یک وجب از خوزستان را هم از آن خود نکرد. پس بهتر است ابوظبی چشم طمع از خاک ایران بردارد. جزایر سه‌گانه ایرانی هستند و ایرانی می‌مانند. جزایر را نه‌تنها داوطلبانه به کسی نخواهیم بخشید، بلکه به‌زور هم نمی‌توانند آنها را از خاک ایران جدا کنند.

آقای بن‌زاید و دولت متبوع او نباید فراموش کنند که اگر کار به دفاع از تمامیت ارضی ایران برسد، کاری از متحدی چون آمریکا هم برنخواهد آمد. این گزارش قصد تهدید امارات را ندارد، فقط مواردی را به همسایگان مرتجع عربی یادآوری می‌کند.

منبع: فارس

انتهای پیام

بر شما حافظانی هست

و خداوند مانع به نتیجه رسیدن اعمال کافران شدگروه دین و اندیشه: حجت الاسلام دکتر سوزنچی از اساتید دانشگاه، هر روز یک آیه قرآن را با ترجمه و چند حدیث تفسیری و چند نکته در تدبر آن آیه منتشر می کند. بولتن نیوز نیز در راستای ترویج چنین اقدامات ارزشی این سلسله مطالب را به صورت روزانه منتشر می کند.

به گزارش خبرنگار بولتن نیوز، در مطلب روز ۴ مهر به آیه ۱۰ سوره انفطار پرداخته شده و در آن آمده است:

وَ إِنَّ عَلَيْكُمْ لَحافِظينَ                

سوره انفطار (۸۲) آیه ۱۰            

ترجمه
و قطعا که بر شما حافظانی هست؛

نکات ترجمه‌ای و نحوی

«حافِظ» اسم فاعل از ماده «حفظ» است که این ماده نقطه مقابل «نسیان» (= فراموشی) و به معنای متعهد شدن و غفلت نورزیدن است و «حافظ» اصطلاح شده برای فرشتگانی که اعمال آدمی را ثبت و ضبط می‌کنند (کتاب العین، ج۳، ص۱۹۸)
برخی اصل ماده «حفظ» را به معنای رعایت و مراعات شیء دانسته‌اند (معجم المقاييس اللغة، ج‏۲، ص۸۷) و البته تفاوت این دو در آن است که نقطه مقابل «حفظ»، ضایع کردن و در معرض آسیب قرار دادن است، اما نقطه مقابل «رعایت» «اهمال و سستی ورزیدن» است و اهمال زمینه‌ساز ضایع شدن است. (الفروق في اللغة، ص۱۹۹) همچنین در کلمه «حفظ» معنای «حراست» نیز نهفته است با این تفاوت که در «حراست» (نگهبانی) تاکید بیشتر بر جلوگیری از آسیب خوردن است و در «حفظ» تاکید بیشتر بر علم و آگاهی و تحت احاطه و توجه بودن است. (همان، ص۲۰۰) کلمه «حفظ» به کلمه «رقیب» (مراقب) هم نزدیک است با این تفاوت که «رقیب» (هم‌خانواده «رقبه: گردن») کسی است که گردن می‌کشد تا سر از کار آدمی درآورد و نوعی مفهوم تفتیش و وارسی در مفهوم آن نهفته است اما کلمه «حفظ» متضمن چنین معنایی نیست (همان) «حفظ» با کلمه «ضبط» (ثبت کردن) هم نزدیک است با این تفاوت که کلمه «ضبط» دلالت بر «شدت حفظ کردن دارد که نوعی نگرانی از دست رفتن در آن مطرح است» و لذاست که در مورد خدا به کار برده نمی‌شود زیرا چیزی از او فوت نمی‌گردد (همان، ص۲۰۱)

این عبارت حاوی تاکیدات فراوان است، از جمله: «إِنَّ» + به کار بردن اسم فاعل به جای فعل و ارائه معنا در قالب جمله اسمیه (نفرمود: حفظ علیکم) + مقدم کردن خبرِ إنّ (عَلَيْكُمْ) بر اسم إنّ (حافِظينَ) + آوردن لام مزحلقه (لام تاکید) بر روی اسم إنّ

