عربستان درصدد تحریک مسلمانان جهان علیه انصارالله یمن است توطئه سعودی‌ ـ اسرائیلی علیه مکه

صدای شیعه: عربستان‌سعودی بتازگی مدعی شده است  یک فروند موشک را که از استان صعده یمن به طرف مکه مکرمه شلیک شده، در ۶۵ کیلومتری مکه رهگیری و منهدم کرده است. محمد عبدالسلام، سخنگوی رسمی جنبش انصارالله، روز جمعه در واکنش به این ادعای عربستان تأکید کرد: «نظام سعودی که مدعی است یک موشک شلیک شده از سوی یمن را در ۶۵ کیلومتری مکه مکرمه رهگیری و سرنگون کرده است، می‌توانست به طور مستقیم اسم شهر جده را به عنوان هدف نظامی موشک برکان۱ ذکر کند، نه اینکه برای تحریک احساسات مسلمانان، نام مکه را ذکر کند و یک رسوایی رسانه‌ای به بار بیاورد». وی خاطرنشان کرد: «مردم یمن بسیار بیشتر از مزدوران سعودی آمریکا، به حفظ حرمت مقدسات اسلامی پایبندند.» سخنگوی رسمی انصارالله یمن افزود، سنگر گرفتن سران عربستان در پشت اماکن مقدس تبلیغات رسانه‌ای بیش نیست. در همین حال، شیخ ماهر حمود، دبیرکل اتحادیه علمای مقاومت، ادعای عربستان درباره شلیک موشک یمنی به مکه مکرمه را مضحک و به هدف تحریک مسلمانان توصیف کرد. وی اظهار داشت،  موضوع خنده‌دار اینجاست که می‌گویند یمنی‌ها مکه را هدف قرار می‌دهند در حالی که اگر نقشه را ببینید، مکه و جده در ۲ جهت متفاوت قرار دارند. براساس تصاویری که نیروهای رصد یمنی در رسانه‌ها پخش کردند، موشک برکان۱ به صورت دقیق به فرودگاه عبدالعزیز در جده اصابت کرده است و وزارت دفاع یمن نیز ضمن تایید حمله موشکی یمن به فرودگاه جده، از اصابت دقیق موشک برکان۱ به فرودگاه عبدالعزیز و خسارت‌های جدی که به این فرودگاه وارد آمده و تلفات انسانی آن، خبر داد و این حمله یگان موشکی ارتش و کمیته‌های مردمی یمن را پاسخی به جنایت‌های روزمره عربستان‌سعودی در کشورش نامید. در این میان، برخی منابع ابعاد دیگری از این ادعای سعودی‌ها و ربط دادن حمله موشکی اخیر به شهر مکه مکرمه را فاش کردند. طبق گزارش تلویزیون العالم، یک منبع ارشد امنیتی در کشورهای عربی فاش کرد مقامات سعودی با همکاری صهیونیست‌ها به دنبال هدف قرار دادن مکه مکرمه از مناطق مرزی یمن هستند. این منبع تأکید کرد که عربستان‌سعودی به دلیل ناتوانی در مقابله با نیروهای مشترک ارتش و کمیته‌های مردمی یمن در مناطق مرزی، اکنون به دنبال آن است که انصارالله را به تلاش برای هدف قرار دادن اماکن مقدس و مکه مکرمه متهم کند.
تصاویر موشک خوردن جده
تصاویر منتشر شده توسط پایگاه اطلاع‌رسانی جنگی یمن ثابت می‌کند بخشی از فرودگاه بین‌المللی جده در حال سوختن در آتشی عظیم است که تنها ممکن است بر اثر انفجار ایجاد شده باشد. با وجود دروغ‌پراکنی سعودی‌ها مبنی بر  اینکه پنجشنبه‌شب گذشته موشک بالستیک ارتش یمن را حوالی مکه رهگیری و منهدم کرده‌اند اما تصاویر اعلام‌الحربی یمن نمایانگر چیز دیگری است. این تصاویر که از منابع نظامی سعودی به دست آمده و کمتر از یک شبانه‌روز پس از اصابت یک فروند موشک «برکان یک» ساخت یمن به بخش نظامی فرودگاه «ملک عبدالعزیز» در بندر جده عربستان منتشر شده‌، نشان می‌دهد محوطه‌ای وسیع و احتمالا مملو از ادوات نظامی در فضای پشت ساختمان پایگاه هوایی مزبور در تاریکی شب غرق در شعله‌های بلند آتش است و نیروهای آتش‌نشانی برای خاموش کردن آتش در محل حاضر شده‌اند. به گزارش شبکه المسیره (ارگان انصارالله) شرف غالب لقمان، سخنگوی رسمی نیروهای مسلح یمن، عملیات موشکی ارتش و کمیته‌های مردمی را براساس اصول علمی و نظامی دانست که ضامن هدف‌گیری صددرصدی مراکز حیاتی سعودی‌هاست و بیشترین خسارت را به دشمن وارد می‌کند.
گرسنگی شدید یک میلیون کودک یمنی
با ادامه جنایات و تجاوز نظامی ۱۹ ماهه ائتلاف به یمن، آژانس کودکان سازمان ملل در گزارشی اعلام کرد بیش از
۵/۱ میلیون کودک یمنی با سوءتغذیه و گرسنگی شدید روبه‌رو هستند و نیمی از جمعیت این کشور نیز در فقر زندگی می‌کنند. به گزارش رویترز به نقل از یونیسف، بیش از ۳۷۰ هزار کودک یمنی با خطر گرسنگی و سوءتغذیه شدید مواجه هستند. در چنین شرایطی تنها کمک‌های فوری می‌تواند مانع از مرگ کودکان یمنی شود. همچنین به گفته سخنگوی برنامه جهانی غذا «شرایط میدانی بسیار بدی در یمن وجود دارد. زمانی که مادرانی را می‌بینید که غذای کافی برای سیر کردن کودکان ندارند، این صحنه‌ها تنها قلب را می‌شکند. دیدن این صحنه‌ها در قرن ۲۱ واقعا شوک‌آور و وحشتناک است». در مجموع نیمی از کودکان یمنی با کوتاهی قد و عدم رشد مناسب روبه‌رو هستند. براساس آمارهای سازمان ملل، بیش از ۷ میلیون نفر در یمن بشدت به کمک‌های غذایی نیاز دارند. حتی قبل از تجاوز نظامی رژیم ریاض، یمن یکی از بالاترین نرخ سوءتغذیه در جهان را داشته است.
 

عربستان باز هم در شورای حقوق بشر
گزینش مجدد عربستان به عنوان یکی از اعضای شورای حقوق بشر سازمان ملل، اعتبار این شورا را به کلی زیر سوال برده است.  رژیم سعودی که در صدر رژیم‌های ناقض حقوق بشر و سرکوبگر قرار دارد در یک فرآیند کاملا سوال‌برانگیز- و با خریدن آشکار آرا- عضویت خود در شورای حقوق بشر را که در سال ۲۰۱۳ آغاز شده بود تداوم بخشید. این شورا ۴۷ عضو دارد که یک‌سوم اعضای آن سالانه با رای‌گیری مجدد انتخاب می‌شوند. اما رژیم جنایتکار ریاض در حالی در رای‌گیری امسال بار دیگر انتخاب شده که طی سال ۲۰۱۶، دو بار پرونده‌هایی مبنی بر جنایات عربستان در یمن در سازمان ملل گشوده شده است. آخرین پرونده مربوط به ۳ هفته پیش و حمله به یک مراسم ختم در صنعا بود که صدها شهروند یمنی را به شهادت رساند.  این در حالی بود که عربستان در سال ۲۰۱۵ در میان بهت و سپس خشم نهادهای مستقل حقوق بشری به ریاست این شورا هم رسید.  فریبکاری، بیشترین ضربه وارده به اعتبار نهادی است که پایبندی به اصول اخلاقی سازمان ملل متحد را نشان می‌دهد. هیلل نویر، مدیر اجرایی سازمان غیردولتی دیده‌بان حقوق بشر چندی پیش گفته بود: «این شرم‌آور است که سازمان ملل متحد کشوری مانند عربستان‌سعودی را برای عضویت در این شورا انتخاب کرده است.» کارشناسان حقوقی بر این باورند که دلارهای نفتی و سیاسی‌کاری‌ها روند عضویت در نهادهای حقوق بشری را شکل می‌دهد.

منبع: وطن امروز

انتهای پیام

پیام تسلیت حضرت آیت الله سید محمد مهدی موسوی خلخالی در پی ارتحال مرجع عالیقدر حضرت آیت الله طباطبایی قمی رضوان الله علیه

در پی درگذشت حضرت آیت الله سید تقی طباطبایی قمی از مراجع کربلا، حضرت آیت الله سید محمد مهدی موسوی خلخالی با صدور پیامی درگذشت این مرجع عالیقدر را تسلیت گفتند.

بسم الله الرحمن الرحیم

انّا لله و انّا الیه راجعون

اذا مات العالم ثلم فی الاسلام ثلمة لایسدّها شیء الی یوم القیامه

با کمال تاسّف و تاثّر مطلع شدیم که فقیه اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام حضرت آیت الله آقای حاج سید تقی طباطبائی قمی قدّس سرّه در جوار مولایش ابی عبدالله الحسین علیه السلام دعوت حق را لبیک گفته و به دیار باقی شتافتند

آن عالم برجسته، خلف صالح مرجع و زعیم بزرگ عالم تشیع مرحوم آیت الله العظمی حاج آقا حسین طباطبائی قمی رضوان الله علیه بود که عمر شریف خود را در ترویج معارف حقّه اهل بیت سپری نمود

اینجانب در جوار مقدس حضرت علی بن موسی الرضا صلوات الله و سلامه علیه علوّ درجات آن فقید سعید را در خدمت اجداد مطهرش علیهم السلام مسئلت دارم و این ضایعه بزرگ را به محضر شریف حضرت بقیه الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه و به حوزه های علمیه و شاگردان و بیت شریف به خصوص آقازادگان محترم ایشان و به عموم مؤمنین و ارادتمندان به بیت طباطبائی قمی تسلیت عرض می نمایم

سیّد محمّد مهدی موسوی خلخالی

المشهد الرضوی ۲۵ محرم الحرام ۱۴۳۸

انتهای پیام

آغاز پویش مردمی بافت لباس گرم؛ کلاه می‌بافم برای برادر مدافع حرم

صدای شیعه: زمانی بود که اسم‌ورسم «مدافعان حرم» برای ما تعریف‌نشده بود. رزمنده‌هایی که بی‌هیچ ادعایی کشور امن و آرام خودشان را ترک می‌کردند تا فریاد کمک خواهی مردم مظلوم کشورهای مسلمان را بی‌جواب نگذارند. می‌رفتند تا حرم مطهر ائمه و بزرگان دین ما در سوریه و عراق سالم بماند و از طرف دیگر امنیت مرزهای کشورمان به خطر نیفتد. همه این‌ها در حالی بود که بیشتر ما از حضور این آدم‌ها در جبهه مقاومت بی‌خبر بودیم.

زمستان امسال اما دل‌های مدافعان حرم گرم‌تر از سال‌های قبل است. حالا ایرانی‌ها لزوم حضور نیروهای ایرانی در سوریه را درک کرده‌اند، زندگی و آرمان‌های شهدای مدافع حرم را بیشتر می‌شناسند و در هر مراسم معنوی، دعای دسته‌جمعی مردم ایران، سلامتی و پیروزی مدافعان حرم و آزادی مردم مظلوم کشورهای جنگ‌زده است؛ اما این‌همه قصه همدلی و همراهی مردم ما نیست. مثلاً مردم سراسر کشور می‌توانند برای مدافعان حرم لباس گرم ببافند و همراه یک دست‌نوشته برای مدافعان حرم بفرستند. سال قبل جشنواره فیلم عمار و دعوت عمومی «ننه عصمت» مادربزرگ مهربان یزدی، بانی شرکت مردم در این پویش شد. امسال هم اعضای ستاد بزرگداشت شهدای مدافع حرم منطقه ۱۱ برای اولین بار تصمیم گرفته‌اند طرح بافت شال و کلاه برای مدافعان حرم را منظم‌تر و زودتر از رسیدن زمستان شروع کنند. در ادامه گزارش ما از این مراسم صمیمانه را می‌خوانید:

با هر گره‌ای که به عشق رزمنده‌ها می‌زنم، با آنها درد دل می‌کنم

روی تریبون سالن مسجد ولیعصر (عج) چند ردیف کلاه بافتنی چیده‌اند. مراسم از ساعت ۹ صبح شروع‌شده و تا ساعت ۱۲ و برگزاری نماز جماعت ظهر ادامه دارد. چند خانم پا به سن گذاشته در ردیف‌های اول مشغول بافتن هستند. همان‌طور که بامهارت رج به رج کلاه را می‌بافند و جلو می‌روند، حواسشان به صندلی‌های اطراف هم هست. هر دختر جوانی را که در نزدیکی‌شان می‌بینند صدایش می‌زنند تا روش اصولی بافت کلاه را به او هم یاد بدهند! خانم فرهادی ۶۳ ساله و از اهالی همین محله است: «ببین مادر! من که اصلاً نمی‌توانم یک‌گوشه بشینم! همیشه دوست دارم فعال باشم. زمان جنگ هم توی همین مسجد با خانم‌ها جمع می‌شدیم و برای جبهه‌ها کمک می‌فرستادیم. مربا درست می‌کردیم یا لباس‌های رزمنده‌ها را رفو می‌کردیم. آن زمان بچه‌هایم کوچک بودند، ولی هر طوری بود کارهایم را به‌موقع انجام می‌دادم که به مسجد برسم.»

اشک چشم‌هایش را پاک می‌کند و می‌گوید مگر می‌شود بدون نیت این کلاه‌ها را ببافی؟! «وقتی دانه‌دانه این‌ها را می‌بافم با رزمنده‌ها و شهدا حرف می‌زنم. می‌گویم قربانتان بروم! شما این‌ها را روی سرتان می‌گذارید و در آن سرما برای دفاع از ما و حرم حضرت زینب (س) می‌جنگید. اگر بخواهم یادداشتی برایشان بنویسم، می‌گویم دوستتان دارم و به عشق شما پسرهایم این‌ها را بافته‌ام. به عشق اینکه وقت زیارت به‌جای من هم به حضرت زینب (س) سلام بدهید.» خانم فرهادی از آن‌هایی که می‌گویند مدافعان حرم رقم‌های میلیاردی می‌گیرند، حسابی شاکی است. می‌گوید این حرف‌ها اصلاً منصفانه نیست و این بچه‌ها در آن شرایط خیلی مظلوم هستند. حتی پرس‌وجو کرده که اگر خانم‌ها را هم اعزام می‌کنند، حاضراست برود آنجا و برای رزمنده‌ها آشپزی کند.

شهادت دوستانمان، بهانه شروع این طرح بود

مسجد ولیعصر (عج) در زمان دفاع مقدس هم از پایگاه‌های اصلی جمع‌آوری کمک‌های مردمی به جبهه‌ها بوده است. حضور نیروهای ایرانی در جبهه مقاومت سوریه و شهادت «علی آقا عبداللهی»، یکی از بسیجی‌های فعال این مسجد در آنجا، بهانه‌ای می‌شود تا جوان‌های محل به فکر بیفتند تا پایگاهی مردمی برای معرفی این شهدا و همراهی با مدافعان حرم ایجاد کنند. «حسین عباسپور» جوان ۲۷ ساله‌ای است که مسئولیت «ستاد بزرگداشت شهدای مدافع حرم منطقه ۱۱» را بر عهده دارد. فارغ‌التحصیل کارشناسی فقه و مبانی حقوق است و رفاقتش با شهید علی آقا عبداللهی به‌واسطه هم‌محله‌ای بودن از زمان کودکی شروع‌شده و تا بعد از تأهل هر دو نفر ادامه داشته است. شاید همان عقد اخوتی که در روز عید غدیر با علی خوانده بود، باعث می‌شود باوجود ناملایمات سر راهش، برای فراموش‌نشدن نام او در محل تلاش کند. بعد از چند ماه پیگیری با کمک دوستانش موفق می‌شوند این ستاد را زیرمجموعه ناحیه مقاومت بسیج سلمان فارسی راه بیندازند: «ما الآن سه شهید و سه جانباز مدافع حرم در این منطقه داریم. فعالیت جدی ما از هفته دفاع مقدس امسال شروع شد. به همین مناسبت در بوستان دانشجو نمایشگاهی به نام «یاد یاران» برگزارشده بود و ستاد ما هم آنجا یک غرفه داشت. آنجا سه شهید مدافع حرم منطقه ۱۱ را معرفی کردیم: شهید علی آقا عبداللهی، شهید مرتضی کریمی و شهید داریوش درستی که هر سه از شهدای جاویدالاثر هستند. از خانواده این عزیزان و شهید جاویدالاثر، مجید قربان خانی هم تجلیل شد.»

عباسپور و دوستانش همان‌جا طرح بافت کلاه برای مدافعان حرم را شروع می‌کنند و درنهایت با همکاری مردم، صد کلاه برای فصل سرما بافته می‌شود. بعدازآن هم با توزیع کاموا در مجالس و دورهمی‌های زنانه و تبلیغات در کانال تلگرام (@modafean11) این طرح را ادامه می‌دهند تا با کمک مردم و در زمان کوتاه‌تر، تعداد بیشتری کلاه ببافند: «از مشهد، مراغه، بندرعباس، یزد، مشهد اردهال و… پیام می‌دادند که دوست دارند در جنبش کمک به مدافعان حرم سهم داشته باشند. همین امروز تعدادی کلاه بافتنی از کرج و یزد به دست ما رسید که مجموعاً ۱۰۰۰ تا ۱۲۰۰ دست کلاه می‌شود. علاوه بر وجوهات نقدی، تعدادی جوراب بافتنی و لباس بچه‌گانه هم برایمان فرستاده‌اند؛ که ان‌شاءالله هفته اول آبان آنها را برای رزمندگان ایرانی و رزمندگان تیپ فاطمیون و زینبیون ارسال می‌کنیم.»