حدیث

۱) عمار یاسر از پدرش نقل می کند که از رسول خدا ص شنیدم که می فرمود: همانا دو [فرشته] حافظ و موکل علی بن ابی‌طالب در برابر جمیع فرشتگانی که حافظ و موکل انسانها هستند، به خاطر اینکه همراه با علی ع هستند، به خود می‌بالند و افتخار می‌کنند، زیرا هیچگاه به نزد خداوند چیزی از او بالا نبرده‌اند که موجب سخط و غضب خداوند تبارک و تعالی باشد.
علل الشرائع، ج‏۱، ص۸

حَدَّثَنَا عَبْدُ الْوَاحِدِ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْوَهَّابِ الْقُرَشِيُّ قَالَ أَخْبَرَنَا أَحْمَدُ بْنُ الْفَضْلِ قَالَ حَدَّثَنَا مَنْصُورُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنَا الْحَسَنُ بْنُ مَهْزِيَارَ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ الْعَوْفِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ الْحَكَمِ الْبَرَاجِمِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا شَرِيكُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِي وَقَّاصٍ الْعَامِرِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَمَّارِ بْنِ يَاسِرٍ عَنْ أَبِيهِ قَالَ:
سَمِعْتُ النَّبِيَّ ص يَقُولُ إِنَّ حَافِظَيْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ لَيَفْتَخِرَانِ عَلَى جَمِيعِ الْحَفَظَةِ لِكَيْنُونَتِهِمَا مَعَ عَلِيٍّ وَ ذَلِكَ أَنَّهُمَا لَمْ يَصْعَدَا إِلَى اللَّهِ تَعَالَى بِشَيْ‏ءٍ مِنْهُ يُسْخِطُ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى.

۲) از امام صادق ع روایت شده است:
روزی پیامبر خدا ص داشت می‌آمد در حالی که دستش را روی کتف عباس (= عموی پیامبر) گذاشته بود. پس امیرالمومنین ع از پیش رو به سمت آنها رفت و با رسول خدا ص معانقه (روبوسی) کرد و بین دیدگان حضرت ص را بوسید، سپس عباس به علی ع سلام کرد و او معمولی جواب سلامش را داد. عباس عصبانی شد و گفت: رسول خدا ! علی تکبرش را کنار نمی‌گذارد؟! رسول خدا ص فرمود: عباس! درباره علی چنین سخن مگو! من اندکی پیش جبرئیل را دیدم که به من گفت: دو فرشته موکل علی ع را الان دیدم و گفتند: از روزی که او به دنیا آمده تاکنون یک گناه برایش ننوشته‌ایم.

تفسير القمي، ج‏۱، ص۳۶۵

 حَدَّثَنِي أَبِي عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ قَيْسٍ عَنِ ابْنِ أَبِي يَسَارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ
أَقْبَلَ رَسُولُ اللَّهِ ص يَوْماً وَاضِعاً يَدَهُ عَلَى كَتِفِ الْعَبَّاسِ فَاسْتَقْبَلَهُ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع فَعَانَقَهُ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ قَبَّلَ مَا بَيْنَ عَيْنَيْهِ- ثُمَّ سَلَّمَ الْعَبَّاسُ عَلَى عَلِيٍّ فَرَدَّ عَلَيْهِ رَدّاً خَفِيفاً- فَغَضِبَ الْعَبَّاسُ فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ ص لَا يَدَعُ عَلِيٌّ زَهْوَهُ- فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: يَا عَبَّاسُ لَا تَقُلْ ذَلِكَ فِي عَلِيٍّ فَإِنِّي لَقِيتُ جَبْرَئِيلَ آنِفاً- فَقَالَ لِي لَقِيَنِي الْمَلَكَانِ الْمُوَكَّلَانِ بِعَلِيٍّ السَّاعَةَ- فَقَالا مَا كَتَبْنَا عَلَيْهِ ذَنْباً مُنْذُ وُلِدَ إِلَى هَذَا الْيَوْم‏

۳) روایت شده است که امیرالمومنین ع در بصره خطبه‌ای خواندند، در فرازی از این خطبه فرمودند:
ای شیعیانم! بر [انجام] عملی صبر [استقامت] ورزید که از ثواب آن بی‌نیاز نیستید، و از انجام دادن عملی صبر [خودداری] کنید که صبر [=تحمل]ی نسبت به عقاب آن ندارید؛ بدرستی که ما صبر [= استقامت] بر [انجام] طاعت خدا را ساده‌تر از صبر [= تحمل] نسبت به عذاب خداوند عز و جل یافته‌ایم.
بدانید که شما در مهلتی محدود و آرزویی طولانی و نفس‌های به شمارش افتاده‌ای هستید و ناگزیر هر مهلتی به سر آید و هر آرزوی بهم برآید و هر نفَسی به شماره آید، سپس اشک از دیدگانش سرازیر شد و این آیات را قرائت کرد: « و قطعا که بر شما حافظانی هست؛ بزرگوار نویسندگی، که می‌دانند آنچه می‌کنید.»