یعنی ایران نمی‌تواند یک کلاه بافتنی برای رزمنده‌هایش تأمین کند؟!

عباسپور می‌گوید برای شروع هر فعالیت مردمی، به اعتمادسازی و تبلیغات درست نیاز است و در این مسیر «حسن شمشادی» (خبرنگار سابق واحد مرکزی خبر در سوریه) به معرفی طرح آنها کمک زیادی کرده است: «از امام جماعت مسجد ولیعصر (عج) حاج‌آقا حسینی پناه و از فرمانده ناحیه مقاومت بسیج سلمان فارسی، سرهنگ کاظم رضایی برای حمایت بی‌دریغ از این طرح تشکر می‌کنیم. ولی تا الآن جز آقای شمشادی کسی برای «معرفی» این طرح با ما همکاری نکرده. بنده خدا در راه سوریه بودند ولی با تماس من، به‌محض اینکه به اینترنت دسترسی پیدا کردند، تبلیغ این طرح را در کانال تلگرام و صفحه اینستاگرام گذاشتند و همین باعث شد خیلی‌ها این طرح را بشناسند. ایشان تأکید داشتند که هوا در سوریه سرد شده و باید زودتر برای ارسال کلاه‌ها و لباس‌های گرم دیگر اقدام کنیم.» مسئول ستاد شهدای مدافع حرم منطقه ۱۱ می‌گوید از خانواده‌های رزمندگان مدافعان حرم هم پیام‌هایی داشته است: «خانمی از مشهد برای من پیام داد و برای فرستادن لباس‌های گرم آدرس ستاد را خواست. می‌گفت برادر خودش هم مدافع حرم است. از او شنیده سرمای هوا مدتی است در سوریه شروع‌شده، آن‌قدر که تعدادی از هم‌رزمانش آنجا سرماخورده‌اند.»

می‌شود حدس زد که این بار هم حرف‌وحدیث‌هایی درباره وضعیت مدافعان حرم مطرح شود: «پیام‌هایی داشتم که پرسیده بودند یعنی جمهوری اسلامی با این قدرت نظامی و پشتیبانی، نمی‌تواند کلاه بافتنی مدافعان حرم را تأمین کند؟! من به همه یک جواب دادم: ما مأمور به وظیفه‌ایم و این کار هم زکات امنیت و آرامشی است که در کشور داریم. فکرش را بکنید که انرژی مثبت این مادران و خواهران چقدر برای رزمنده‌های ما دلگرمی است! از مادری شنیدم که می‌گفت بااینکه تعداد درست نودتا است، اول کار صدتا دانه در میله بافتنی سَر می‌اندازم. چون می‌خواهم با هر گره‌ای که می‌زنم یک ذکر برای سلامتی مدافعان حرم بگویم. این‌طوری شبی یک کلاه می‌بافم و هر شب یک ختم ذکر را تمام می‌کنم.» قرار است به هر خانمی که کار بافت را شروع می‌کند برگه‌ای بدهند تا برای رزمنده گیرنده کلاه نامه‌ای بنویسد: «دل نوشته یک دخترخانم هشت‌ساله ‌این بود: سلام بر کسانی که شهید شده‌اند، ولی در کنار ما روزی می‌خورند.»

در سرمای سوریه، با کلاه و کاپشن می‌خوابیدیم

بین مهمان‌های امروز، یک رزمنده مدافع حرم هم حضور دارد. «سید امیر بنایی»، رزمنده ۲۴ ساله‌ای که سال گذشته به سوریه اعزام شد و ۲۱ دی‌ماه در ماجرای اصابت موشک کورنِت به خودروی هم‌رزمانش، شاهد شهادت مظلومانه تعدادی از دوستان نزدیکش مثل «شهید مرتضی کریمی» بود. خود او هم در این انفجار مجروح می‌شود و حالا با عنوان «جانباز مدافع حرم» شناخته می‌شود: «آخرین باری که سوریه بودم همان دی‌ماه ۹۴ بود، اوج فصل سرما. هوا آن‌قدر سرد بود که ما کف، سقف و درودیوار اتاق را با چندلایه پتو پوشانده بودیم. وسایل گرمایشی ما فقط یک بخاری نفتی بود که البته جوابگوی آن حجم سرما نبود. ناچار بودیم بالباس نظامی و کلاه و کاپشن بخوابیم و هرجایی که برای پُست دادن می‌ایستادیم، حتماً آتش روشن می‌کردیم.»

امیر بنایی، یک پسردایی هم سن و سال خودش به نام «پدرام خراسانی» داشت که مأمور نیروی انتظامی بود و تیرماه سال ۹۴ حین انجام‌وظیفه در تهران به شهادت رسید: «زمستان پارسال زن‌دایی من به نیت پسر شهیدش تعدادی شال و کلاه بافت و فرستاد سوریه. یادم هست یکی از هم‌رزم‌هایم یادداشت داخل این بسته را خواند و صدایم کرد که ببین! این‌ها را اقوام تو فرستاده‌اند.» می‌گوید مقدار زیادی از بودجه مربوط به مقاومت، صرف پشتیبانی نظامی می‌شود و این کمک مردم می‌تواند بخشی از هزینه‌های موردنیاز رزمنده‌ها را تأمین کند: «همین الآن از طریق اطلاع‌رسانی در جلسات و هیئت‌های ماه محرم در تلاشیم برای مردمی که اطراف حرم حضرت زینب (س) زندگی می‌کنند و در محاصره هستند، نان و مواد غذایی تهیه کنیم. قبل از فرستادن این لباس‌های گرم سعی می‌کنم عکس‌های مراسم امروز را برای دوستانم در سوریه بفرستم. فکرش را بکنید! مثلاً جوانی که مادر ندارد وقتی ببیند این حاج‌خانم‌ها بااین‌همه عشق و علاقه برایش لباس گرم می‌بافند، چه روحیه‌ای می‌گیرد.»

قبل از شهادت پسرم هم برای مدافعان حرم شال و کلاه می‌بافتم

مادر شهید «علی آقا عبداللهی»، مادر و خواهر شهید «مجید قربان خانی» و همسر شهید «مرتضی کریمی»، سه شهید جاویدالاثر مدافع حرم، مهمان مراسم امروز هستند. سه شهیدی که در ۲۱ و ۲۲ دی‌ماه سال گذشته به شهادت رسیده‌اند. در فرصتی که خانم‌های جلسه مشغول بافتن کلاه می‌شوند، آن‌ها هم چند رج می‌بافند. در تمام این مدت، همه فکر و خیال و همه درد دل‌های زنانه‌شان به‌روزهایی برمی‌گردد که پسر، همسر یا برادرشان در سرمای استخوان سوز سوریه با همه توان می‌جنگید اما در تماس‌های تلفنی از سرما چیزی نمی‌گفت تا خانواده نگران نشوند. مادر شهید علی آقا عبداللهی می‌گوید سال قبل هم در طرح بافتن لباس‌های گرم برای مدافعان حرم شرکت کرده بود و حالا شهادت پسرش، بهانه‌ای شده برای منظم‌تر شدن این پویش مردمی: «سال قبل چنین طرحی نبود، خودم رفتم کلاف کاموا گرفتم و با خانم‌های فامیل تعداد زیادی شال و کلاه بافتیم. یک جین جوراب پشمی هم از بازار خریدم و همه را بردیم سینما فلسطین تحویل دادیم. اگر یادتان باشد آن زمان در حاشیه جشنواره عمار لباس‌های گرم و نامه‌های مردم به مدافعان حرم را جمع می‌کردند که همه را یکجا بفرستند سوریه. ان‌شاءالله امسال هم کمک می‌کنم.» مادر شهید آقا عبداللهی اما زمانی که پسرش در منطقه بود، هیچ یادداشتی همراه لباس‌های گرم نفرستاد: «دوست داشتم همراه شال و کلاه‌ها برای علی و هم‌رزم‌هایش چیزی بنویسم، ولی واقعاً دستم به نوشتن نمی‌رفت. خیلی سخت بود.»

همسر شهید مرتضی کریمی دو دختر ۱۰ و ۶ ساله دارد: «دوست دارم مثل این خانم‌ها در این طرح شرکت کنم ولی با داشتن دوتا بچه‌مدرسه‌ای واقعاً وقت نمی‌کنم! مطمئنم رزمنده‌های ما همین‌که می‌بینند مردم برای تهیه لباس گرم آنها این‌طور تلاش می‌کنند، دلشان گرم می‌شود. از خیلی از خانم‌ها شنیده‌ام دوست دارند مدافع حرم باشند. همین پویش مردمی و کمک به تهیه وسایل موردنیاز رزمنده‌ها می‌تواند آنها را به آرزویشان برساند.»

منبع: مهر

انتهای پیام

کارشناسان درباره حضور پررنگ دخانیات در دانشگاه‌ها هشدار می‌دهند قلقل قلیان وسوسه دودی شدن دختران

صدای شیعه: محکم ایستادم و گفتم: نه! در صورتی که دوستان دیگرم که به دلیل رودربایستی و یا تمرین مثلا بزرگ شدن، از قلیان استفاده کردند و حالا یک معتاد حرفه‌ای به قلیان و دخانیات هستند و در آتش اعتیاد به مخدرهای گوناگون می‌سوزند. این جملات را خانم «ز. ق.» عضو ایستگاه سلامت بانوان پارک ملت که روزی قرار بوده در پاتوق‌های دخترانه از قلیان استفاده کند، می‌گوید. این دختر جوان می‌افزاید: همه اعتیادها از قلیان و سیگار آغاز شده‌اند، به همین دلیل باید برای مقابله با این افیون‌ها کارهای جدی‌تری از سوی مسؤولان انجام شود.

* اعتیاد ۵/۵ میلیون نفری به قلیان و سیگار

اعلام خبر استفاده ۳۰ درصد دانشجویان دختر از قلیان و اعتیاد یک تا سه درصد خانم‌ها به سیگار از سوی مدیر کل جمعیت مبارزه با دخانیات یک بار دیگر زنگ خطر را برای مردم و مسؤولان به صدا درآورده است.

وزیر کشور نیز در گزارشی که از آسیب‌های اجتماعی در صحن علنی مجلس ارایه داد، اعلام کرد ۵/۵ میلیون نفر درگیر مصیبت اعتیاد هستند که ۱۰۰ درصد این افراد قلیان و سیگار را پیش از اعتیاد به مخدرها تجربه کرده اند و در این میان، زنان قربانیان اصلی هستند.

وزارت بهداشت نیز در گزارش اخیرش اعلام کرد، سالانه ۱۰ میلیارد تومان در کشور برای دخانیات هزینه می‌شود، در حالی که باید حداقل دو برابر آن توسط دولت خرج بیماری‌های ناشی از مصرف دخانیات بشود. این رقم به جز سرمایه تلف شده عمر و وقت افرادی است که به نوعی درگیر معضل قلیان و سیگار هستند.

* ۳۰ درصد دانشجویان دختر قلیانی‌اند

دکتر طیبه سادات نبی زاده، متخصص بیماری‌های عفونی و استاد دانشگاه در این باره به خبرنگار ما می‌گوید: هم اکنون بر اساس آمارهای اعلام شده تا سه درصد خانم‌ها سیگار و ۳۰ درصد دانشجویان دختر نیز قلیان مصرف می‌کنند که با ادامه این وضع طی چند سال آینده باید منتظر بروزسرطان در این افراد باشیم.

 وی تصریح می‌کند: در کشورهایی که زنان سیگار می‌کشند، سرطان ریه شایع‌تر از سرطان سینه است و این ویژگی متأسفانه در کشور ما اتفاق افتاده است که باید به خانواده‌هایی که دخترانشان با قلیان تفریح مرگبار می‌کنند، هشدار داد.

* سرطان‌زایی ۹۰ درصدی قلیان

وی با اشاره به اینکه طبق آمار ۹۰ درصد تنباکوها دارای مواد سرطان‌زا هستند، می‌افزاید: طبق آمار وزارت بهداشت مشخص شده، این تنباکوها دارای مواد روانگردان و مواد شیمیایی سرطان‌زا مانند بنزن و حلال‌های آروماتیک هستند که پیش زمینه ۱۷ نوع سرطان است.

دکتر نبی زاده در ادامه می‌گوید: در برخی قهوه خانه های سنتی و قلیان‌سراها، توتون را در مواد مخدر و الکل به مدت حداقل یک هفته خیس می‌کنند که از این طریق جوانان را به استفاده از این نوع توتون مخدر معتاد کنند، برای همین جوانان اراده ندارند که از آن دست بردارند.

* ورودی ۲۰۰ هزار تومانی برای قلیان کشی!

محمدرضا مسجدی، مدیر کل جمعیت مبارزه با دخانیات نیز می‌گوید: اقبال جوانان به تفریح مرگباری چون قلیان تا جایی پیش رفته که در برخی نقاط تهران، برای مصرف قلیان ۱۰۰ تا ۲۰۰ هزار تومان ورودی می‌گیرند.

وی می‌افزاید: در تازه ترین پژوهش بررسی اعتیاد دختران مشخص شده ۴۳ درصد دختران و ۶۴ درصد پسران به صورت تفریحی و گاه گاهی قلیان می‌کشند که با بررسی کامل مشخص شده، بیشتر این تفریح‌ها آنان را به دام اعتیاد کشانده و هم اکنون در چنگال افیون اسیرند.

وی اعتیاد به قلیان، دخانیات و الکل را از عوامل ایجاد بیماری‌های قلبی و عروقی، تنفسی، سرطان و دیابت می‌داند، ادامه می‌دهد:دو سوم مرگ و میرها در ایران به علت ابتلا به این بیماری‌های دخانی بویژه قلیان است که باید با آن مقابله شود.

* قانون منع استفاده از دخانیات

مدیر کل جمعیت مبارزه با دخانیات با اشاره به قانون منع استفاده از دخانیات یادآورمی شود: طبق این قانون، استفاده از دخانیات در فضای بسته و مکان‌های عمومی ممنوع شده، اما گرچه این قانون در سال ۸۵ از مجلس خارج و ابلاغ شده است، ولی تا کنون به صورت کامل اجرا نشده است.

به گفته دکترمسجدی، در این زمینه باید دولت و مجلس برای تدوین و اجرایی شدن برنامه فراموش شده ۱۰ساله پیشگیری از بیمارهای غیرواگیر پیگیری کنند؛ زیرا با اجرای این برنامه بیماری های قلبی و عروقی، تنفسی، سرطان و دیابت با کاهش ۳۰ درصدی استعمال دخانیات، به کاهش شدید معتادان قلیان و سیگار و در نهایت، سلامت جامعه منجر می‌شود.

* قلیان پرتگاه آسیب‌های اجتماعی

دکتر علیرضا علمدار، عضو شورای تخصصی آسیب‌های اجتماعی وزارت کشور در این باره به خبرنگار ما می‌گوید: مسأله اعتیاد زنان را باید هم مسأله خانواده و هم جامعه بدانیم. در واقع رواج قلیان میان این افراد، بردن خانواده به پرتگاه آسیب‌های اجتماعی است.

وی با اشاره به از بین رفتن قبح قلیان میان دختران و زنان در کلانشهرها می‌افزاید: حتماً باید اعتیاد زنان به دخانیات را جدی بگیریم؛ زیرا آسیب‌های ناشی از این مواد با وسعت زیادی رو به گسترش است و یقیناً با ادامه این روند آسیب‌های بعدی در انتظار آنان خواهد بود.

* منفی ترین شخصیت برای دختران با قلیان

این روان‌شناس و مشاور خانواده همچنین بیان می‌کند: متأسفانه هنوز هم زنان و دختران تحت تأثیر ماهواره و رسانه های ضد فرهنگی به سوی قلیان و سیگار کشیده می‌شوند، در صورتی که با این کار منفی ترین شخصیت برای دختران در میان خانواده‌ها ارایه می‌شود.

به گفته دکتر علمدار، آنچه می‌تواند موقعیت زنان را در جوامع فرهنگی مانند ایران ارتقا دهد، نوع نگاه مردان و نیز دیدگاه زنان درباره خودشان است که این نگاه در صورت رواج قلیان اثر منفی در شاخص‌های رشد اجتماعی کشورمان خواهد داشت.

* آثار ضد فرهنگی قلیان سراها

دکترحسین اردکانی، عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد و کارشناس سازمان مردم نهاد مبارزه جامعه نگر نیز با اشاره به افزایش روآوری دختران به دخانیات بویژه قلیان می‌گوید: گرچه افزایش ورودی دختران به دانشگاه‌ها یک ارزش است، اما می‌تواند به ضد ارزش تبدیل شود.

وی می‌افزاید: اگر با آثار ضدفرهنگی قلیان سراهای نزدیک دانشگاه‌ها و دبیرستان‌های دخترانه و نیز رستوران‌های سنتی مقابله نشود، این امر خود به یک آسیب افسار گسیخته تبدیل می‌شود که نگران کننده است و باید از سوی نهادهای کنترلی با آن برخورد شود.

* قلیان در انتظار دختران مهاجر

این عضو سازمان مردم نهاد مبارزه جامعه نگر با دخانیات تأکید می‌کند: دولت و نهادهای نظارتی باید توجه کنند، الگوی مهاجرت در کشور زنانه شده است؛ یعنی اکنون دختران و زنان از روستاها به شهرها و از شهرهای کوچک به شهرهای بزرگ مهاجرت می‌کنند، بنابراین آسیب‌هایی چون مواد مخدر و قلیان در انتظار آنان است.