الأمالي( للصدوق)، ص۱۰۹

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ عَنْ عَمِّهِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي الْقَاسِمِ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةَ عَنِ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ ع:
أَنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع خَطَبَ بِالْبَصْرَةِ…
ثُمَّ قَالَ ع مَعَاشِرَ شِيعَتِي اصْبِرُوا عَلَى عَمَلٍ لَا غِنَى بِكُمْ عَنْ ثَوَابِهِ وَ اصْبِرُوا عَنْ عَمَلٍ لَا صَبْرَ لَكُمْ عَلَى عِقَابِهِ إِنَّا وَجَدْنَا الصَّبْرَ عَلَى طَاعَةِ اللَّهِ أَهْوَنَ مِنَ الصَّبْرِ عَلَى عَذَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ اعْلَمُوا أَنَّكُمْ فِي أَجَلٍ مَحْدُودٍ وَ أَمَلٍ مَمْدُودٍ وَ نَفَسٍ مَعْدُودٍ وَ لَا بُدَّ لِلْأَجَلِ أَنْ يَتَنَاهَى وَ لِلْأَمَلِ أَنْ يُطْوَى وَ لِلنَّفَسِ أَنْ يُحْصَى ثُمَّ دَمَعَتْ عَيْنَاهُ وَ قَرَأَ «وَ إِنَّ عَلَيْكُمْ لَحافِظِينَ كِراماً كاتِبِينَ يَعْلَمُونَ ما تَفْعَلُونَ».

تدبر

۱ «وَ إِنَّ عَلَيْكُمْ لَحافِظينَ»:
ما انسان‌ها به حال خود رها شده نیستیم. هرچقدر تنها هم که باشیم، باز تنها نیستیم. نه فقط خدا، بلکه قطعا قطعا قطعا قطعا فرشتگانی بر ما گماشته شده که همواره مراقب ما و اعمال‌مان هستند.

۲ «وَ إِنَّ عَلَيْكُمْ لَحافِظينَ»:
«علیکم» خبر إنّ است و علی‌القاعده باید بعد از اسم إنّ (حافظین)‌ بیاید. اما مقدم آمده. این تقدم، دلالت بر حصر – یا لااقل تاکید – دارد. اگر معنای حصر را در نظر بگیریم می‌خواهد اشاره کند که بر ما انسانها – و نه بر سایر موجودات – مراقب گماشته‌اند؟ اما چرا برای ما به نحو خاص، مراقب گماشته‌اند؟
غالبا بر این تاکید شده که اطلاع انسان از وجود فرشتگانی که همیشه پیرامون وی هستند، بر شدت مراقبه انسان نسبت به اعمال خود می‌افزاید. (تفسير نمونه، ج‏۲۶، ص۲۲)

نکته تخصصی
نکته فوق در جای خود درست است، اما چه‌بسا وجود این محافظان برای خصوص انسان، علل دیگری نیز داشته باشد. مثلا: شاید بدین جهت است که انسانها اختیار دارند؛ و چون اختیار دارند، جهان‌های جدیدی می‌آفرینند. قبلا بیان شد که «هر انسانی به علت ارتباطات مختلفش با انسانها، «جهان‌»های متعدد ایجاد می‌کند» و این جهان‌ها هیچکدام از دایره ربوبیت خداوند خارج نیست و اگر فرشتگان واسطه‌های الهی در تدبیر عوالم هستند (نازعات/۵) پس به ازای هر انسان، که موجودی عالَم‌ساز است، فرشتگان خاصی باید نقش ویژه‌ای ایفا کنند که واضح‌ترینش ثبت و ضبط تمام آن چیزهایی است که انسان پدید آورده است، که این عوالمی [= زیست‌جهان‌هایی] که انسان ایجاد کرده، در متن هستی گم نشود.