به گفته وی، دختران به شهرهای بزرگ مهاجرت می‌کنند و در کلانشهرها زندگی مجردی دارند و زندگی مجردی برای دختران در ساختارهای جامعه ما مسایل خاص خودش را به دنبال دارد که در این زمینه هیچ راهنما و یار و یاوری برای پرهیز از خرده فرهنگ‌هایی چون قلیان کشی ندارند.

وی همچنین تأکید می‌کند: باید دانشگاه‌ها، دبیرستان‌ها و نیز باشگاه‌های ورزشی و آموزشگاه‌های ویژه دختران از زیان‌های قلیان و آسیب‌های اجتماعی آن بگویند و از سویی دولت مافیای قلیان سراها، و کارتلهای واردات و توزیع سیگار را مهار کند تا از مشکلات بعدی کاسته شود وگرنه در آینده ای نزدیک با خانم‌ها و بانوانی سیاه سوخته و دودزده روبه‌رو خواهیم بود که بچه‌هایی معتاد را تحویل جامعه خواهند داد.

* بزودی دانشگاه بدون دخانیات می‌شود

دکتر یعقوبی، مدیرکل مرکز مشاوره و سلامت روان دانشجویان وزارت علوم نیز به ایسنا می‌گوید: استفاده از قلیان و سیگار توسط دختران دانشجو افزایش یافته است، برای همین شیوه‌نامه دانشگاه عاری از دخانیات تا دو هفته آینده ابلاغ خواهد شد و بر اساس آن، برای ممنوعیت استفاده از دخانیات در سطح استادان و دانشجویان، شاخص‌هایی به عنوان خط قرمز تعیین خواهد شد.

به گفته وی، خط ‌مشی دانشگاه عاری از دخانیات با موافقت تمامی تشکل‌های دانشگاهی (دانشجویی، استادان و کارکنان) تدوین شده و پس از آن اجرای طرح در صورت رعایت نکردن، یک تخلف هنجاری و فرهنگی محسوب شده و با متخلفان محیط آموزشی برخورد می‌شود.

منبع: قدس آنلاین

انتهای پیام

تصاویر روز عاشورا در امامزاده سید جعفر و حمیده خاتون تهران

به گزارش بولتن نیوز به نقل از کارناوال، در چشم بر هم زدنی ۱۰ روز از محرم گذشت و هنگام عاشورا شد…

و روز شهادت امام سوم شیعیان، حسین بن علی (ع) فرا رسید. غمی بی پایان قد به دل های عزادار مسلمانان گذاشت و اشک ها را جاری شاخت.

در هر گوشه ای از ایران پرچم های عزا نشان از حضور هیئت هایی دارند که با سر دادن نوحه ها، غم هایشان را بر لب ها جاری می سازند.

امامزاده سید جعفر و حمیده خاتون از سال های دور در غرب تهران میزبانی عزاداران روز عاشورا را به عهده دارند. هیئت های قدیمی به سوی این امامزاده می آیند تا به رسم سنتی دیرین، لحظاتی را در حیاط این امامزاده به نوحه سرایی، سینه زنی و زنجیر زنی بپردازند، به زیارت امامزادگان بروند و در غم این روز با آن ها شریک شوند. این روز فرصت خوبی برای مردم است تا دمی در کنار مزار رفتگان بنشینند و برای آن ها طلب آمرزش کنند.

بعد از ظهر عاشورا نوبت به تعزیه خوانان می رسد تا گوشه ای از واقعه ی کربلا و درد و رنج یاران امام را به تصویر بکشند. به هنگام غروب همزمان با سردادن فریادهای عزاداران خیمه ها به آتش کشیده می شوند و شام غریبان از راه می رسد.

کارناوال روز عاشورا در امامزاده سید جعفر و حمیده خاتون گذراند و گزارش تصویری و اختصاصی از این روز و مراسم آن برای همراهان خود تهیه کرده است.

عاشورا

امام زاده رنگ و بویی عاشورایی به خود گرفته است…

عاشوراعاشورا

سنت رنگین نمودن آب حوض امامزاده که هر سال برگزار می شود…

عاشورا

کم کم عزاداران حسینی از راه می رسند…

عاشوراعاشورا

و لحظه به لحظه بر تعداد افرادی که قدم به این محل  می گذارند افزوده می شود…

عاشورا

صدای دسته های عزاداری ازخیابان های منتهی به امام زاده به گوش می رسد…

عاشورا

و در هر گوشه نشانه هایی از عاشورا به چشم می خورد…

عاشوراعاشورا

زمان تعزیه خوانی فرا می رسد…

عاشوراعاشورا

و خیمه ها به آتش کشیده می شوند.

عاشوراعاشورا

ویدئویی اختصاصی کارناوال از سوزاندن خیمه ها در روز عاشورا


شب سایه ی سیاهش را بر زمین می افکند و شمع های روشن حکایت از فرا رسیدن شام غریبان دارند…

عاشوراعاشورا

سخن آخر

عاشورا را در کجا گذراندید ؟

آیا در شهر شما آداب و رسوم خاصی برگزار می شود؟

نظرات و تجربیات خود را با ما به اشتراک بگذارید.

کوهی از صبر در عاشورا!

به گزارش بولتن نيوز به نقل از تبيان، یکی از یاران امام سجاد علیه السلام می گوید: بعد از عاشورا، روزی امام
سجاد علیه السلام مرا دید و فرمود: «شنیده ام که گاهی قبر اباعبدالله را
زیارت می کنی.» گفتم: «بلی، همین طور است.» فرمود: «چرا چنین می کنی؟ تو
نزد خلیفه جایگاهی والا داری. او کسی را محبّ ما اهل بیت باشد؛ تحمل نمی
کند.» گفتم: «به خدا با این کار تنها رضای خدا و رسولش را می طلبم. خشمِ
دیگران برایم مهم نیست. اگر هم گزندی به من برسد؛ باکی ندارم.» امام سجاد
فرمود: «تو را به خدا قسم چنین است؟» گفتم: «آری به خدا!» سه بار او چنین
گفت و من پاسخ دادم. سپس فرمود: «بشارت باد و مژده تو را. حال که این گونه
است، داستانی بزرگ و پنهان دارم که برایت می گویم:

ل

حادثه کربلا پیش آمد.
پدرم و خندان و یارانش همه به شهادت رسیدند. اهل بیت او را به سوی کوفه
بردند. هنگام عزیمت، به کشته ها نگاه می کردم که هنوز دفن نشده بودند. این
صحنه آن قدر برایم آزار دهنده بود که نزدیک بود غالب تهی کنم. عمه ام زینب
متوجهِ حال من شد. گفت: «ای بازمانده جد، پدر و برادرانم! چرا با جان خود
بازی می کنی؟» گفتم: «چرا نکنم؟! سرورانم، خون آلود در دشت افتاده اند.
غارت شده و بی کفن.»
عمه ام زینب فرمود: «آن چه می بینی بی تابت نکند. به خدا قسم این عهدی است
که خدا از جد، پدر و عمویت گرفته است. این کشتگان در آسمان ها شناخته شده
اند. برای قبر پدرت سیدالشهداء پرچمی برمی افروزند که با گذشت زمان هرگز
نمی پوسد و از یاد نمی رود.(۱)
ام ایمن برای من تعریف کرده که روزی علی و
فاطمه و حسنین علیهم السلام، همه در خانه پیامبر جمع بودند. علی علیه
السلام آب ریخت و پیامبر دست مبارکش را شست. بعد به علی و فاطمه و حسنین
نگاهی کرد و نگاهی به آب انداخت. نگاهی از خوشحالی. اما ناگهان دست به دعا
برداشت و به سجده رفت و سخت گریست. بعد سر برداشت و اما چون باران گریه می
کرد. همه از حال رسول الله اندوهگین شدند. وقتی گریه پیامبر به درازا کشید،
امیرالمؤمنین علی علیه السلام علت را پرسید که: «یا رسول الله گریه شما،
دلِ ما را خون کرد.»
پیامبر فرمود: «الان جبرائیل بر من نازل شد و از
داستانِ شما خاندانم خبر داد. که بلایا و سختی های زیادی می بینید. به دستِ
مردمی که خود را از امّت تو می دانند، اما از تو و خاندان تو بیزارند. خدا
را شاکر باش و به قضای او راضی.

خاندانِ تو یکی یکی به شهادت
می رسند. همین فرزندت حسین، به همراه گروهی، کنار فرات در کربلا کشته
خواهد شد. سرزمینی که محنتش فراوان خواهد بود. چون کشته می شوند؛ زمین و
کوه ها  به لرزه در می آید. خداوند خود آن ها را قبض روح می کند. و
فرشتگان  با ظرف هائی از یاقوت و زمرّد، لب ریز از آب حیات، همراهِ حلّه
های بهشتی و عطرهای جنّت، از آسمان هفتم فرود می آیند. با آن آبِ ناب، غسل
شان می دهند و صف در صف برای آنان نماز می خوانند.(۲)
لحظات آخری که
پدرم امیرالمؤمنین علیه السلام هم ضربت خورده بود؛ به من فرمود: «دخترم!
گویا می بینم که تو، زنان و دخترانِ خاندانم را در نهایت خاری در این شهر
می گردانند. و شما می ترسید که مردم شما را بربایند. صبور باشید. به خدایی
که دانه را شکافت؛ آن روز، جز شما دوست و پیروی روی زمین نیست. *


سروده جدید علی معلم درباره امام حسین(ع) و عاشورا

صدای شیعه: علی معلم دامغانی رئیس فرهنگستان هنر در سروده تازه خود به موضوع قیام امام حسین(ع) و واقعه عاشورا پرداخته است.

متن این سروده در ادامه می آید:

اِن لَم یَکُن لَکُم دین ، ‌فَکُونُوا اَحراراً فی دُنیاکُم

تا کی ای نامرد مردم ، مردم ایلیم ما

قوم قابیلید اگر فرزند هابیلیم ما

آدمی بودید روزی آدمیت‌تان چه شد

غیرت و ناموس و مردی و حمیت‌تان چه شد

مسخ گشتید از معاصی در زمین بوزینه وار

ای خسان بوزینه مردم را به نجاری چه کار

شاهبازی کار بازی نیست زاغان بس کنید

مرغ بستان عندلیب است ای کلاغان بس کنید

لایق گاه کلهداران گدایان نیستند

عارفند اشراف عالم جاهلان عامیستند

شهریاری دیگر است و شور پشتی دیگر است

حیز خنثی دیگر است و مرد کشتی دیگر است

داریوشان داریوشانند ، درویشان نی‌اند

سروران درویش خویانند لیک ایشان نی‌اند

آسمان هم وقت‌ها کاری به بازی میکند

در زمین چون نی سواران ترکتازی میکنند

روی می‌تابد زگیتی با وجود بام و شام

مطلبی بود آنکه وهم افراسیابش کرد نام

هر سحر برکار خود گیتی گریبان می‌درد

می برد خورشید را سر سوی شامان میبرد

فرجه‌ای کن در جهان از شرک باعورا هنوز

کربلای است این زمین و روز عاشوراست روز

ای غریم قائم آل محمد از کمین

ذوالفقار مرتضی را برکش آمد روز کین

ناسپاسی را بکوب و فسق را گردن بزن

کفر و شرک نابکاران را به دین در هم شکن

عالمی غرقه است درخون از یهود و از عنود

دست بر کن تا رهد از خار و خس بود و نبود

انتهای پیام

کربلا از یک قرن پیش

به گزارش بولتن نیوز به نقل از جام، هرتسفلد بین سال‌های ۱۹۱۱ تا ۱۹۱۳ میلادی همراه با یک تیم تحقیقاتی از دانشگاه شیکاگو، کاوش‌هایی را در شهر سامرا آغاز کرد و موفق شد مجموعه‌ای با ارزش از کتیبه‌های هخامنشی را شناسایی کند. در همان زمان، او به کاوش و تحقیق در نقاط دیگری از عراق مانند نجف، کاظمین و کربلا مشغول شد.

 

این مستشرق آلمانی که در سال‌های ۱۹۲۳ تا ۱۹۲۵ میلادی بخش‌هایی از پاسارگاد و پرسپولیس را برای نخستین‌بار کاوش کرد، مدت زیادی در ایران به مطالعه و تحقیق درباره‌ هخامنشیان، ساسانیان و دوران اسلامی پرداخت و کاوش‌هایی در این زمینه‌ها داشت. او گزارش جامعی درباره‌ پرسپولیس (تخت جمشید) برای دولت وقت ایران تهیه کرد. این ایران‌شناس آلمانی بین سال‌های ۱۹۲۵ تا ۱۹۳۴ میلادی در تهران زندگی می‌کرد.

 

عکس‌های باقی مانده از هرتسفلد که به حرم‌های امام حسین (ع) در کربلا، امام حسن عسگری (ع) در سامرا و امامان موسی کاظم و جواد (ع) در کاظمیه یا کاظمین مربوط می‌شود، احتمالا در دورانی گرفته شده که او برای تحقیق و کاوش‌های باستان‌شناسی درباره‌ی تمدن‌های میان‌رودان به عراق رفته بود.

 

در عکس‌های او علاوه‌ بر معماری زیارتگاه‌ها و نمایی از شهر در حدود یک قرن پیش، مردمی که در اطراف حرم‌ها آمد و شد داشتند نیز نشان داده شده است.

 

نتیجه کار هرتسفلد هفت قطعه عکس سیاه و سفید همراه دو کارت‌پستال بود. البته سندی برای این‌که اثبات شود، همه‌ی آن تصاویر توسط این باستان‌شناس آلمانی گرفته شده است، وجود ندارد./ ایسنا

 

 

غبار اندوه بر‌ شانه‌های شهر

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

[email protected]

علاقه ‌منديم بفهميم عزاداری ما مقبول است يا نه؟/ سالار شهيدان (س) خونش را داد برای همين دو كار …

گروه مذهبی: حضرت آيت‌الله جوادي آملي در بیانات خود در روز تاسوعا ۱۴۳۵ هـ . ق بیان داشت: ماه محرم كه ماه سوگ و ماتم است ماه عبادت و بندگي خداست زيرا طبق بيان نوراني امام معصوم(سلام الله عليه) وجود مبارك سيّدالشهداء(سلام الله عليه) جان خود را در راه خدا داد براي دو كار، همان دو كاري كه پيامبران و خصوص پيامبر خاتم(عليهم السلام) آن دو كار را برنامه الهي خود مي‌دانستند.
علاقه ‌منديم بفهميم عزاداری ما مقبول است يا نه؟/ سالار شهيدان (س) خونش را داد برای همين دو كار ...
خدا انبيا را براي همين دو كار فرستاد يكي اينكه جامعه بفهمد, يكي اينكه جامعه وارسته بشود; علم و عدل ﴿يُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ﴾ اين يك برنامه, ﴿وَيُزَكِّيهِمْ﴾ اين برنامه دوم. آدمِ بفهم و آدم پاك، چنين جامعه‌اي جامعه بهشتي است كه انبيا براي همين دو امر آمدند آن كسي كه متوجه نيست كه حيات او حيات انساني نيست آن‌كه مي‌فهمد و عمل نمي‌كند آن هم كه حياتش حيات انساني نيست ﴿يُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ﴾ اين اصل اول, ﴿وَيُزَكِّيهِمْ﴾ اصل دوم براي اينكه انسان همين دو شأن را دارد برخي از نيروهاي ما عهده‌دار ادراك‌اند يعني چشم و گوش, برخي از نيروهاي ما عهده‌دار كار و فعاليت‌اند يعني دست و پا.

آن‌كه چشم و گوش ندارد ناقص است آن‌كه چشم و گوش دارد ولي دست و پاي او فلج است ناقص است, آن‌كه چشم و گوش دارد يعني خوب مي‌فهمد, دست و پاي او سالم است خوب كار مي‌كند اين انسان سالمي است اين براي بيرونِ ما, در درون ما نيرويي است به نام عقل نظر كه عهده‌دار انديشه است كه بايد خوب بفهمد, يك نيروي ديگر هم هست به نام عقل عمل كه انگيزه براي اوست بايد خوب تصميم بگيرد, كسي كه اهل جزم برهاني نيست انسان نيست, كسي كه اهل جزم برهاني است ولي اهل عزم انساني نيست او هم انسان نيست.

پس انبيا(عليهم السلام) براي همين دو كار آمدند همين دو وظيفه را وجود مبارك حسين‌بن‌علي(سلام الله عليه) در كربلا داشت در زيارت «اربعين» كه از بهترين زيارت‌هاي آن حضرت است مي‌خوانيم: «و بذل مهجته فيك» خون قلبش را در راه تو داد تا اين دو عنصر و دو اصل در جامعه زنده بشود «ليستنقذ عبادك من الجهالة و حيرة الضلالة»[۱] مردم از جهالت نجات پيدا كنند عالِم و دانشمند بشوند و از ضلالت و گمراهي عملي نجات پيدا كنند هدايت بشوند اين مطلب اول.