انتهای پیام/

هنر گرافیک در خدمت قرآن؛ آشتی با قرآن به سبک «آیه گرافی»

صدای شیعه: تصور کنید آیه‌های قرآنی را به جای آنکه پشت سر هم و بدون معنی‌اش بخوانید، آیه‌آیه تصویری ورق ورق می‌زنید. اینجا دیگر مجبورید به هر آیه که می‌رسید، بیشتر مکث کرده و در نتیجه بیشتر فکر کنید. «آیه‌گرافی» تلفیق یک آیه قرآن و یک تصویر است تا شما بیشتر از قبل قرآن بخوانید و بیشتر از قبل قرآن را بفهمید. ایده این کار متعلق به یک طلبه جوان است که سه‌چهار سال پیش تصمیم می‌گیرد قرآن را مصور کند و در شبکه‌های اجتماعی از فیسبوک گرفته تا تلگرام و ایستاگرام به اشتراک بگذارد. 

قرآن مظلوم است

«سید هادی موسوی» طلبه ۲۷ساله‌ حوزه علمیه قم است و در همان حوزه زبان انگلیسی می‌خواند و مدتی هم زبان انگلیسی تدریس کرده است. «شروع کار در فضای مجازی هشت سال پیش بود؛ اما آن زمان مثل امروز شبکه‌های اجتماعی رونق نداشتند و خیلی گسترده نبودند. من و سایر دوستانم به اتاق‌های گفت‌وگوی یاهو می‌رفتیم و به صورت تک‌تک پاسخ به شبهات مردم را آغاز می‌کردیم. خودم شخصا به کارهای گرافیکی علاقه داشتم و به یک جایی رسیدم که دیدم می‌شود این‌ها را به هم گره زد و نتیجه گرفت و تصمیم گرفتم یک کار مذهبی گرافیکی انجام دهم. در ابتدا خیلی ذهنم درگیر بود که چه موضوعی انتخاب کنم و بعد از بررسی فهمیدم مظلوم تر از قرآن نیست و حدودا از ۳ ونیم سال پیش کار آیه‌گرافی را شروع کردم».

آیه‌گرافی ۹۰ هزار نفر فالوئر دارد

از کودکی دنبال کشف معجزه قرآن بوده است و بالاخره طلبگی فرصت شناخت این معجزه را به او می‌دهد. «در دوران کودکی با خودم فکر می‌کردم و در عالم کودکی با خودم می‌گفتم معجزه حضرت عیسی خیلی باحال تر از پیامبر ماست یا حضرت موسی با عصا به دریا می زد و دریا می‌شکافت؛ اما وقتی از معجزه پیامبر ما می‌پرسند می‌گوییم قرآن. هضم این قضیه برایم سخت بود؛ اما وقتی وارد حوزه شدم و کمی با قرآن انس گرفتم مخصوصا سال های اول که عربی کار می کردیم، دیدم چه معجزاتی در دل این قرآن است و اینجا فهمیدم چرا قرآن معجزه است».

آیه‌گرافی ابتدا در فیسبوک متولد می‌شود و کم‌کم پایش به دیگر شبکه‌های مجازی هم باز می‌شود. «اول از فیسبوک شروع کردیم و آرام آرام وارد شبکه‌هایی شدیم که مردم بیشتر از آن استقبال می‌کنند. الان هم پایگاه اصلی ما اینستاگرام است. صفحه آیه‌گرافی ما در اینستاگرام فکر کنم الان بالای ۹۰هزار مخاطب دارد و فوق العاده بازخورد خوبی دارد. وبلاگ و سایت و تلگرام هم در کنار آن راه افتاده است. قدم بعدی هم این بود که در باب دعا ورود پیدا کردم. اینجا هم دنبال دعاهایی رفتم که کمتر خوانده شده است. مثلا دعای «خمس عشر» یکی از همین دعاهاست که مردم خیلی کم می‌شناسند. یا مثلا در ماه رمضان هر روز دعاهای روزانه را کار کردیم و فوق العاده پخش شد و بازخورد گرفتیم. ان شاالله در گام بعدی هم می‌خواهیم سراغ حدیث‌گرافی برویم.»

با این آیه خرد شدم!