مطلب دوم آن است كه ما دلمان مي‌خواهد ببينيم عزاداري ما مقبول است يا نه همان‌طوري كه علاقه‌منديم ببينيم كه نماز ما مقبول است يا نه, روزه ما مقبول است يا نه, علاقه‌منديم بفهميم عزاداري ما مقبول است يا نه؟ براي هر كدام از اينها علامتي ذكر كردند ما الآن به خوبي مي‌توانيم بفهميم نمازي كه خوانديم مقبول شد يا نشد; زيرا خدا نماز را معرفي كرد كه آثار نماز اين است كه نماز، انسان را از بدي و زشتي پاك مي‌كند ﴿إِنَّ الصَّلاَةَ تَنْهَي عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنكَرِ﴾[۲] ما اگر تا شب امتحاناتي پيش آمد به لطف الهي دست ما آلوده نشد, چشم ما آلوده نشد خدا را شاكر باشيم كه اين نماز [ظهر و عصر] ما قبول شد اگر خداي ناكرده در امتحاناتي كه از ظهر تا شب پيش مي‌آيد چشم و گوش ما دست ما آلوده شد مطمئن باشيم اين نماز مقبول نيست براي اينكه نماز آن است كه انسان را از زشتي باز دارد اگر كسي تشنه است و مايعي را خورد و سيراب نشد معلوم مي‌شود آب نبود چون آب آن است كه رفع عطش بكند نماز آن است كه جلوي بدي را بگيرد اين معرفي نماز است البته حقيقت نماز در قيامت روشن مي‌شود ولي اينكه به ما گفتند: «حاسبوا أنفسكم»[۳] اهل محاسبه باشيد معلوم مي‌شود راه باز است, اگر روزه‌اي گرفتيم ببينيم اين روزه مقبول است يا نه اين هم يك راه دارد چون فرمودند: «الصوم جُنّة مِن النار»[۴] جُنّه يعني سپر, روزه سپر از آتش گناه است, آتش جهنم است اگر كسي روزه گرفت و امتحاني پيش آمد و اين سپر بود و نگذاشت آتش گناه به او برسد خدا را شاكر باشد كه روزه او قبول شد.

عزاداري هم همين‌طور است ما عزاداري كه كرديم اگر ان‌شاءالله عاقل شديم و عامل شديم خدا را شكر كنيم كه اين عزاداري ما مقبول است براي اينكه طبق زيارت «اربعين», سالار شهيدان(سلام الله عليه) خونش را داد براي همين دو كار: مردم عاقل بشوند, مردم هدايت بشوند; هم بفهمند, هم عمل كنند نه بيراهه بروند نه راه كسي را ببندند اين وظيفه ماست. بنابراين در نحوه عزاداري چه خودمان چه دوستانمان همه بايد مواظب اين كار باشيم كاري انجام بدهيم كه نتيجه و خروجيِ آن, عقل و عدل باشد.

امروز تاسوعاي سالار شهيدان حسين‌بن‌علي‌بن‌ابي‌طالب(سلام الله عليه) است و طبق رسم, سوگ و ماتم قمر بني‌هاشم(سلام الله عليه) را مطرح مي‌كنند مي‌بينيد كربلا همه مواردش همان «بذل مهجته فيك ليستنقذ عبادك من الجهالة و حيرة الضلالة» است هم كارِ عاقلانه, هم كار عادلانه انجام دادند در همه مراحل.

شب عاشورا وقتي وجود مبارك ابي‌عبدالله فرمود ما خداي ناكرده اهل خدعه و نيرنگ و اينها نيستيم فردا هر كه باشد شهيد مي‌شود و اينها هم با من كار دارند با شما كاري ندارند و من هم كه امام زمان شما هستم بيعت را از شما برداشتم و اگر خواستيد برويد, دست زن و بچه‌هايتان را بگيريد و برويد، خب اين نهايت آزادگي و بزرگواري است فرمود اينها با شما كاري ندارند مستحضريد كه راه كربلا يك‌طرفه بود بسته بود كسي حقّ آمدن نداشت اما رفتن آزاد بود كسي بخواهد از خارج كربلا بيايد به اردوي حسيني(عليه السلام) و حضرت را ياري كند آن راه بسته بود ولي اگر از اردوي حسيني كسي مي‌خواست برود راه باز بود.

 فرمود اين است اول كسي كه برخاست و عرض كرد ممكن نيست دست از شما برداريم قمر بني‌هاشم عباس‌بن‌علي بود بعد ديگران به نوبه خود عرض ادب و ارادت كردند. عصر تاسوعا كه شد همان نيرنگي كه در صلح تحميلي براي حسن‌بن‌علي(سلام الله عليهما) انجام دادند همان نيرنگ را خواستند براي حسين‌بن‌علي(سلام الله عليهما) انجام بدهند با نيرنگ‌هاي معاويه, افسران امام حسن را از اطراف حضرت جدا كردند حضرت را تنها كردند مجبور به سوزش كردند نه سازش اين يك صلح تحميلي بود كه جنگي نشد خوني ريخته نشد و وجود مبارك امام حسن مجبور شد صلح كند همان نقشه را درباره حسين‌بن‌علي(سلام الله عليهما) پياده كردند كه خواستند پرچمدار رسمي ابي‌عبدالله را از آن حضرت جدا كنند قهراً برادران قمر بني‌هاشم از او جدا مي‌شدند عده‌اي هم فاصله مي‌گرفتند و فكر مي‌كردند وجود مبارك حسين‌بن‌علي را به صلح تحميلي وادار مي‌كنند همين نيرنگ از اتاق جنگ كوفه تثبيت‌شده به كربلا آمد شمر چون از قبيله بني‌كلاب بود و وجود مبارك قمر بني‌هاشم هم از همان قبيله بود و حسّ قبيله‌گرايي هم در بين عرب رايج بود گفت: «أين بنو اختنا» كجا هستند خواهرزاده‌هاي ما چون مادر قمر بني‌هاشم امّ‌البنين(سلام الله عليهما) از قبيله بني‌كلاب بود وجود مبارك قمر بني‌هاشم اعتنا نكرد بالأخره به دستور سالار شهيدان حركت كرد ببيند كه شمر چه مي‌گويد, گفت من براي شما و برادران تو امان‌نامه آوردم حضرت فرمود: «لعنك الله و لعن أمانك أتؤمننا و ابن رسول الله لا أمان له» لعنت خدا بر شما و امان‌نامه شما! ما در امانيم و فرزند پيغمبر در امان نيست. اين صحنه گذشت.

وقتي امان‌نامه عصر تاسوعا اثر نكرد اينها ديدند هيچ چاره ندارند خواستند كار را همان شب عاشورا يكسره كنند حمله‌كنان به طرف خيام حسيني آمدند كه هم‌اكنون بايد جنگ كنيم يا تسليم يا جنگ, عصر تاسوعا بعد از آن جريان امان‌نامه. اينجا بود كه وجود مبارك سالار شهيدان به قمر بني‌هاشم فرمود: «إركب بنفسي أنت يا أخي» عباس! من به فداي تو، برو با اينها مذاكره كن «فإن استطعت أن تؤخّرهم إلي الغدوة و تدفعهم عنّا العشيّة» اگر توانستي مذاكره كني امشبي را مهلت بگيري اين كار را بكن براي اينكه خداي سبحان مي‌داند «فهو يَعلم أنّي قد اُحبّ الصلاة له و تلاوة كتابه و الدعاء و الإستغفار» خدا مي‌داند من نماز را دوست دارم يعني اگر عده‌اي «خوفاً من النار» عبادت مي‌كنند عده‌اي «شوقاً الي الجنّة» عبادت مي‌كنند من «حبّاً» و «شكراً» عبادت مي‌كنم[۵] فرمود من نماز را دوست دارم دعا و استغفار را دوست دارم مناجات آخر را داشته باشيم, دعا و استغفار را داشته باشيم اگر توانستي امشب را مهلت بگير.

علاقه ‌منديم بفهميم عزاداری ما مقبول است يا نه؟/ سالار شهيدان (س) خونش را داد برای همين دو كار ...
وجود مبارك قمر بني‌هاشم برگشت با آنها مذاكره كرد و آن شب را مهلت گرفت.[۶] همه اصحاب رفتند در خيمه‌هايشان «لهم دويّ كدويّ النحل»[۷] همه‌شان مشغول قرائت قرآن, نماز, دعا و مناجات بودند مثل زنبورهاي كندو كه هر كدام زمزمه‌اي دارند اينها هم مناجات داشتند تنها كسي كه پرچمداري را به عهده داشت و نگهباني خيمه‌ها به عهده او بود قمر بني‌هاشم بود عده‌اي هم البته ممكن بود در خدمت او همراهي كنند.

مستحضريد كه اين راه آب را براي چند منظور بستند وقتي كه سيدالشهداء(سلام الله عليه) وارد سرزمين كربلا شد دستور ابن‌زياد اين بود كه «جعجع بالحسين»[۸] يعني خيلي سخت بگير نگذار كنار رود فرات چادر بزنند, سايه درخت نباشد, دامنه تپّه نباشد خب شما مستحضريد يك قافله وقتي بخواهد خيمه بزند نزديك نهر خيمه مي‌زند نه در فاصله دور, قافله‌اي كه آمده مي‌خواهد در آن بيابان چادر بزند خب نزديك نهر و رودخانه چادر مي‌زند نه با فاصله, نگذاشتند حضرت كنار آن نهر عظيم چادر بزند گفتند «جعجع بالحسين» سخت بگير, در وسط آفتاب باشد نه پناهگاه مردمي داشته باشد نه پناهگاه طبيعي.

اين بخشي از رود كه در شمال شرقي كربلا مي‌گذرد كه از آن به عنوان رود فرات ياد مي‌كنند اين را براي دو جهت بستند يك جهت براي اينكه آب به خيام حسيني نرسد, يك جهت هم مستحضريد كه از همه جاي رود بزرگ نمي‌شود عبور كرد اين رودخانه‌هاي بزرگ جايي كه شيب نرمي دارند آن شيب نرم را مي‌گويند «شريعه» يعني جايي كه مي‌روند آب مي‌گيرند «مورد الشاربه» شريعه فرات يعني جايي كه براي گرفتن آب رفت و آمد مي‌كردند آنجا يك شيب نرم داشت قابل اين بود كه كسي عبور بكند برود و آب بگيرد.