آیه آیه قرآن را تصویرسازی می‌کند تا بیش از پیش بر مخاطب خود تاثیر بگذارد. «من کار خاصی نمی کنم. فقط یک آیه از قرآن را متناسب با حال مخاطب انتخاب می‌کنم. یک تصویر که هم سعی می‌کنم خاص و مناسب باشد انتخاب می کنم و کنار هم پخش می‌کنم. اینجاست که معنای واقعی معجزه بودن قرآن را می بینیم. وقتی که پیام‌هایی دریافت می کنم که یکی می گوید من با این آیه و تصویر اشک ریختم یا فرد دیگری می‌گوید زندگی من با این آیه تغییر کرد. اوایل حوصله داشتم و از این پیام ها اسکرین شات می گرفتم؛ اما با زیاد شدن حجم این پیام‌ها این کار را متوقف کردم. یکی از آیه‌هایی که خیلی بازخورد داشت و حسابی پخش شد آیه «یا ایها الانسان ماغرک بربک الکریم» بود. تصویرسازی این آیه را با کمک حدیث امام علی انجام دادم که می‌فرماید ای انسان چه چیزی تو را مغرور کرده است که ابتدای تو یک نطفه کثیف است و در انتها هم یک جنازه بد بدبو هستی. برای همین من یک بچه‌ای که تازه به دنیا آمده بود و یک انسان در کفن پیچیده را کنار هم گذاشتم و آیه را بالای تصویر قرار دادم. برای این آیه گرافی پیام‌های زیادی برایم آمد. یکی از این افراد آقاپسری بود که پروفایل او توجهم را جلب کرد. «بامداد» نهایت تصور ما از یک آدم متمول بود. پیامی که برای من گذاشته بود این بود که من امشب داخل این صفحه خرد شدم. واقعا خدا را شکر کردم که با یک کار کوچک، یک فردی که شاید هیچ وقت قرآن را باز نکرده و نکند، با این آیه خرد شود».

قرآن کتاب همه آدم‌های روی زمین است

می‌گوید قرآن کتاب تمام آدم‌های روی زمین است و ما در معرفی کردن این کتاب به این آدم‌ها کم‌کاری کرده‌ایم. «قرآن فقط کتاب مسلمانان نیست و اکثرا هم در خطاب‌هایش می گوید «یا ایهاالناس» که شامل مسیحی، یهودی و حتی لائیک می شود و واقعا دوست دارم روزی برسد که این آیات را به تمام مردم دنیا برسانم و کار را بین‌المللی کنم و می‌دانم که پتانسیل این کار را دارد. کمااینکه همین الان دوستان من از اروپا و شرق آسیا پیام می‌دهند و درخواست این کار را دارند. تعدادی از طلبه‌های جامعه المصطفی هم حاضر شده‌اند که این آیه‌ها را ترجمه کنند. ما اشتباهی که در کارهای تبلیغاتی خود مرتکب می‌شویم این است که قرآن را کتاب مسلمین معرفی می‌کنیم. قرآن یک کتاب راهنما برای تمام مردم است و باید این شکلی تبلیغ شود».

وقتی مباحثه نتیجه نمی‌دهد!

از آدم‌هایی که یک آیه قرآن آن‌ها را تکان داده  و زندگیشان از این رو به آن رو شده است، خاطرات زیادی دارد. «یک بار یک خانمی به من پیام دادند. این خانم اشتباهی را مرتکب شده بودند و اصرار هم داشتند که کار درستی می‌کنند و قبول هم نمی‌کردند. از نظر تحصیلات هم بالا بودند و تند تند استدلال می‌کردند. مشکل این خانم این بود که با فردی وارد یک رابطه شده بود و به خیال خودش قصد اصلاح او را داشت؛ اما این کار فقط خودش را دچار افت کرده بود. من هر کاری می کردم، قانع نمی‌شدند.  شاید دو سه روز بحث کردم اما نمی توانستم قانع کنم. آخرین کاری به ذهنم رسید این بود که  یک آیه گرافی را برای این خانم فرستادم. تصویر این آیه گرافی شخصی بود که یک گلدان را که در حال افتادن بود گرفته است. این گلدان سالم بود اما ساعد این فرد شکسته بود. این تصویر را به همرا یک صوت فرستادم. باور نمی‌کنید چهار ساعت بحث جواب نداد. بعد از این تصویر ساکت شدند و یک روز به من پیام نداند که بعد خودم سراغ گرفتم که گفتند اصلا من با این عکس به کلی به هم ریختم و به فکر فرو رفتم.»