اين قسمت شريعه را با چندين تيرانداز نگهباني مي‌كردند براي دو منظور: يكي اينكه آب به خيام حسيني نرسد يكي اينكه روستايي‌هايي كه آن طرف نهر بودند به كمك ابي‌عبدالله نيايند راه خشكي كه بسته بود راه آبي را هم بستند راه آبي بسته شد بر اساس اين دو منظور بود كه عده زيادي تيرانداز, موكَّل بودند براي شريعه فرات, كاملاً راه كمك را بستند. وجود مبارك قمر بني‌هاشم بنا شد برود آب بياورد خب از همه اين تيراندازها بايد عبور بكند و آب بياورد همه اين كارها را كرد وقتي كه به فرات رسيد لبان مطهّرش هم تشنه است دست مطهّرش به آب رسيد خب اين نهايت كرامت است «ذَكَر عطش الحسين»[۹] به ياد لبان تشنه ابي‌عبدالله افتاد اين خيلي كرامت است آب ننوشيد تشنه وارد شد تشنه از شريعه فرات بيرون آمد مشك را پرآب كرد آنها از هر طرف حمله كردند كه وجود مبارك قمر بني‌هاشم آب را به خيام نرساند.

جنگ رو در رو با قمر بني‌هاشم براي آنها بسيار دشوار بود كمين كردند بخشي از دست راست حضرت را قطع كردند, حضرت عَلَم را با دست چپ گرفت ديگر عَلَم را نينداخت تا ديگري بيايد بگيرد در يكي از جبهه‌هاي جنگ، دست راست اميرالمؤمنين(سلام الله عليه) آسيب ديد عده‌اي خواستند آن پرچم رسمي را بگيرند وجود مبارك پيغمبر(صلّي الله عليه و آله و سلّم) فرمود پرچم را به دست چپ علي بدهيد[۱۰] پرچم را در آن جبهه به دست چپ اميرالمؤمنين قرار دادند اينجا هم وجود مبارك قمر بني‌هاشم پرچم را با دست چپ گرفت. مقداري كه آمد از كنار اين درخت‌ها كسي كمين كرد دست چپ حضرت را قطع كرد. امّ‌البنين(سلام الله عليها) در مرثيه‌اي كه دارد مي‌گويد به من گفتند عباسِ تو مَشك را به دندان گرفت دستان پسرم چه شد كه مشك را به دندان گرفت. با بقيه دو دست, پرچم را نگهداشت مشك را هم به دندان گرفت كه زود به خيام برسد تيري آمد مشك را سوراخ كرد آب مشك ريخت وجود مبارك قمر بني‌هاشم نه دستي دارد كه برگردد نه آبي دارد كه به خيمه برود در همين گير و داد ان‌شاءالله اين تاريخ‌ها درست نباشد تيري به چشمان مطهّر حضرت رسيد حضرت تا اين تير را از چشم بردارد سر خم مي‌كند كله‌خود از سر مي‌افتد وقتي كله‌خود از سر افتاد عمود بر فرق مطهّر قمر بني‌هاشم رسيد اينجا بود كه عرض كرد: «يا أخا أدرك أخاک» همه شهدا را يك‌جا زيارت مي‌كنند ولي براي قمر بني‌هاشم سه جا زيارت مي‌كنند يك‌جا كتيبه‌اي است كه دست راست حضرت قطع شد, يك‌جا كتيبه‌اي است كه دست چپ حضرت قطع شد آنجا كه دست راست حضرت قطع شد كتيبه‌اي است اين اشعار فارسي در آن نوشته است:

افتاد دست راست خدايا ز پيكرم٭٭٭ بر دامن حسين برسان دست ديگرم
دست چپم به جاست اگر نيست دست راست٭٭٭ اما هزار حيف كه يك دست بي‌صداست

آنجا كه دست چپ حضرت قطع شد كتيبه‌اي دارد نوشته است:

ان فی هذا المقام انقطعت٭٭٭يُسرة العباس بحر الکرم

اين دو جا، آنجا هم كه بدن بي‌سر حضرت هست كه زيارتگاه حضرت است. وجود مبارك سالار شهيدان(سلام الله عليه) به بالين اين بدن آمد ديد اين بدن را قطعه قطعه كردند همه بدن‌ها را به خيمه دارالحرب حمل كرد اين بدن را گذاشت آيا براي اينكه اين بدن را قطعه قطعه كردند يا براي اينكه خواست قبر برادرش بارگاه جدا و مستقل داشته باشد كم نبودند شهدايي كه آنها را قطعه قطعه كردند ولي سالار شهيدان همه اينها را به خيمه دارالحرب آورد و اگر اين بدن را سالار شهيدان نمي‌توانست به خيمه دارالحرب ببرد وقتي وجود مبارك امام سجاد دستور داد همه ابدان را جمع كنيد پايين پاي وجود مبارك سيّدالشهداء, مي‌توانست دستور بدهد كه بدن مطهّر قمر بني‌هاشم را هم منتقل كنيد ولي اين كار را نكرد بنا بر اين بود كه بارگاه وجود مبارك قمر بني‌هاشم مستقل باشد لذا وجود مبارك امام سجاد دستور داد همان‌جا كه بدن مطهّر قمر بني‌هاشم است همان‌جا دفن كنند.

 دو نفر خصيصه‌اي داشتند كه وجود مبارك امام سجاد آ‌ن خصيصه را رعايت كرد يكي دفن بدن مطهر سالار شهيدان بود كه شخصاً وارد قبر شد و اين بدن مطهر را دفن كرد, دوم بدن مطهر قمر بني‌هاشم بود كه شخصاً وارد قبر شد و آن بدن مطهّر را دفن كرد و اگر به آن حضرت مي‌گفتند شما به تنهايي چگونه اين بدن‌ها را دفن مي‌كنيد مي‌فرمود: «إنّ مَعي مَن يعينني»[۱۱] با من کسانی هستند كه مرا كمك كنند.

«اَلسَّلامُ عَلَي الْحُسَيْنِ وَعَلي‏ عَلِي بْنِ الْحُسَيْنِ وَعَلي‏ اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَعَلي‏ اَصْحابِ الْحُسَيْنِ وَ رَحمةُ الله وَ بَركاتُه»
نسئلك اللهمّ و ندعوك باسمك العظيم الأعظم الأعزّ الأجلّ الأكرم يا الله! يا الله! يا الله…

پروردگارا! اين عرض ادب را به بهترين وجه قبول بفرما! بعد از پذيرش, اين را به عنوان بهترين هديه به ارواح سيّد شهداء و اولاد و اصحابش اهدا بفرما! ذخيره دنيا و آخرت ما قرار بده! همه ذوي‌الحقوق ما از اين عرض ادب بهره‌مند بفرما! پروردگارا! نظام ما, رهبر ما, مراجع ما, ملت و مملكت ما را در سايه وليّ‌ات حفظ بفرما! روح مطهر امام راحل و شهداي انقلاب و جنگ را با انبيا محشور بفرما! مشكلات مملكت را در سايه وليّ‌ات برطرف بفرما! بيداري اسلامي خاورميانه را به پيروزي نهايي برسان! خطر دشمنان دين مخصوصاً استكبار و صهيونيسم را به خود آنها برگردان! جوانان و فرزندان ما را از بهترين شيعيان اهل بيت(عليهم السلام) قرار بده! بين ما و خاندان عصمت و طهارت در دنيا و برزخ و قيامت جدايي نينداز!
«غفر الله لنا و لكم و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته»
 


[۱] . تهذيب الاحکام، ج۶، ص۱۱۳٫
[۲] . سوره عنکبوت، آيه ۴۵٫
[۳] . غررالحکم و دررالکلم، ص ۲۳۶، ح ۴۷۳۸، ۴۷۴۰، ۴۷۴۱٫
[۴] . الکافی، ج ۲، ص۱۹ و ۲۴ و ج ۴، ص۶۲٫
[۵] . ر.ک: الکافی، ج۲، ص ۸۴؛ ر.ک: نهج البلاغة، حکمت ۲۳۷٫
[۶] . الارشاد (شيخ مفيد), ج۲, ص۸۹ ـ ۹۱٫
[۷] . اللهوف، ص۹۴٫
[۸] . مثيرالأحزان, ص۴۸٫
[۹] . بحارالأنوار, ج۴۵, ص۴۱٫
[۱۰] . تاريخ الخميس، ج۱، ص ۴۳۴؛ ذخائر العقبی(چاپ مکتبة القدسی)، ص ۷۵٫
[۱۱] . مقتل الحسين(المقرّم)، ص۳۳۷٫
 
منبع: بنیاد بین المللی علوم وحیانی اسرا