مردم را با مسجد آشتی می‌دادم

آقای موسوی علاوه بر صفحه اینستاگرام، یک کانال تلگرامی هم دارد که علاوه بر تصویر، صوت هم به آن اضافه شده است. «در کانال تلگرامی تصمیم گرفتم برای هر آیه یک شرح کوتاه هم بدهمبالای ۵۰ ترک ۳ الی ۵ دقیقه‌ای از خودم ضبط کردم که شرح همان آیه گرافی است و به قولی یک منبرک است! به طور معمول من برای خودم وظیفه می‌دانم که روزانه حداقل دو ساعت برای این کار وقت بگذارم و در دوران اوج کاری، پیام‌های مردم هم به من روحیه می‌داد و روزانه تقریبا ده پیام  می‌آمد و سوال می پرسیدند و کار من قالب مشاوره می‌گرفت و از آنجاییکه فضای مجازی محدود است و نمی توان به صورت تفصیلی گفت‌وگو کرد، من از ظرفیت همین چت‌های اینترنتی استفاده می‌کردم و ادامه بحث را به امام جماعت محله  این مخاطبان واگذار می کردم تا بلکه از این راه مردم با مسجد هم آشتی کنند!»

غرق شدن در فضای مجازی، باعث شده ساعت‌ها درون اینترنت غرق شود و از خانواده غافل شود. «خانم من خیلی در کنار من اذیت شد. شاید تحمل اینکه  مثل بقیه طلبه‌ها من هم برای کار تبلیغاتی بیرون از خانه باشم راحت تر از آن باشد که خانه باشم و هوش و حواسم در خانه نباشد. من حتی اسم دخترم را می‌خواستم بگذرام آیه که اینجا همسرم گفت بگذار اینجا من اسم بچه را انتخاب کنم. (با خنده)» انس گرفتن با قرآن، حال و هوای این طلبه جوان را حسابی خوب کرده و گاهی خود قرآن به کمک او می‌آید. «من هر شب بعد از نماز مغرب قرآن را به حالت تفال باز می کنم و یک صفحه را می خوانم و معمولا در همین تفال ها همان آیه ای که می خواهم آن روز کار کنم به تورم می خورد؛ این در حالی است که رویکرد من اکثرا موضوعی است و خود قرآن در انتخاب آیه به من کمک می‌کند.»

آیه‌گرافی روی مخاطبان خود هم حساب باز کرده و منتظر پیشنهادها و نظرات آنهاست. «مخاطبان ایده‌های زیادی به ما می‌دهند و حتی بهترین کارهای آیه‌گرافی ها کار خود مخاطبان است و در این زمینه هم پیشنهادات خوبی می دهند هم خودشان دست به کار می‌شوند».

منبع: مهر

انتهای پیام

سخنان آیت الله العظمی جوادی آملی درمورد روز مباهله

به گزارش بولتن نیوز، حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی در جلسه درس اخلاق هفتگی خود با تبریک میلاد امام کاظم علیه السلام و نزدیکی ایام مباهله، به تبیین اهمیت مساله ولایت پرداختند.

قسمتی از این سخنان گران بار را در قالب فایل صوتی برای مخاطبین بولتن نیوز قرار داده ایم.

منبع: کانال تلگرام در محضر علامه جوادی آملی

صدور حکم ۱۱ سال حبس برای نماینده شیعه پارلمان کویت

صدای شیعه: دادگاه کیفری کویت حکمی را مبنی بر ۱۱ سال حبس برای عبدالحمید دشتی، نماینده سابق پارلمان کویت در دو پرونده امنیت کشور که مربوط به “اهانت به عربستان سعودی” است، صادر کرده و بدین ترتیب مجموع حکم‌های صادره در حق او به ۲۵ سال می‌رسد.

پیشتر دادگاه کیفری کویت حکم ۱۴ سال و شش ماه حبس برای دشتی صادر کرد که ۱۱ سال و شش ماه حبس به اتهام “اهانت به عربستان” و سه سال حبس به اتهام “اهانت به بحرین” بود.

این احکام اولیه به شمار می‌آیند و دستگاه قضائی کویت به نماینده سابق پارلمان سه وقت برای فرجام‌خواهی داده است و دشتی می‌تواند خواهان تجدید نظر در این حکم‌ها ظرف یک ماه شود.

پارلمان کویت پیشتر مصونیت پارلمانی دشتی را به اتهام “اهانت به عربستان و کویت و دستگاه قضائی کویت” سلب کرده بود. دشتی ماه‌هاست که در خارج از کویت حضور دارد.

دادستانی کل کویت نیز نام عبدالحمید دشتی را به اینترپل داده است تا وی را بازداشت و به کویت تحویل دهد.

منبع: ایسنا

انتهای پیام

«ماندگار؛ مثل میثم تمّار»

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

[email protected]